توحید .:. آثار و مقالات رضا صنعتی

توحید .:. آثار و مقالات رضا صنعتی

در بخشی از مطالب این سایت به بیان تاریخ شهرستان کازرون (به ویژه تاریخ معاصر آن) پرداخته شده است. این از آن روست که هم نویسنده اهل کازرون است و هم اثر در حال نگارش وی به موضوع «انقلاب اسلامی در کازرون» اختصاص دارد.

آخرین نظرات

۳۵ مطلب با موضوع «اندیشه اسلامی» ثبت شده است

اشاره: چند شب پیش یکی از دوستان شوخ طبع یک سوال شرعی را احتمالاً به نیابت از همسرشان به صورت پیامکی پرسید. تا قانع شدن ایشان پیامکهای متعددی میان ما رد و بدل شد. اکنون مناسب دیدم متن این پیامکها را خصوصاً برای مطالعه خواهران گرامی منتشر کنم. هم لطیف است و هم فقهی!

***

حاج آقا سلام! طاعات قبول. حال شما؟ یه سوال شرعی: وضعیت قرآن خوندن برای خانم هایی که عذر شرعی دارن توی ماه مبارک چطور هست؟

 

با سلام و آرزوی قبولی طاعات. الحمدلله. سوره هایی که سجده واجب دارند را نخوانند. التماس دعا

 

ممنون. پس مسأله کراهت داشتن بیش از چند آیه چی؟

 

کراهت در عبادات به معنای کمتر بودن ثواب است نه بد بودن عمل. البته لمس آیات برایشان جایز نیست.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۵ ، ۲۲:۵۰

اشاره: در کتاب شریف مفاتیح الجنان اثر شیخ عباس قمی دعاها و زیارات متعددی آمده که در آنها به برخی از اسامی، صفات و ویژگی های امام زمان اشاره شده است.

پیش از ذکر این موارد، چند تذکر را لازم می دانم.

الف. در این تحقیق تنها به مواردی اشاره شده که به صورت مشخص امام زمان(عج) را مورد نظر داشته است. لذا از ذکر اسامی عامی که مثلاً در زیارت جامعه ذکر شده و همه ائمه را شامل می شود خودداری شده است.

ب. از ذکر صفاتی که تحقق آنها مستلزم اجابت دعای مؤمنین درباره ی حضرت است خودداری شده است. گرچه این دعاها به یقین زمانی اجابت خواهد شد اما ما تنها به ویژگی هایی پرداخته ایم که مستلزم اجابت این دعاها نیست.

ج. اسامی، صفات و ویژگی های امام زمان به ترتیب حروف الفبا ذکر شده اند.

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۹۵ ، ۲۰:۱۳

 مباحثات: حجت‌الاسلام رضا صنعتی، از طلاب و دانش‌آموختگان جوان حوزه علمیه قم است و آثاری چون «مشروعیت آسمانی؛ ولایت فقیه در اندیشه سیاسی آیت الله هاشمی رفسنجانی» و «گفتمان مصباح؛ گزارشی از زندگانی و مواضع علمی سیاسی آیت الله مصباح یزدی» از جمله تألیفات اوست. آخرین کتاب او با عنوان «هاشمی در سال ۸۸» که سال‌ها در انتظار کسب مجوز از دولت دهم بود، با سر کار آمدن دولت یازدهم مجوز چاپ گرفت و به‌صورت موفقی وارد بازار کتاب شد؛ به‌طوری که در ماه اول انتشار، به چاپ هفتم رسید. وی در این گفت‌وگوی اختصاصی با مباحثات، دو مبنای «مشروعیت، مقبولیت» و «مشروعیت تلفیقی» درباره‌ی نظریه‌ی ولایت فقیه را تبیین کرده است. 

امروز در فضای رسانه‌ای و ذهنی جامعه ما، دو نظریه درباره ولایت فقیه، برجسته‌تر است؛ یکی نظریه مبتنی بر رأی مردم و نظریه دیگر مبتنی بر نصب الهی ولی فقیه. سوال اینجاست که این دو نظریه، در واقعیت بیرونی و در فضای عملی، چه تمایزها و چه تفاوت‌هایی ایجاد می‌کنند؟ آیا اختیارات ولی فقیه در این دو نظریه متفاوت است؟ آیا مطلقه بودن ولایت فقیه در یکی هست و در دیگری نیست؟ در یک کلام ثمره عملی این نظریه‌ها چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن تشکر از شما و زحماتی که می کشید. ابتدا تذکر چند نکته را لاز می دانم. اول اینکه شاید بهتر بود این مصاحبه را با برخی از فضلای برجسته ی حوزه انجام می دادیم. بنده تنها بر اساس علاقه  ام،  پی گیری و مطالعاتی در این رابطه داشته ام اما هستند بزرگانی که حرف های بیشتری برای گفتن داشته باشند. نکته ی دوم آن که منظور ما از ولایت فقیه، حکومت فقیه است. بنده معتقدم شاید اگر ما از اول از تغبیر حاکمیت فقیه استفاده می کردیم، بهتر بود تا بگوییم ولایت فقیه؛ چون ولایت، معانی مختلفی دارد. ولایت ائمه ابعاد گسترده‌ای دارد اما ولایت فقیه، فقط به منای حکمرانی فقیه است و معنایی غیر از این ندارد. وقتی ما در طول تاریخ تشیع، ولایت ائمه را با همه معانی گسترده‌اش شناخته‌ایم و امروز می‌گوییم ولایت فقیه، ممکن است برخی تصور کنند که فقیه همه آن ولایت‌های ائمه را هم دارد.

نکته سوم این که: بنده به اختلاف نظرهای علمی موجود در این عرصه واقفم اما جداً معتقدم دعوا و جدل‌هایی که در فضای سیاسی جامعه رخ می دهد، فراتر از نظریات علمی است. این دعواها بیستر به عرصه عمل برمی‌گردد و کمتر ناشی از اختلاف نظر علمی است. چرا؟ چون گاهی افرادی که در این زمینه صاحب نظرند، یا لااقل افرادی که جامعه درباره نظر آنها حساس است، در عرصه نظر و در کلیات مبانی اتفاق دارند؛ به عنوان نمونه گروهی از اصولگرایان مخالف آیت الله هاشمی در یک مقطع برای توجیه تهاجم خود به ایشان ادعا می کردند که وی مشروعیت الهی فقیه را قبول ندارد و صرفا طرفدار نظریه ی انتخاب مردمی است. این موضوع مدتها دغدغه اصلی برخی از رسانه های آنها بود. اما وقتی در سخنان آقای هاشمی دقت می‌کردیم، می دیدیم که او هم تصریح دارد بر اینکه مشروعیت فقیه از طرف خداست. اما او در کنار این مساله این نکته را نیز برجسته می کرد که تا مردم نخواهند، فقیه نمی‌تواند حاکمیت داشته باشد. آقای هاشمی تاکیدهای زیادی روی نقش مردم می‌کند، اما به هر حال مبنایش این است که مشروعیت فقیه در عصر غیبت از طرف خداست. (ر.ک: مشروعیت آسمانی، ویرایش دوم، صص 98-104) حتی در خطبه مشهور ۸۸ که در خطبه اول جایگاه رأی مردم در حکومت امام علی (ع) را مطرح کردند، تصریح می کند که پیامبر اکرم (ص) به امیرالمومنین (ع) فرمودند که شما از طرف خدا حاکم هستید. بعد هم این مبنا را مبنای  جمهوری اسلامی معرفی می کند. (ر.ک: هاشمی در سال 88، ویرایش دوم، صص 124) اینکه او می گوید: از طرف خدا حاکم هستید یعنی چه؟ یعنی مشروعیت از طرف خداست. اما تا مردم نخواستند، شما نمی‌توانید حکومت کنید. این نظریه آیت الله هاشمی است که برخی از آن به عنوان نظریه انتخاب یاد می کردند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۸:۱۳

متن زیر بخشی از باب سوم کتاب «الحقایق فی محاسن الاخلاق» با عنوان «فی ذم حب المال» اثر ملامحسن فیض کاشانی است که توسط اینجانب ترجمه و تلخیص شده است.

