توحید .:. آثار و مقالات رضا صنعتی

توحید .:. آثار و مقالات رضا صنعتی

در بخشی از مطالب این سایت به بیان تاریخ شهرستان کازرون (به ویژه تاریخ معاصر آن) پرداخته شده است. این از آن روست که هم نویسنده اهل کازرون است و هم اثر در حال نگارش وی به موضوع «انقلاب اسلامی در کازرون» اختصاص دارد.

آخرین نظرات

۱۴ مطلب با موضوع «اندیشه اسلامی :: اخلاق» ثبت شده است

متن زیر بخشی از باب سوم کتاب «الحقایق فی محاسن الاخلاق» با عنوان «فی ذم حب المال» اثر ملامحسن فیض کاشانی است که توسط اینجانب ترجمه و تلخیص شده است.

***

اموال از بزرگترین فتنه‌ها و غالب‌ترین ناراحتی‌های دنیا هستند.

فتنه بودن مال از آن جهت است که بی‌نیازی از آن حاصل نمی‌شود.

لذا دو حالت وجود دارد:

1. اگر به مال رسیدی: سلامتی از فتنه ی آن نیست چرا که احتمال طغیان و در نتیجه خسران هست.

2. اگر به مال نرسیدی: سبب فقر می‌شود که احتمال کفر در آن می‌رود.

و بالجمله مال از دو حال خارج نیست

1. دارای فوائد است که به آن منجیات می‌گویند.

2. دارای آفات است که به آن مهلکات می‌گویند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۳ ، ۱۲:۴۸

تبلیغ و ترویج فرهنگ دینی و بالتبع مقابله با فرهنگ مهاجم، اصلی‌ترین وظیفه‌ی هر مؤمن دردمندی است. اما به راستی کدامین تبلیغ، مؤثرترین و پرنفوذترین روش در این جهت است؟

 

این پرسش از آن رو اهمیت می‌یابد که برخی با توجه افراطی به فرهنگ مهاجم و برآورد غلط از میزان اهمیت، تأثیر و روش مقابله با آن، عملاً به یکی از مبلغین این فرهنگ تبدیل شده‌اند.

 

طبیعتاً مهم‌ترین ره‌آورد چنین روشی، همکاری در ترویج فرهنگ مهاجم و در بعضی موارد ایجاد «خطورات ذهنی منفی» ـ به عنوان یکی از مهم‌ترین آفت‌های خودسازی معنوی ـ برای شخص مبلغ خواهد بود. (وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً)

 

این البته به معنای غفلت از صف‌آرایی دشمن در عرصه‌ی فرهنگ نیست بلکه توصیه‌‌‌ای به دقت و هوشمندی در گرفتار نشدن به دام شیاطین و بازی نکردن در زمین آنهاست. 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۲ ، ۱۸:۲۴

همه‌ی ما شهید بهشتی را به عنوان نمادی از صبر و شکیبایی و تحمل مخالف می‌شناسیم. شهیدی که به رعایت انصاف در برخورد با مخالفان مشهور است. کسی که همگان را از تندی و تندخویی در مقام بحث و گفتگوی با دیگران برحذر می‌دارد. همو که درباره‌ی شیوه‌ی صحیح بحث و گفتگو می‌گوید:

«خو بگیرید به اینکه آرام، منطقی و روشن سخن بگویید. منظورم از آرام سخن گفتن این است که انسان همیشه مواظب حق باشد و حرف بزند؛ یعنی با تقوا سخن بگوید. منظورم از آرام سخن گفتن، سخن گفتن در شکل و شمایل و خصلت متقیان، خداترسان، حق پرستان و کسانی است که همواره در هر کلمه و در هر رفتار، و حتی در هر ژست، مراقب این هستند که مبادا حق آسیب ببیند. حق که آسیب نمی‌بیند؛ مبادا اینها از حق تخطی کنند.(1)... برخوردها باید منصفانه، منطقی، آرام، متین، روشنگر، امکان فکر گسترده دادن باشد. تحجر، تعصب، جمود، مطالب را زود در چارچوب‌های محدود آوردن و تاختن، هرگز نمی‌تواند آهنگ تربیت مدرسه باشد... شما آقایان چگونه معارف فعلی خودتان را برای شناخت حق، در تمام جزییاتش، آن‌قدر بالغ می‌دانید که این‌قدر پرخاش می‌کنید؟! شنیده‌ام شما رفقا به هم پرخاش می‌کنید، اصلاً ولنگاری می‌کنید. کِی ولنگاری راه به راه آوردن انسان‌ها به حق است که شما از حربه‌ی ولنگاری استفاده می‌کنید؟(2)»

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۲ ، ۱۳:۰۲

«الملک یبقی بالعدل مع الکفر و لایبقی الجور مع الایمان»؛ این کلامِ حکیمانه‌‌ایست از پیامبر مکرم اسلام‌(ص) و حکایت از آن دارد که حکومت را ممکن است بتوان با کفر و بی‌دینی تداوم بخشید اما با ظلم و پایمال کردن حقوق دیگران هرگز!