***

اموال از بزرگترین فتنه‌ها و غالب‌ترین ناراحتی‌های دنیا هستند.

فتنه بودن مال از آن جهت است که بی‌نیازی از آن حاصل نمی‌شود.

لذا دو حالت وجود دارد:

1. اگر به مال رسیدی: سلامتی از فتنه ی آن نیست چرا که احتمال طغیان و در نتیجه خسران هست.

2. اگر به مال نرسیدی: سبب فقر می‌شود که احتمال کفر در آن می‌رود.

و بالجمله مال از دو حال خارج نیست

1. دارای فوائد است که به آن منجیات می‌گویند.

2. دارای آفات است که به آن مهلکات می‌گویند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۳ ، ۱۲:۴۸

تبلیغ و ترویج فرهنگ دینی و بالتبع مقابله با فرهنگ مهاجم، اصلی‌ترین وظیفه‌ی هر مؤمن دردمندی است. اما به راستی کدامین تبلیغ، مؤثرترین و پرنفوذترین روش در این جهت است؟

 

این پرسش از آن رو اهمیت می‌یابد که برخی با توجه افراطی به فرهنگ مهاجم و برآورد غلط از میزان اهمیت، تأثیر و روش مقابله با آن، عملاً به یکی از مبلغین این فرهنگ تبدیل شده‌اند.

 

طبیعتاً مهم‌ترین ره‌آورد چنین روشی، همکاری در ترویج فرهنگ مهاجم و در بعضی موارد ایجاد «خطورات ذهنی منفی» ـ به عنوان یکی از مهم‌ترین آفت‌های خودسازی معنوی ـ برای شخص مبلغ خواهد بود. (وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً)

 

این البته به معنای غفلت از صف‌آرایی دشمن در عرصه‌ی فرهنگ نیست بلکه توصیه‌‌‌ای به دقت و هوشمندی در گرفتار نشدن به دام شیاطین و بازی نکردن در زمین آنهاست. 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۲ ، ۱۸:۲۴

علی‌رغم جمعیت قابل توجه مسلمانان در سراسر جهان اما اختلافات موجود در میان آنان سبب شده است که امت اسلام نتواند از ظرفیت‌های نهفته‌ی خود آن‌گونه که شایسته است بهره‌برداری به عمل آورد.

آثار سوء اختلاف نه تنها در کل امت اسلامی بلکه در میان جوامع اسلامی کوچک‌تر از قبیل جامعه‌‌ی ایمانی شیعیان در جمهوری اسلامی ایران نیز خطرات بسیاری را به دنبال خواهد داشت.

بررسی این موضوع به این دلیل اهمیت دارد که وجود اختلاف در امت اسلام باعث شده است تا ملت‌های مسلمان نتوانند آنچنان که باید از حقوق مسلم خود دفاع کنند و حتی به دلیل این اختلافات دشمنان اسلام جرأت کشتار مسلمانان در نقاط مختلف دنیا، اهانت به مقدسات اسلام و یا ممانعت از عمل به دستورات دین توسط مسلمین را به خود می‌دهند.  بی‌شک اگر این اختلاف‌ها در امت اسلام وجود نداشت دشمنان اسلام نیز جرأت تعدی به مسلمین را نداشتند.

تلاش ما در این نوشتار بر آن است تا با استفاده از آیات شریف قرآن به تبیین آثار سوء این اختلافات بپردازیم.

در موضوع این تحقیق با سه مفهوم «تفرقه»، «اختلاف» و «تنازع» در قرآن مجید مواجه هستیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۲ ، ۱۲:۲۷

همه‌ی ما شهید بهشتی را به عنوان نمادی از صبر و شکیبایی و تحمل مخالف می‌شناسیم. شهیدی که به رعایت انصاف در برخورد با مخالفان مشهور است. کسی که همگان را از تندی و تندخویی در مقام بحث و گفتگوی با دیگران برحذر می‌دارد. همو که درباره‌ی شیوه‌ی صحیح بحث و گفتگو می‌گوید:

«خو بگیرید به اینکه آرام، منطقی و روشن سخن بگویید. منظورم از آرام سخن گفتن این است که انسان همیشه مواظب حق باشد و حرف بزند؛ یعنی با تقوا سخن بگوید. منظورم از آرام سخن گفتن، سخن گفتن در شکل و شمایل و خصلت متقیان، خداترسان، حق پرستان و کسانی است که همواره در هر کلمه و در هر رفتار، و حتی در هر ژست، مراقب این هستند که مبادا حق آسیب ببیند. حق که آسیب نمی‌بیند؛ مبادا اینها از حق تخطی کنند.(1)... برخوردها باید منصفانه، منطقی، آرام، متین، روشنگر، امکان فکر گسترده دادن باشد. تحجر، تعصب، جمود، مطالب را زود در چارچوب‌های محدود آوردن و تاختن، هرگز نمی‌تواند آهنگ تربیت مدرسه باشد... شما آقایان چگونه معارف فعلی خودتان را برای شناخت حق، در تمام جزییاتش، آن‌قدر بالغ می‌دانید که این‌قدر پرخاش می‌کنید؟! شنیده‌ام شما رفقا به هم پرخاش می‌کنید، اصلاً ولنگاری می‌کنید. کِی ولنگاری راه به راه آوردن انسان‌ها به حق است که شما از حربه‌ی ولنگاری استفاده می‌کنید؟(2)»

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۲ ، ۱۳:۰۲

- کوفیان «بهترین مردمان» عصر امام حسین (ع) بودند.(1)

 

- حدود «صد هزار» نفر از «کوفیان»(2)؛ هجده هزار «نامه» به امام حسین (ع) نوشته، او را به کوفه دعوت کرده و به ایشان «وعده‌ی قیام» دادند.

- با وجود «ناصر»؛ «حجت ظاهر» بر امام تمام است.(3)

- «میلیون‌ها» نفر از «ما» دعای «عهد و ندبه» خوانده، از دوری امام و مولایمان ناله سر داده(4) و آمادگی خویش برای «قیام» را فریاد می‌کشیم.(5)

- به راستی چه می‌شد اگر امام ما نیز؛ مأمور به «حجت ظاهر» بود؟(6)

- سهم امام حسین (ع) از «جماعت کوفیان» شمشیرهاشان شد.(7)

- شمشیرهای «ما» بر کیست؟(8)

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۱ ، ۰۷:۲۱

می‌دانم که غمگینی. می‌دانم که ظلم و ستم حاکمان فاسد دنیا به مردم و شیعیانت دلت را به درد آورده است. می‌دانم به یاد شیعیانت هستی و می‌دانم که برای نجات آنها دعا می‌کنی و فرجت را از خداوند طلب می‌داری. می‌دانم که در مناجات و اشک سحرت رخصت ظهور می‌طلبی.