توجه به مضمون این حدیث در هر دوره و زمانی خصوصاً برای جناح‌‌های سیاسی حاکم بر هر جامعه‌ از اهمیت بالایی برخوردار است.

رهبر معظم انقلاب نیز در 14 خرداد ماه امسال تذکر حکیمانه‌ای به بخشی از نیروهای انقلابی داده و از آنان خواستند تا ضمن رعایت تقوا، مراقب باشند تا در قضاوت‌ها، سخنان، نوشته‌ها و اقدامات خویش حتی نسبت به دشمنان و مخالفان خود نیز ظلمی روا ندارند.

به نظر حقیر؛ این تذکر رهبری یک توصیه‌ی اخلاقی صِرف نبود بلکه می‌توان آن را تأکیدی ظریف بر مهم‌ترین شرط تداوم حاکمیت جریان اصولگرایی (به معنای واقعی خود) دانست.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۸۹ ، ۲۰:۲۰

حتماً برای شما نیز اتفاق افتاده است که قسمتی از بدنتان با چیز داغی برخورد کرده و بسوزد. در آن زمان حتماً بسته به میزان سوختگی درجاتی از درد را با ناراحتی تحمل کرده‌اید و حتماً شنیده یا دیده‌اید که افرادی نیز بر اثر سوختگی در آتش زیبایی و یا برخی از اعضا و یا حتی جان خود را از دست داده‌اند. شاید در آن زمان برای لحظاتی خود را جای آن شخص قرار داده و با رقت قلب حاصل از آن خدا را بواسطه‌ی سلامتی خویش شکر کرده‌اید. اما این آتش‌ها همه آتش‌های دنیوی بوده و درد و رنج ناشی از آن بالاخره به پایان خواهد رسید.

نمی‌دانم آیا شما نیز درباره‌ی آتش جهنم و رنج و سختی ناشی از آن اندیشیده‌اید؟! آیت الله شهید دستغیب در یکی از آثار خود روایت عجیبی را درباره‌ی شدت آتش جهنم نقل کرده‌ است! می‌دانید یکی از آرزوهای اهل جهنم رهایی از آتشی است که آنها را احاطه کرده است. در روایت مذکور چنین نقل شده بود که «اگر شخصی را از آتش جهنم بیرون آورده، در تنور آتش دنیا بیاندازند در آنجا خواب راحتی خواهد رفت!» خدایا! آتش جهنم چه آتشی است که تنور داغ شده از آتش دنیا در مقایسه با آن مکانی راحت و خنک محسوب می‌شود؟!

امام علی‌ (علیه السلام) در دعای شریف کمیل درباره‌ی عذاب جهنم با خدای خویش چنین نجوا می‌کند:

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۸۸ ، ۱۸:۳۸

در همین ‌جایی که من و شما نشسته، ایستاده و یا خوابیده‌ایم موجودات و تصاویری وجود دارند که نمی‌بینیم و صداهایی است که نمی‌شنویم!

شاید بگویید این دیگر چه ادعای پوچ و بی‌معنایی است؟!

می‌گویم: مگر جز این است که اگر در همین‌جا تلویزیون یا رادیویی را باز کنید بسیاری از همین تصاویر و صداها را می‌بینید و می‌شنوید؟! مگر جز این است که هرچه آنتن تلویزیون شما قوی‌تر باشد تعداد شبکه‌های بیشتری را مشاهده خواهید کرد؟ مگر جز این است که هرچه گیرندگی رادیوی شما قوی‌تر باشد امواج بیشتری را خواهید شنید؟

آیا شما بدون این گیرنده‌های صوتی و تصویری می‌توانستید این همه صدا و تصویر را ببینید یا بشنوید؟! آیا وقتی از این گیرنده‌ها استفاده نمی‌کردید انکار وجود این صداها و تصاویر کار خردمندانه یا روشنفکرانه‌ای بود؟!