می‌دانم! آقا جان! و می‌دانم که از من دلگیری!

می‌دانم که اگر تحمل غفلت شیعیانت از یاد تو، سخت‌تر از تحمل ظلم ظالمان نباشد، کمتر نیست.

آقای من!

وقتی به این فکر می‌کنم که گناه تأخیر فرج و جولان دادن مستکبران به گردن من و امثال من است، دوست دارم زمین شکافته شده و مرا با خود فرو برد.

آری! حاکمیت مستضعفان بر مستکبران معطل همراهی ما با توست و چه دردی بزرگتر از این که ولی خدا منتظر تو باشد و تو در غفلت و گناه روزگار بگذرانی؟ او که بسیاری از انتظارش دم می‌زنند خود منتظر همراهی یارانی استوار است.

آقای من!

می‌دانم که اگر لااقل ما که به نام شیعه بودنت دل خوش کرده‌ و از دوستی‌ات سخن می‌گوییم تو را از اعماق دل طلب می‌کردیم، اگر خود را در عمل به تو نزدیک می‌کردیم، اگر یک صدا تو را طلب می‌کردیم، اگر جامعه لبریز از انتظار تو بود، اگر من و امثال من به جای غفلت از یادت همراهت بویم، شاید... شاید امروز دنیا جولانگاه مستکبران نبود و شیعیان تو به خاک و خون کشیده نمی‌شدند.

آقا جان! جهان لبریز از ظلم است و فساد؛ و نجات از این ظلمات جز به عنایت تو ممکن نیست.

آقا جان! نجات ما از غفلت و گناه نیز محتاج عنایت و گوشه‌ی چشم توست.

آقا جان! بیا و دست‌هامان بگیر و از غفلت برهان تا یک صدا تو را طلب کنیم، تا بساط ظلم برچینیم و عدالت بگسترانیم...

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند؟

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۱ ، ۱۷:۲۰

پس از انتشار پاسخ‌های بنده به «پرسش‌هایی درباره‌ی حجاب» در یکی از شبکه‌های اجتماعی یکی از کاربران نظر خود را در ذیل آن نگاشت. در ادامه نظر وی و پاسخ بنده را مطالعه کنید.

 ***

نظر: هرچند حجاب از اصول مسلم اسلام است ولی الزام حکومتی آن غیر شرعی است زیرا نقض غرض شارع است . آیه حجاب در سوره احزاب صراحتا وضع چنین قانونی را اذیت نشدن خانمها می‌داند پس اذیت کردن آنها برای داشتن حجاب یعنی برای ایجاد امر مهمی امر اهمی را ضایع کردن که البته خلاف اصول فقهی است.

 ***

پاسخ: خداوند در آیه 59 از سوره مبارکه‌ی احزاب می‌فرماید:«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِن ‏ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلایُؤْذَیْن» اگر ملاک شما این آیه‌ی شریفه است. چند نکته در آن وجود دارد که می‌بایست بدان توجه کرد:

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۹۱ ، ۱۱:۱۱

 

نقل است؛ مردم در زمان حیات حضرت محمد (صل الله علیه و آله و سلم) تلاش می‌کردند بر رسول خدا در سلام کردن پیشی بگیرند اما این پیامبر خدا بود که پیش از آنها سلام می‌گفت.

***

نقل است؛ برخی از همین مردم در دوران حکومت امیر المؤمنین علی (علیه السلام) سلام آن حضرت را بی‌پاسخ می‌گذاشتند. امام در سخنرانی‌های متعددی از مردم زمان خویش گلایه کرده است.

***

امروز اما این من و تو هستیم که تا در قله‌ی لیاقت نباشیم، پاسخ سلام خود به امام زمانمان را نمی‌‌شنویم!

***

لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید (ابراهیم: 7)

 

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۱ ، ۰۶:۳۰

با توجه به مباحث و ادعاهایی که این روزها درباره‌ی پیامبر بودن کورش (پادشاه هخامنشی) مطرح می‌شود بر آن شدیم تا نکاتی را از نگاه علامه‌ی طباطبایی (ره) درباره‌ی ذوالقرنین و نیز عبارتی از شهید مطهری که بر پیامبر نبودن کورش دلالت دارد را تقدیم خوانندگان محترم کنیم:

نکاتی از علامه طباطبایی (ره) درباره‌ی ذوالقرنین

مرحوم علامه‌ی طباطبایی (ره) در کتاب شریف المیزان در تفسیر آیات ۸۳ تا ۱۰۲ از سوره‌ی مبارکه‌ی کهف که مربوط به ذوالقرنین است. مباحث‌ مفصلی را بیان کرده است. در ادامه به عباراتی از علامه در تفسیر این آیات اشاره می‌شود.

۱. قرآن بر پیامبر بودن ذوالقرنین دلالت ندارد

جمله" ُقلْنا یا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنا" دلالت ندارد بر اینکه ذى القرنین پیغمبرى بوده که به وى وحى مى‏شده، چون همانطورى که گفتیم قول خدا اعم از وحى مختص به نبوت است. جمله" ثُمَّ یُرَدُّ إِلى‏ رَبِّهِ فَیُعَذِّبُهُ ..." از آنجا که نسبت به خداى تعالى در سیاق غیبت آمده خالى از اشعار به این معنا نیست که مکالمه خدا با ذو القرنین به توسط پیغمبرى که همراه وى بوده صورت گرفته، و در حقیقت سلطنت از او نظیر سلطنت طالوت در بنى اسرائیل بوده که با اشاره پیغمبر معاصرش و هدایت او کار مى‏کرده.

(ترجمه المیزان، ج‏13، ص: 500)

۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۸۹ ، ۰۴:۵۰

«الملک یبقی بالعدل مع الکفر و لایبقی الجور مع الایمان»؛ این کلامِ حکیمانه‌‌ایست از پیامبر مکرم اسلام‌(ص) و حکایت از آن دارد که حکومت را ممکن است بتوان با کفر و بی‌دینی تداوم بخشید اما با ظلم و پایمال کردن حقوق دیگران هرگز!

توجه به مضمون این حدیث در هر دوره و زمانی خصوصاً برای جناح‌‌های سیاسی حاکم بر هر جامعه‌ از اهمیت بالایی برخوردار است.

رهبر معظم انقلاب نیز در 14 خرداد ماه امسال تذکر حکیمانه‌ای به بخشی از نیروهای انقلابی داده و از آنان خواستند تا ضمن رعایت تقوا، مراقب باشند تا در قضاوت‌ها، سخنان، نوشته‌ها و اقدامات خویش حتی نسبت به دشمنان و مخالفان خود نیز ظلمی روا ندارند.

به نظر حقیر؛ این تذکر رهبری یک توصیه‌ی اخلاقی صِرف نبود بلکه می‌توان آن را تأکیدی ظریف بر مهم‌ترین شرط تداوم حاکمیت جریان اصولگرایی (به معنای واقعی خود) دانست.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۸۹ ، ۲۰:۲۰

حتماً برای شما نیز اتفاق افتاده است که قسمتی از بدنتان با چیز داغی برخورد کرده و بسوزد. در آن زمان حتماً بسته به میزان سوختگی درجاتی از درد را با ناراحتی تحمل کرده‌اید و حتماً شنیده یا دیده‌اید که افرادی نیز بر اثر سوختگی در آتش زیبایی و یا برخی از اعضا و یا حتی جان خود را از دست داده‌اند. شاید در آن زمان برای لحظاتی خود را جای آن شخص قرار داده و با رقت قلب حاصل از آن خدا را بواسطه‌ی سلامتی خویش شکر کرده‌اید. اما این آتش‌ها همه آتش‌های دنیوی بوده و درد و رنج ناشی از آن بالاخره به پایان خواهد رسید.

نمی‌دانم آیا شما نیز درباره‌ی آتش جهنم و رنج و سختی ناشی از آن اندیشیده‌اید؟! آیت الله شهید دستغیب در یکی از آثار خود روایت عجیبی را درباره‌ی شدت آتش جهنم نقل کرده‌ است! می‌دانید یکی از آرزوهای اهل جهنم رهایی از آتشی است که آنها را احاطه کرده است. در روایت مذکور چنین نقل شده بود که «اگر شخصی را از آتش جهنم بیرون آورده، در تنور آتش دنیا بیاندازند در آنجا خواب راحتی خواهد رفت!» خدایا! آتش جهنم چه آتشی است که تنور داغ شده از آتش دنیا در مقایسه با آن مکانی راحت و خنک محسوب می‌شود؟!

امام علی‌ (علیه السلام) در دعای شریف کمیل درباره‌ی عذاب جهنم با خدای خویش چنین نجوا می‌کند:

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۸۸ ، ۱۸:۳۸

در همین ‌جایی که من و شما نشسته، ایستاده و یا خوابیده‌ایم موجودات و تصاویری وجود دارند که نمی‌بینیم و صداهایی است که نمی‌شنویم!

شاید بگویید این دیگر چه ادعای پوچ و بی‌معنایی است؟!

می‌گویم: مگر جز این است که اگر در همین‌جا تلویزیون یا رادیویی را باز کنید بسیاری از همین تصاویر و صداها را می‌بینید و می‌شنوید؟! مگر جز این است که هرچه آنتن تلویزیون شما قوی‌تر باشد تعداد شبکه‌های بیشتری را مشاهده خواهید کرد؟ مگر جز این است که هرچه گیرندگی رادیوی شما قوی‌تر باشد امواج بیشتری را خواهید شنید؟

آیا شما بدون این گیرنده‌های صوتی و تصویری می‌توانستید این همه صدا و تصویر را ببینید یا بشنوید؟! آیا وقتی از این گیرنده‌ها استفاده نمی‌کردید انکار وجود این صداها و تصاویر کار خردمندانه یا روشنفکرانه‌ای بود؟!

خداوند متعال در قرآن مجید از موجودات مهم‌تری نام برده است که علی‌رغم آنکه وجود دارند اما به صورت معمول از نگاه ما پنهان هستند! شیاطین و ملائک از جمله‌ی این حقایق‌اند که البته وجود آنها تأثیر غیرقابل انکاری در زندگی ما دارد. اگر ما آنها را نمی‌بینیم یا صدایشان را نمی‌شنویم؛ ضعف از گیرندگی ماست.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۸۸ ، ۱۱:۱۳

انسان در زندگی دنیوی خویش نسبت به برخی از افراد علاقه دارد. گاهی این علاقه آنقدر اوج می‌گیرد که به حد عشق می‌رسد. در چنین حالتی عاشق با تمام وجود حاضر است که خود را فدای معشوق کند! یکی از مصادیق بارز این نوع علاقه، عشق پاک مادر به فرزند خویش است. علاقه‌ی پدر به فرزند خود، علاقه‌ی فرزند به پدر و مادر خویش، علاقه‌ی انسان به همسر خود و علاقه به خواهر، برادر و اقوام نزدیک خویش از دیگر مصادیق محبت‌هایی است که معمولاً انگیزه‌ی لذت طلبی در آنها کم‌رنگ‌تر از سایر دوستی‌های دنیوی است.

زندگی دنیوی اما گاهی همراه با خطاها و گناهان کوچک و بزرگی می‌شود که توبه نکردن از آنها و یا خوف از اینکه شاید توبه‌ی ما مورد قبول درگاه الهی واقع نشده باشد، این نگرانی را به همراه دارد که عاقبت ما در قیامت و روز حساب به کجا ختم خواهد شد؟ آیا بهشت و رضوان الهی در انتظار ماست یا جهنم و عذاب‌های هولناک آن؟

آیات متعدد قرآن مجید و روایات فراوان معصومین (علیهم السلام) درباره‌ی اوصاف جهنم آنقدر ترسناک است که تصور اینکه چنین عذابی حتی برای یک لحظه شامل حال ما بشود تصوری وحشتناک خواهد بود. وحشتی که در قیامت نیز گناهکاران را فرا خواهد گرفت به حدی که هیچ مجرمی جز به رهاندن خود از آن عذاب نمی‌اندیشد!

خداوند متعال در قرآن مجید حکایت عجیبی از حال گناهکاران در روز قیامت را بیان کرده است. حکایتی که اگر بدین صراحت در قرآن نقل نشده بود باور آن مشکل می‌نمود! خداوند متعال می‌فرماید:

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۸۸ ، ۰۹:۴۰

۱. در مطالعه‌ی زندگی حضرات معصومین(علیهم السلام) و برخی دیگر از علما و بزرگان دین به مواردی بر می‌خوریم که این بزرگان با یک دعا و درخواست از خداوند گره‌های کوری را گشوده و مشکلات به ظاهر بزرگ و پیچیده‌ای را به سرعت حل می‌کرده‌اند!

۲. سر این مسأله را می‌توان در برخی از روایات ائمه‌ی معصومین(علیهم السلام) یافت. از جمله از امام حسن مجتبی(علیه السلام) نقل شده است که «هر کس خدا را بندگی کند، خدا همه‌ چیز را بنده‌ی او می‌گرداند.» (تنبیه الخواطر، ج 2، ص 108)

۳. ما در شهادتین ابتدا بر بندگی پیامبر و آنگاه بر رسالتش شهادت می‌دهیم. خداوند متعال نیز در آیات متعددی از قرآن مجید؛ برخی از پیامبران از جمله پیامبر مکرم اسلام(ص) را «عبد» و «بنده» خویش می‌نامد.

۴. رسیدن به مقام بندگی خداوند بدان معناست که خود را عملاً در برابر او «عَبْداً مَمْلُوکاً لا یَقْدِرُ عَلى‏ شَیْ‏ء: بنده‌ی مملوکى که قادر بر تصرف در چیزى نیست» (نحل: 75) بدانیم و این جز با رنج و تلاش فراوان حاصل نمی‌شود.

۵. از پیامبر مکرم اسلام (صل الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که خداوند متعال فرشته‌ای به نام «داعی» [دعوت کننده] دارد که هرگاه ماه رجب فرا می‌رسد این فرشته از شب تا صبح ندا داده و مؤمنان را به عبادت دعوت می‌کند.

این فرشته در بخشی از دعوت خویش چنین ندا می‌دهد: «طُوبَى لِلذَّاکِرِینَ طُوبَى لِلطَّائِعِینَ وَ یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى أَنَا جَلِیسُ مَنْ جَالَسَنِی وَ مُطِیعُ مَنْ أَطَاعَنِی: خوشا بحال ذاکرین. خوشا بحال اطاعت کنندگان. خداوند متعال می‌گوید: من همنشین کسی هستم که با من همنشینی کند و از هر کس که از من اطاعت کند اطاعت می‌کنم.»  (مستدرک‏الوسائل: ج 7، ص 535)

عجبا! خداوند متعال، بنده‌ی فرمانبردار خویش را تا آنجا گرامی داشته است که صریحاً خود را مطیع چنین بنده‌ی معرفی می‌کند!