خداوند متعال در قرآن مجید از موجودات مهم‌تری نام برده است که علی‌رغم آنکه وجود دارند اما به صورت معمول از نگاه ما پنهان هستند! شیاطین و ملائک از جمله‌ی این حقایق‌اند که البته وجود آنها تأثیر غیرقابل انکاری در زندگی ما دارد. اگر ما آنها را نمی‌بینیم یا صدایشان را نمی‌شنویم؛ ضعف از گیرندگی ماست.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۸۸ ، ۱۱:۱۳

انسان در زندگی دنیوی خویش نسبت به برخی از افراد علاقه دارد. گاهی این علاقه آنقدر اوج می‌گیرد که به حد عشق می‌رسد. در چنین حالتی عاشق با تمام وجود حاضر است که خود را فدای معشوق کند! یکی از مصادیق بارز این نوع علاقه، عشق پاک مادر به فرزند خویش است. علاقه‌ی پدر به فرزند خود، علاقه‌ی فرزند به پدر و مادر خویش، علاقه‌ی انسان به همسر خود و علاقه به خواهر، برادر و اقوام نزدیک خویش از دیگر مصادیق محبت‌هایی است که معمولاً انگیزه‌ی لذت طلبی در آنها کم‌رنگ‌تر از سایر دوستی‌های دنیوی است.

زندگی دنیوی اما گاهی همراه با خطاها و گناهان کوچک و بزرگی می‌شود که توبه نکردن از آنها و یا خوف از اینکه شاید توبه‌ی ما مورد قبول درگاه الهی واقع نشده باشد، این نگرانی را به همراه دارد که عاقبت ما در قیامت و روز حساب به کجا ختم خواهد شد؟ آیا بهشت و رضوان الهی در انتظار ماست یا جهنم و عذاب‌های هولناک آن؟

آیات متعدد قرآن مجید و روایات فراوان معصومین (علیهم السلام) درباره‌ی اوصاف جهنم آنقدر ترسناک است که تصور اینکه چنین عذابی حتی برای یک لحظه شامل حال ما بشود تصوری وحشتناک خواهد بود. وحشتی که در قیامت نیز گناهکاران را فرا خواهد گرفت به حدی که هیچ مجرمی جز به رهاندن خود از آن عذاب نمی‌اندیشد!

خداوند متعال در قرآن مجید حکایت عجیبی از حال گناهکاران در روز قیامت را بیان کرده است. حکایتی که اگر بدین صراحت در قرآن نقل نشده بود باور آن مشکل می‌نمود! خداوند متعال می‌فرماید:

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۸۸ ، ۰۹:۴۰

۱. در مطالعه‌ی زندگی حضرات معصومین(علیهم السلام) و برخی دیگر از علما و بزرگان دین به مواردی بر می‌خوریم که این بزرگان با یک دعا و درخواست از خداوند گره‌های کوری را گشوده و مشکلات به ظاهر بزرگ و پیچیده‌ای را به سرعت حل می‌کرده‌اند!

۲. سر این مسأله را می‌توان در برخی از روایات ائمه‌ی معصومین(علیهم السلام) یافت. از جمله از امام حسن مجتبی(علیه السلام) نقل شده است که «هر کس خدا را بندگی کند، خدا همه‌ چیز را بنده‌ی او می‌گرداند.» (تنبیه الخواطر، ج 2، ص 108)

۳. ما در شهادتین ابتدا بر بندگی پیامبر و آنگاه بر رسالتش شهادت می‌دهیم. خداوند متعال نیز در آیات متعددی از قرآن مجید؛ برخی از پیامبران از جمله پیامبر مکرم اسلام(ص) را «عبد» و «بنده» خویش می‌نامد.

۴. رسیدن به مقام بندگی خداوند بدان معناست که خود را عملاً در برابر او «عَبْداً مَمْلُوکاً لا یَقْدِرُ عَلى‏ شَیْ‏ء: بنده‌ی مملوکى که قادر بر تصرف در چیزى نیست» (نحل: 75) بدانیم و این جز با رنج و تلاش فراوان حاصل نمی‌شود.

۵. از پیامبر مکرم اسلام (صل الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که خداوند متعال فرشته‌ای به نام «داعی» [دعوت کننده] دارد که هرگاه ماه رجب فرا می‌رسد این فرشته از شب تا صبح ندا داده و مؤمنان را به عبادت دعوت می‌کند.