خدایا! ما را بنده‌ی خالص خویش گردان!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۸۸ ، ۱۸:۱۰

یکی از گناهان رایج در جامعه، روی آوردن به سرزنش برخی مؤمنان به محض مشاهده‌ی اشتباهاتی از سوی آنهاست. گاهی برخی از ما به‌جای آنکه با رعایت آداب و سلسله مراتبِ امر به معروف و نهی از منکر با خیرخواهی کامل به دنبال رفع این اشتباهات باشیم، گویا در کمین نشسته‌ایم تا لغزش‌ها را رصد کنیم و با سرزنش‌ کردن‌هایمان از شخصیت، اعتبار و آبروی طرف مقابل بکاهیم! غافل از آن‌که عواقب خطرناک این رفتار در دنیا و آخرت گریبان‌مان را خواهد گرفت.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۸۸ ، ۱۷:۳۲

خدایا! به تو از نفس خویش شکایت می‌کنم. نفسی که مرا به بدی امر می‌کند و به خطاکاری می‌کشاند. نفسی که به نافرمانی‌های تو علاقه‌مند است و خشمت را برمی‌انگیزد. به راهی می‌رود که پایان آن هلاکت است و مرا نزد تو خوارترین هلاک شده‌ها قرار می‌دهد!

نفسم پربهانه و بلند آرزوست! اگر بدی به او برسد بی‌تابی و اگر خوشی ببیند ناسپاسی می‌کند! به لهو لعب میل دارد و آکنده از غفلت و فراموشی است! مرا به سرعت به گناه می‌کشاند و توبه‌ام را به آینده حواله می‌دهد!

خدایا! به تو از دشمنی که گمراهم کند و شیطانی که به بیراهه ‌کشاندم شکایت می‌کنم. سینه‌ام را از وسوسه پر کرده و هوس‌هایش قلبم را احاطه کرده است! هوای نفس از من پشتیبانی می‌کند و حب دنیا را برایم زینت می‌دهد و بین من و اطاعت و نزدیکی تو پرده انداخته است.

خدایا! به تو از دل سیاهم شکایت دارم. دلی که با اندک وسوسه‌ای دگرگون و به گناه و معصیت آلوده می‌شود.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۸۸ ، ۰۹:۵۰

گاهی حال و روز معنوی خوبی نداریم! دوست داریم اهل دلی پیدا شود، ما را نصیحتی کند، راهی، چاره‌ای نشانمان دهد بلکه از این وضعیت خارج شویم و به سوی خدا گام برداریم.

نقل است روزی شخصی خدمت امام سجاد(ع) رسید و از حال خود شکایت کرد!

امام خطاب به او فرمودند: «مِسْکِینٌ ابْنُ آدَمَ لَهُ فِی کُلِّ یَوْمٍ ثَلَاثُ مَصَائِبَ لَا یَعْتَبِرُ بِوَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ وَ لَوِ اعْتَبَرَ لَهَانَتْ عَلَیْهِ الْمَصَائِبُ وَ أَمْرُ الدُّنْیَا؛ این آدمی‌زاد چه بیچاره است! هر روز سه مصیبت به او می‌رسد اما از هیچ یک از این سه مصیبت عبرت نمی‌گیرد در حالی‌که اگر عبرت می‌گرفت مصیبت‌ها و مشکلات دنیا برایش آسان می‌شد.»

همه‌ی ما دوست داریم این سه مصیبت را بشناسیم و از آن‌ها عبرت بگیریم شاید از این روزگار بد معنوی خویش رهایی یابیم!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۸۸ ، ۱۹:۳۸

امروز جایی نشسته بودم. ملخ نسبتاً بزرگی را مشاهده کردم که مرده بود و اطراف او را مورچه‌های بسیاری احاطه کرده و در حال جدا کردن قطعات بدن او و حمل آن به سمت لانه‌ی خویش بودند. به این فکر افتادم که روزی ما نیز خواهیم مرد و پس از مرگ زیر خروارها خاک دفن خواهیم شد. در آن تاریکی قبر غالباً جسم بی‌جان انسان‌ها نیز خوراک کرم‌ها و موجودات دیگری خواهد شد. البته هستند مؤمنان خاصی که جسم آنها در خاک نیز همیشه سالم خواهد ماند!

به یاد بخش‌هایی از دعای امام سجاد(ع) - مشهور ابوحمزه‌ی ثمالی - افتادم:

«...أَخْرِجْ حُبَّ الدُّنْیَا عَنْ قَلْبِی وَ اجْمَعْ بَیْنِی وَ بَیْنَ الْمُصْطَفَى وَ آلِهِ خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ انْقُلْنِی إِلَى دَرَجَةِ التَّوْبَةِ إِلَیْکَ وَ أَعِنِّی بِالْبُکَاءِ عَلَى نَفْسِی فَقَدْ أَفْنَیْتُ بِالتَّسْوِیفِ وَ الْآمَالِ عُمُرِی وَ قَدْ نَزَلْتُ مَنْزِلَةَ الْآیِسِینَ مِنْ خَیْرِی فَمَنْ یَکُونُ أَسْوَأَ حَالًا مِنِّی إِنْ أَنَا نُقِلْتُ عَلَى مِثْلِ حَالِی إِلَى قَبْرِی وَ لَمْ أُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتِی وَ لَمْ أَفْرُشْهُ بِالْعَمَلِ الصَّالِحِ لِضَجْعَتِی وَ مَا لِی لَا أَبْکِی وَ لَا أَدْرِی إِلَى مَا یَکُونُ مَصِیرِی وَ أَرَى نَفْسِی تُخَادِعُنِی وَ أَیَّامِی تُخَاتِلُنِی وَ قَدْ خَفَقَتْ عِنْدَ رَأْسِی أَجْنِحَةُ الْمَوْتِ فَمَا لِی لَا أَبْکِی أَبْکِی لِخُرُوجِ نَفْسِی أَبْکِی لِظُلْمَةِ قَبْرِی أَبْکِی لِضِیقِ لَحْدِی أَبْکِی لِسُؤَالِ مُنْکَرٍ وَ نَکِیرٍ إِیَّایَ أَبْکِی لِخُرُوجِی عَنْ قَبْرِی عُرْیَاناً ذَلِیلًا حَامِلًا ثِقْلِی عَلَى ظَهْرِی ‏...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۸۸ ، ۱۴:۵۴

1. جایگاه تفکر و اندیشه در دین مبین اسلام جایگاه بسیار رفیع و با ارزشی است. در 18 آیه از قرآن مجید از ماده‌ی «فکر» و کلماتی چون «یتفکرون»، «تتفکرون» و ... استفاده شده است و این البته جدای از تعابیر فراوانی است که از ماده‌ی «عقل» در آیات قرآن بکار رفته است.

2. تعالیم دینی ما ارزشی برای پذیرش تقلیدی اصول دین قائل نیست و همه می‌بایست اصول اعتقادی خود (توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت) را با تفکر و اندیشه‌ی خویش بپذیرند.

3. تفکر در روایات معصومین(علیهم السلام) نیز از جایگاه خاص و ویژه‌ای برخوردار است.

ما در ادامه سه روایت در این رابطه ذکر کرده و اندکی درباره‌ی آنها توضیح خواهیم داد:

1-3. راوی نقل می‌کند که از امام صادق(ع) پرسیدم:

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۸۸ ، ۲۳:۵۵

ماه مبارک رمضان امسال به دلایلی از توفیق شرکت در برنامه‌ی مرسوم حوزه‌‌های علمیه در تبلیغ دین محروم شده‌ام لذا تصمیم گرفتم برای جبران این مسأله؛ لااقل روزی یک مطلب دینی را در وبلاگ خویش منتشر کنم شاید از این طریق موجبات جبران بخشی از این بی‌توفیقی فراهم آید! نمی‌دانم آیا خواننده‌ای برای این منبر مجازی خواهم یافت؟

***

1. خداوند متعال در آیه‌ی 107 از سوره‌ی مبارکه‌ی انبیاء خطاب به پیامبر مکرم اسلام؛ حضرت محمد (صلوات ‌الله علیه و آله) می‌فرمایند: «و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین» ای پیامبر! ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.

 

2. در آیه‌ی مذکور خداوند متعال، پیامبر اسلام(ص) را نه تنها برای مسلمانان بلکه برای همه‌ی جهانیان به عنوان رحمت معرفی می‌کنند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۸۸ ، ۱۸:۴۹

چندی پیش پاسخ پرسشی درباره‌ی حجاب را بر روی وبلاگ گذاشتم. هفته‌ی گذشته سایت «الف» لینک آن مطلب را در قسمت وبلاگ‌هایش قرار داد و تعدادی از هموطنان عزیز پس از مطالعه‌ی این پرسش و پاسخ نظرات و یا اشکالات خود درباره‌ی آن را در قسمت نظرات وبلاگ نگاشتند.

اکنون به نطرم رسید می‌توان مجموع این پرسش و پاسخ‌ها را به عنوان یک مطلب مستقل منتشر کرد.

 ابتدا پرسش‌ و پاسخِ قبل را مجدداً نقل می‌کنم و آنگاه پرسش‌ و اشکال‌های خوانندگان و پاسخ‌های آنها را جهت مطالعه‌ی شما عرضه می‌دارم:

 ***

پرسش قبلی: چرا اقلیت‌های مذهبی در ایران باید حجاب داشته باشند آنها که مسلمان نیستند؟ اگر پاسخ شما این است که 90 درصد ایران مسلمان هستند و آنها هم باید رعایت کنند و قانون کشور است، خب! در فرانسه هم 90 درصد افراد غیر مسلمان هستند و منع حجاب هم قانون آن کشور است و مسلمانان در آنجا اقلیت هستند؟

جواب: حجاب از الزامات دین اسلام است و لذا کسی را نمی‌توان ملزم کرد که به واجبات دین خود عمل نکند اما بی‌حجابی نه از واجبات سایر ادیان است و نه اینکه محجبه بودن برای آنها حرام شده است تا الزام کردن آنها به رعایت حجاب در کشور اسلامی (به وسیله وضع قوانین بشری) بر خلاف تعالیم دینی آنها باشد. بر این اساس اگر چیزی واقعاْ در دین مسیح حرام شده باشد کشور اسلامی ایران، مسیحیان موجود در ایران را ملزم به انجام آن فعل حرام ‌نمی‌کند همچنان‌که اگر چیزی بر اساس تعالیم آنها واجب باشد قوانین ما آنها را مجبور به ترک آن واجب ‌نمی‌کند.

۱۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۸۷ ، ۱۰:۴۰

از این پس هر از چند گاهی به برخی از پرسش‌های مذهبی پاسخ خواهیم گفت. همچنین تلاش داریم تا آنجا که ممکن است پاسخ پرسش‌ها را کوتاه و مختصر بدهیم. اینک به عنوان اولین پرسش، سئوال یکی از برادران دانشجو که قبلاً در قسمت نظرات همین وبلاگ مطرح و پاسخ داده شده بود را انتخاب کردم:

***

سئوال: چرا اقلیت‌های مذهبی در ایران باید حجاب داشته باشند آنها که مسلمان نیستند؟ اگر پاسخ شما این است که 90 درصد ایران مسلمان هستند و آنها هم باید رعایت کنند و قانون کشور است، خب! در فرانسه هم 90 درصد افراد غیر مسلمان هستند و منع حجاب هم قانون آن کشور است و مسلمانان در آنجا اقلیت هستند؟

جواب: حجاب از الزامات دین اسلام است و لذا کسی را نمی‌توان ملزم کرد که به واجبات دین خود عمل نکند اما بی‌حجابی نه از واجبات سایر ادیان است و نه اینکه محجبه بودن برای آنها حرام شده است تا الزام کردن آنها به رعایت حجاب در کشور اسلامی (به وسیله وضع قوانین بشری) بر خلاف تعالیم دینی آنها باشد. بر این اساس اگر چیزی واقعاْ در دین مسیح حرام شده باشد کشور اسلامی ایران، مسیحیان موجود در ایران را ملزم به انجام آن فعل حرام ‌نمی‌کند همچنان‌که اگر چیزی بر اساس تعالیم آنها واجب باشد قوانین ما آنها را مجبور به ترک آن واجب ‌نمی‌کند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۸۷ ، ۲۳:۲۹

یکی از بهترین دلایل عقلی بر اثبات وجود خداوند متعال برهان وجوب و امکان است که به صورت خلاصه به این برهان اشاره می‌کنیم:

 انواع موجودات

1. وجودِ موجودات را در دو عالم می‌توان تصور کرد:

الف. عالم ذهن

ب. عالم واقع (خارج از ذهن)

2. موجودات در عالم ذهن به سه دسته تقسیم می‌شوند:

الف. ممتنع الوجود (موجوداتی که در عالم واقع وجود ندارند و فقط در عالم ذهن وجود دارند مثل سیمرغ)

ب. ممکن الوجود (موجوداتی که برای به وجود آمدنشان [در عالم واقع] نیازمند علت و دلیل هستند و تا آن علت وجود نداشته باشد، به وجود نمی‌آیند)

ج. واجب الوجود (موجود یا موجوداتی که [در عالم واقع] حتماً وجود دارند [وجود آنها ضروری است] و برای به وجود آمدنشان نیازمند دلیل و علتی نیستند.)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۸۷ ، ۱۹:۳۶

12فروردین ماه سالروز استقرار نظام جمهورى اسلامى ایران است.

 نظامى که حاصل شهادت‏ها، رشادت‏ها، از خودگذشتگى‏ها و تحمل شکنجه‌‏ها، تبعیدها و سختى‏‌هاى فراوانى است. لذا ملت ما این روز بزرگ را گرامى داشته و بدان افتخار مى‏کنند.

مفهوم "جمهورى اسلامى" اما در سال‏هاى گذشته مورد مناقشات فراوانى قرار گرفته است تا جایى که گروهى از تجدیدنظر طلبان در رداى اصلاح‏طلبى خواستار برقرارى "جمهوریت ناب" شده و امام را مخالف با تشکیل حکومت اسلامى نامیدند!