این فرشته در بخشی از دعوت خویش چنین ندا می‌دهد: «طُوبَى لِلذَّاکِرِینَ طُوبَى لِلطَّائِعِینَ وَ یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى أَنَا جَلِیسُ مَنْ جَالَسَنِی وَ مُطِیعُ مَنْ أَطَاعَنِی: خوشا بحال ذاکرین. خوشا بحال اطاعت کنندگان. خداوند متعال می‌گوید: من همنشین کسی هستم که با من همنشینی کند و از هر کس که از من اطاعت کند اطاعت می‌کنم.»  (مستدرک‏الوسائل: ج 7، ص 535)

عجبا! خداوند متعال، بنده‌ی فرمانبردار خویش را تا آنجا گرامی داشته است که صریحاً خود را مطیع چنین بنده‌ی معرفی می‌کند!

خدایا! ما را بنده‌ی خالص خویش گردان!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۸۸ ، ۱۸:۱۰

یکی از گناهان رایج در جامعه، روی آوردن به سرزنش برخی مؤمنان به محض مشاهده‌ی اشتباهاتی از سوی آنهاست. گاهی برخی از ما به‌جای آنکه با رعایت آداب و سلسله مراتبِ امر به معروف و نهی از منکر با خیرخواهی کامل به دنبال رفع این اشتباهات باشیم، گویا در کمین نشسته‌ایم تا لغزش‌ها را رصد کنیم و با سرزنش‌ کردن‌هایمان از شخصیت، اعتبار و آبروی طرف مقابل بکاهیم! غافل از آن‌که عواقب خطرناک این رفتار در دنیا و آخرت گریبان‌مان را خواهد گرفت.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۸۸ ، ۱۷:۳۲

خدایا! به تو از نفس خویش شکایت می‌کنم. نفسی که مرا به بدی امر می‌کند و به خطاکاری می‌کشاند. نفسی که به نافرمانی‌های تو علاقه‌مند است و خشمت را برمی‌انگیزد. به راهی می‌رود که پایان آن هلاکت است و مرا نزد تو خوارترین هلاک شده‌ها قرار می‌دهد!

نفسم پربهانه و بلند آرزوست! اگر بدی به او برسد بی‌تابی و اگر خوشی ببیند ناسپاسی می‌کند! به لهو لعب میل دارد و آکنده از غفلت و فراموشی است! مرا به سرعت به گناه می‌کشاند و توبه‌ام را به آینده حواله می‌دهد!

خدایا! به تو از دشمنی که گمراهم کند و شیطانی که به بیراهه ‌کشاندم شکایت می‌کنم. سینه‌ام را از وسوسه پر کرده و هوس‌هایش قلبم را احاطه کرده است! هوای نفس از من پشتیبانی می‌کند و حب دنیا را برایم زینت می‌دهد و بین من و اطاعت و نزدیکی تو پرده انداخته است.

خدایا! به تو از دل سیاهم شکایت دارم. دلی که با اندک وسوسه‌ای دگرگون و به گناه و معصیت آلوده می‌شود.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۸۸ ، ۰۹:۵۰

گاهی حال و روز معنوی خوبی نداریم! دوست داریم اهل دلی پیدا شود، ما را نصیحتی کند، راهی، چاره‌ای نشانمان دهد بلکه از این وضعیت خارج شویم و به سوی خدا گام برداریم.

نقل است روزی شخصی خدمت امام سجاد(ع) رسید و از حال خود شکایت کرد!

امام خطاب به او فرمودند: «مِسْکِینٌ ابْنُ آدَمَ لَهُ فِی کُلِّ یَوْمٍ ثَلَاثُ مَصَائِبَ لَا یَعْتَبِرُ بِوَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ وَ لَوِ اعْتَبَرَ لَهَانَتْ عَلَیْهِ الْمَصَائِبُ وَ أَمْرُ الدُّنْیَا؛ این آدمی‌زاد چه بیچاره است! هر روز سه مصیبت به او می‌رسد اما از هیچ یک از این سه مصیبت عبرت نمی‌گیرد در حالی‌که اگر عبرت می‌گرفت مصیبت‌ها و مشکلات دنیا برایش آسان می‌شد.»

همه‌ی ما دوست داریم این سه مصیبت را بشناسیم و از آن‌ها عبرت بگیریم شاید از این روزگار بد معنوی خویش رهایی یابیم!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۸۸ ، ۱۹:۳۸

امروز جایی نشسته بودم. ملخ نسبتاً بزرگی را مشاهده کردم که مرده بود و اطراف او را مورچه‌های بسیاری احاطه کرده و در حال جدا کردن قطعات بدن او و حمل آن به سمت لانه‌ی خویش بودند. به این فکر افتادم که روزی ما نیز خواهیم مرد و پس از مرگ زیر خروارها خاک دفن خواهیم شد. در آن تاریکی قبر غالباً جسم بی‌جان انسان‌ها نیز خوراک کرم‌ها و موجودات دیگری خواهد شد. البته هستند مؤمنان خاصی که جسم آنها در خاک نیز همیشه سالم خواهد ماند!