 به عنوان نمونه سیدحسین موسوى تبریزى در این باره گفت:

«افرادى که مدعى‏اند امام به دنبال حکومت اسلامى بود، یک شعار در خصوص حکومت اسلامى توسط امام پیدا کنند. مقلدین امام در سال 56 بعد از شهادت حاج مصطفى شعار «استقلال، آزادى، حکومت اسلامى» را سرمى‏دادند اما امام یک بار هم این شعار را مطرح نکرد و حدود سه ماه مانده به پیروزى انقلاب اطلاعیه‏اى صادر کرد که شعارهایتان را عوض کنید و بگویید «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى». امام مى‏گفت ما مى‏خواهیم در کشورمان آزاد و مستقل باشیم و طبق اعلامیه جهانى حقوق بشر عمل کنیم.»(1)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۸۶ ، ۲۱:۲۴

فلسفه‌ی عزاداری

(با نگاهی به حماسه‌ی حسینی شهید مطهری)

تعبیر «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» یکی از زیباترین سخنانی است که در باب کربلا و عاشورا بیان گشته و جاودانگی آن را جلوه‌گر شده است.

«کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» به دان معناست که در هر زمان جلوه و نمودی از کربلا و عاشورا را می‌توان یافت. به دان معناست که در هر زمان یزید و حسینی، وفاداران و کوفیانی و بالاخره حق و باطلی وجود داشته و خواهد داشت و جنگ و نزاع میان این دو، جنگی ابدی است و البته زیباترین جلوه‌ی آن نبرد جهانی مهدی موعود خواهد بود.

عاشورا و کربلا نقاط عطفی هستند که قابلیت فرهنگ‌سازی آن‌ها در یک قطعه‌ی زمانی یا مکانی خلاصه نمی‌شود و این مهم محقق نمی‌شود مگر آنکه نام و یاد حسین را آمیخته با انگیزه و هدف او نمود. آری می‌باسیت پیام‌های نهفته در محرم، صفر، عاشورا و کربلای حسین را کشف و معرفی کرده و با بهره‌برداری از آنها اسلام را تا ابد بیمه کرد. و به راستی آنان که  از حسین دور می‌شوند چه بد جایگاهی دارند!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۸۵ ، ۱۳:۱۴

بحث از منشأ مشروعیت حکومت‏ها و بخصوص حکومتِ مبتنى بر ولایت فقیه از جمله مهم‏ترین مباحثى است که مى‏بایست مورد تبیین و بررسى قرار گیرد.

نگارنده به همین مناسبت پیش از این در مقاله‏اى مفصل در روزنامه‌ی جمهورى اسلامى به تبیین این موضوع از دیدگاه آیت‏الله هاشمى رفسنجانى پرداخت.(1)

آقاى هاشمى نیز در مصاحبه‏‌اى که فصل‏نامه حکومت اسلامى به مناسبت نزدیکى انتخابات خبرگان رهبرى با ایشان داشت، به برخى از پرسش‏هاى مطرح درباره‌ی منشأ مشروعیت ولایت فقیه، مجلس خبرگان رهبرى و... پاسخ گفت. این مصاحبه مى‏توانست پایانى بر مناقشات اخیر در مسایلى چون دیدگاه وى درباره مشروعیت ولایت فقیه باشد اما متأسفانه باز هم برخى از گروه‏ها بى‏توجه به سخنان ایشان بر طبل لجاجت و تعصب کوبیده و در آخرین اقدام خود در هفته نامه «پرتو سخن» و فصل‏نامه «فرهنگ پویا» و برخى از سایت‏هاى اینترنتى، ایشان را متهم به نفى نظریه‌ی «انتصاب» و حمایت از نظریه «انتخاب» کردند! هفته نامه «پرتو سخن» در این باره چنین نوشت:

«ایشان[آقاى هاشمى رفسنجانى] در آن گفتگو، از نظریه‌ی «انتخاب» ولى‏فقیه دفاع مى‏کند و دیدگاه «انتصاب» را مورد نقد قرار مى‏دهد. مهم‏ترین نکته‏اى که در عرصه‌ی نقد بر آن بیانات باید بدان پرداخت، تضاد گفتارى آغاز و پایان مصاحبه و متغایر بودن نگاه آقاى هاشمى رفسنجانى با نظرات حضرت امام خمینى (رضوان الله تعالى علیه) در باب ولایت فقیه است.»(2)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۸۵ ، ۱۹:۵۵

1- متن کامل تکذیبیه

مدیر مسئول محترم هفته نامه پرتو سخن

با سلام

پس از سخنان مقام معظم رهبری مبنی بر عدم تخریب اعضای مجلس خبرگان و شخصیت‌های علمی و سیاسی و نیز اجتناب از اسم بردن از این شخصیت‌ها در نقدها و نیز اعلام دبیر سیاسی هفته‌نامه پرتو سخن مبنی بر اینکه به حکم حکومتی مقام معظم رهبری، تکلیف خود می‌دانند که از این پس بدون اسم آوردن به نقد سخنانی که گمان می‌کنند اشتباه است بپردازند (ر.ک: شماره 344، 15 شهریور 85)، گمان می‌رفت که دیگر شاهد تکرار روش گذشته‌ی آن هفته‌نامه نباشیم اما متأسفانه در شماره 346 آن هفته‌نامه علی‌رغم بیان صریح و شفاف آیت الله هاشمی رفسنجانی در همایش حزب اعتدال و توسعه در حمایت از اصل ولایت فقیه و نیابت ولی‌فقیه از ائمه‌ی اطهار(ع) و البته تأکید بر نقش مردم در تحقق حکومت اسلامی و همچنین علی‌رغم پاسخ‌ مستندی که به مطالب گذشته‌ی این هفته‌نامه داده شده است بار دیگر هفته نامه‌ی پرتو با ذکر نام از ایشان و تقطیع سخنانشان و ارائه‌ی تفسیرهای وارونه از آن به تکرار روش و ادعاهای گذشته‌ی خویش پرداخت!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ مهر ۸۵ ، ۰۵:۳۶

مقدمه

در فلسفه‌ی سیاست، بحث از مشروعیت و حقانیت هر حکومتی از کلیدی‌ترین و مهم‌ترین مباحث است، از این رو اندیشمندان و تئوری پردازان نظام‌های مختلف سیاسی ناگزیر به بحث درباره‌ی آن هستند. اسلام نیز به عنوان یک نظام سیاسی از این قاعده مستثنی نیست اما این بحث نیز همانند بسیاری از مباحث دیگر، دست‌‌خوش اختلاف نظرهایی شده است. این‌که دین اسلام حکومت را مخصوص به فقها دانسته یا آن را به مردم واگذار کرده است و اینکه در صورت اختصاص حکومت به فقها (در عصر غیبت) ملاک تنها نصب الهی است و یا تلفیقی از نصب الهی و رأی مردم، مسأله‌ای است که در سال‌های اخیر مورد چالش گروه‌ها و شخصیت‌های علمی و سیاسی قرار گرفته و از این رهگذر اختلافات علمی میان متفکرین و اسلام‌شناسان بزرگ، در سطح رسانه‌ها و افکار عمومی انعکاس یافته است.

شخصیت‌هایی چون امام خمینی(ره)، آیت الله جوادی آملی، آیت الله مصباح یزدی و بسیاری دیگر از فقهای گذشته و معاصر منشأ حکومت فقیه را تنها و تنها بر اساس نصب عام فقها از جانب خداوند دانسته و رأی مردم را به عنوان عاملی برای تحقق و عینیت بخشیدن به این حکومت (مقبولیت) ارزیابی می‌کنند.

گروه دیگری از فقهای معاصر، منشأ دینی حکومت فقها را تلفیقی از صلاحیت نفس الامری فقها (بر اساس نصب عام الهی) به علاوه‌ی ضمیمه شدن رأی و نظر مردم می‌دانند. به عبارت دیگر این گروه رأی مردم را افزون بر مقبولیت بخشی به حکومت جزء دخیل در شرعی بودن آن ارزیابی می‌کنند. شخصیت‌هایی چون آیت الله منتظری(1)، آیت الله مکارم شیرازی(2)، آیت الله مشکینی‌(3)و برخی دیگر از فقهای معاصر از این نظریه دفاع می‌کنند.

در کنار این دو گروه از فقها برخی دیگر از شخصیت‌های غالباً سیاسی را می‌توان نام برد که تنها عامل حقانیت حکومت را رأی و نظر مردم دانسته و مسأله‌ی نصب عام فقها برای حکومت را به هیچ وجه قبول ندارند. شخصیتی چون محمد مجتهد شبستری از جمله‌ی این افراد است.(4)

اما آنچه این مقاله در صدد بررسی آن است پاسخ به این پرسش است که نظر آیت الله هاشمی رفسنجانی - به عنوان شخصیتی که اجتهاد و تفکر بالای اسلامی وی مورد تأیید مقام معظم رهبری قرار گرفته(5)- درباره‌ی منشأ حکومت فقها کدام یک از سه نظریه‌ی مذکور است؟!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ مهر ۸۵ ، ۰۶:۲۴

در شماره 422 از نشریه طلوع (به تاریخ 5/11/1382) مقاله‌ای با عنوان «جایگاه زن و حقوق اجتماعی او» درج شد که متضمن نارسایی‌های علمی بود. متن حاضر پاسخی است به برخی پرسش‌ها و شبهات مطرح شده در آن نوشتار که در همان زمان در ماهنامه «شهر سبز» منتشر شد.

نویسنده‌ی مقاله‌ی مذکور مدعی شده است که:

« ادله‌ی زنان مسلمان جهت رفع تبعیض، قرآن بوده که مرد و زن را از لحاظ خلقت از یک جنس و از لحاظ گوهر انسانی یکی می‌داند و بجز این‌که تقدمی در آفرینش برای مرد قائل است و خلقت زن را متأخر از خلقت مرد می‌داند تفاوتی بین آنها ذکر نکرده است.»

آنگاه ضمن اشاره به حکم حد سارق [قطع دست] و اشتراک این حکم بین زن و مرد سئوال کرده است

«چرا زن و مرد را [در] مجازات یکسان می‌داند ولی در دادن حقوق و بر‌خورداری از مزایای اجتماعی و انسانی میان آن دو تبعیض و تفاوت باشد؟»

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۸۲ ، ۱۵:۴۲

از داستان کفر و ارتداد خوارج و نوع برخورد امام علی(علیه السلام) با این گروه درس‌های فراوان می‌توان گرفت. خوارج مردمانی بدعت‌گذار، خشک و متعصب، کج‌فهم و تنگ‌نظر بودند که به آلت دست دشمنان اسلام تبدیل شده بودند. گرچه شاید امروز گروهی با این مشخصات که کاملاً بر خوارج زمان امیرالمؤمنین (علیه السلام) تطبیق کنند یافت نشود لکن عناصری از شخصیت خوارج را می‌توان در برخی جریان‌های موجود در جهان اسلام مشاهده کرد. برخی از گروه‌های متحجر به نوعی و برخی از به اصطلاح متجددین نیز به نوعی دیگر از خواص روحی و روانی خوارج برخوردارند.

آنچه که ما در این نوشتار کوتاه به آن می‌پردازیم نه بیان خصوصیات خوارج و نه نقاط اشتراک این گروه با برخی از گروه‌های دیگر موجود در جهان امروز ماست بلکه می‌خواهیم از فصل مشترک این گروه‌ها یعنی قیام علیه حکومت اسلامی و به خطر انداختن مصالح عالیه‌ی اسلام و نوع برخوردی که می‌بایست با آنان صورت بگیرد بحث کنیم.

گرچه از نظر امام علی (علیه السلام) خوارج افرادی مرتد و واجب القتل بوده‌اند لکن با توجه به خصوصیات منحصر به فرد این گروه، از بین بردن آنان در عین اهمیت، به راحتی امکان‌پذیر نبوده است.

امام علی (علیه السلام) خود در این باره می‌فرمایند: «أنا فقأت عین الفتنة و لم‌یکن لیجتری علیها احد غیری بعد أن ماج غیهبها و اشتد کلبها: این من بودم که چشم فتنه را در آوردم پس از آنکه دریای ظلمت موج می‌زد و موج تاریکی بالا گرفته بود و خوارج مانند سگ هاری شده بودند.»(1)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۸۲ ، ۱۳:۳۲

در سال 1380 و در اوج مباحث مربوط به منشأ مشروعیت حکومت و تأکید افراطی بخش‌هایی از جبهه‌ی دوم خرداد بر نقش مردم در مشروعیت حکومت‌ها، مدیر مسئول هفته‌نامه طلوع به بهانه‌ی سالروز فرار شاه سرمقاله‌ای نوشت و تنها علت طاغوتی نامیدن شاه را بی‌توجهی به مردم عنوان کرد. اینجانب نقدی بر آن مقاله نوشتم که در همان نشریه چاپ و پاسخی بر آن نوشته شد. اینجانب به پاسخ مدیر مسئول طلوع جواب دادم و او نیز جوابیه‌ای نوشت. جوابیه ایشان مورد نقد مجدد قرار گرفت اما آن هفته‌نامه علی‌رغم تصریح قانون مطبوعات بر لزوم انتشار آن حاضر به چاپ آن نشد! اینک متن کامل این مباحث را در اختیار خوانندگان قرار داده‌ام.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۸۱ ، ۱۵:۳۲

 

در سال 1378 مدیر مسئول هفته‌نامه محلی طلوع در شماره 180 تا 184 این نشریه  به انتشار سلسله مقالاتی با عنوان «تساهل و تسامح» مبادرت ورزید. از آنجا که بخش‌هایی از این مقالاتی در تعارض با معارف اسلامی بود اینجانب نقدی بر این سلسله از مقالات نوشتم. با صحبت‌هایی که با آقای «محمد مهدی جعفری‌ زاده» مدیر مسئول این نشریه صورت گرفت توافق شد که متن کامل این نقد در چند شماره منتشر شود و اگر وی پاسخی دارد در کنار همان نقد منتشر کند. اما متأسفانه برخلاف توافق صورت گرفته مدیر مسئول طلوع تنها بخش اندکی از این نقد را منتشر کرده و بخش قابل توجهی از آن از جمله مهم‌ترین بخش این نقد (بخش نتیجه‌گیری) را سانسور کرد به علاوه نقدی طولانی بر همان بخشی که منتشر کرد نوشت و در کنار آن به چاپ رساند و حتی علی‌رغم قانون مطبوعات حاضر به درج جوابیه‌ی من به پاسخی که بر نقد اینجانب نوشته بود، نشد!!! مدتی بعد اما نشریه طلبه (نشریه داخلی حوزه علمیه مکتب الصادق(ع) کازرون) مجموعه‌ی مقالات ایشان و پاسخ‌های مرا با تیراژی بسیار اندک منتشر کرد و در اختیار برادران طلبه و روحانی و برخی از مراکز فرهنگی قرار داد. آنچه در پیش رو دارید متن کامل این مقالات و نقدها است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۷۸ ، ۱۷:۳۱