به یاد بخش‌هایی از دعای امام سجاد(ع) - مشهور ابوحمزه‌ی ثمالی - افتادم:

«...أَخْرِجْ حُبَّ الدُّنْیَا عَنْ قَلْبِی وَ اجْمَعْ بَیْنِی وَ بَیْنَ الْمُصْطَفَى وَ آلِهِ خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ انْقُلْنِی إِلَى دَرَجَةِ التَّوْبَةِ إِلَیْکَ وَ أَعِنِّی بِالْبُکَاءِ عَلَى نَفْسِی فَقَدْ أَفْنَیْتُ بِالتَّسْوِیفِ وَ الْآمَالِ عُمُرِی وَ قَدْ نَزَلْتُ مَنْزِلَةَ الْآیِسِینَ مِنْ خَیْرِی فَمَنْ یَکُونُ أَسْوَأَ حَالًا مِنِّی إِنْ أَنَا نُقِلْتُ عَلَى مِثْلِ حَالِی إِلَى قَبْرِی وَ لَمْ أُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتِی وَ لَمْ أَفْرُشْهُ بِالْعَمَلِ الصَّالِحِ لِضَجْعَتِی وَ مَا لِی لَا أَبْکِی وَ لَا أَدْرِی إِلَى مَا یَکُونُ مَصِیرِی وَ أَرَى نَفْسِی تُخَادِعُنِی وَ أَیَّامِی تُخَاتِلُنِی وَ قَدْ خَفَقَتْ عِنْدَ رَأْسِی أَجْنِحَةُ الْمَوْتِ فَمَا لِی لَا أَبْکِی أَبْکِی لِخُرُوجِ نَفْسِی أَبْکِی لِظُلْمَةِ قَبْرِی أَبْکِی لِضِیقِ لَحْدِی أَبْکِی لِسُؤَالِ مُنْکَرٍ وَ نَکِیرٍ إِیَّایَ أَبْکِی لِخُرُوجِی عَنْ قَبْرِی عُرْیَاناً ذَلِیلًا حَامِلًا ثِقْلِی عَلَى ظَهْرِی ‏...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۸۸ ، ۱۴:۵۴

1. جایگاه تفکر و اندیشه در دین مبین اسلام جایگاه بسیار رفیع و با ارزشی است. در 18 آیه از قرآن مجید از ماده‌ی «فکر» و کلماتی چون «یتفکرون»، «تتفکرون» و ... استفاده شده است و این البته جدای از تعابیر فراوانی است که از ماده‌ی «عقل» در آیات قرآن بکار رفته است.

2. تعالیم دینی ما ارزشی برای پذیرش تقلیدی اصول دین قائل نیست و همه می‌بایست اصول اعتقادی خود (توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت) را با تفکر و اندیشه‌ی خویش بپذیرند.

3. تفکر در روایات معصومین(علیهم السلام) نیز از جایگاه خاص و ویژه‌ای برخوردار است.

ما در ادامه سه روایت در این رابطه ذکر کرده و اندکی درباره‌ی آنها توضیح خواهیم داد:

1-3. راوی نقل می‌کند که از امام صادق(ع) پرسیدم:

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۸۸ ، ۲۳:۵۵

ماه مبارک رمضان امسال به دلایلی از توفیق شرکت در برنامه‌ی مرسوم حوزه‌‌های علمیه در تبلیغ دین محروم شده‌ام لذا تصمیم گرفتم برای جبران این مسأله؛ لااقل روزی یک مطلب دینی را در وبلاگ خویش منتشر کنم شاید از این طریق موجبات جبران بخشی از این بی‌توفیقی فراهم آید! نمی‌دانم آیا خواننده‌ای برای این منبر مجازی خواهم یافت؟

***

1. خداوند متعال در آیه‌ی 107 از سوره‌ی مبارکه‌ی انبیاء خطاب به پیامبر مکرم اسلام؛ حضرت محمد (صلوات ‌الله علیه و آله) می‌فرمایند: «و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین» ای پیامبر! ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.

 

2. در آیه‌ی مذکور خداوند متعال، پیامبر اسلام(ص) را نه تنها برای مسلمانان بلکه برای همه‌ی جهانیان به عنوان رحمت معرفی می‌کنند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۸۸ ، ۱۸:۴۹