توحید .:. آثار و مقالات رضا صنعتی

توحید .:. آثار و مقالات رضا صنعتی

رضا صنعتی هستم؛ متولد 1357، اهل کازرون فارس
در اینجا آثار و نوشته‌های خود را منتشر می‌کنم. امید که هم مورد استفادۀ شما و هم توشه‌ای برای آخرتم باشد.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

آیا شیطان امری وجودی است یا عدمی؟

سه شنبه, ۳۰ مهر ۱۳۸۷، ۰۵:۰۸ ب.ظ

سئوال: نظر شما درباره‌ی این جمله چیست؟: «شیطان وجود ندارد! شیطان را به سادگی می‌توان نبود خدا دانست! درست مثل تاریکی! شیطان کلمه‌ای است که بشر خلق کرده تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد! خدا شیطان را خلق نکرد! شیطان نتیجه‌ی آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند! مثل تاریکی که در نبود نور می‌آید.» برخی از امور عالم، وجودی و برخی دیگر عدمی هستند. نور امری وجودی است اما تاریکی امری عدمی است. یعنی در واقع چیزی به نام تاریکی در عالم موجودات، وجود ندارد و تاریکی چیزی جز عدم نور نیست. اما آیا شیطان را هم می‌توان مانند تاریکی امری عدمی دانست؟!

جواب: پس از پذیرش وجود خداوند متعال و نبوت پیامبرانش، یکی از منابع شناخت ما نسبت به واقعیات عالم، سخنانی است که در قالب وحی از جانب خداوند متعال بر پیامبرانش نازل شده و به ما رسیده است.  قرآن مجید، کلام صادق خداوند متعال است که بر حضرت محمد(ص) آخرین پیامبرش نازل گشته و مصون از تحریف است. در آیات متعددی از قرآن مجید به مسأله‌ی شیطان پرداخته شده است. خداوند متعال در قرآن مجید؛ شیاطین را به دو دسته‌ی انسی (یعنی از جنس انسان و شامل انسانهایی که بنده‌ی شیطان شده‌اند می‌شود) و جنّی (یعنی از جنس جنّ و شامل جنّیانی که بنده‌ی شیطان شده‌اند می‌شود) تقسیم کرده (انعام: 112) افرادی که وجود شیطان را انکار می‌کنند معمولاً پیش از آن، وجود موجودی به نام جن را انکار کرده‌اند! حال آنکه خداوند بر جن بودن ابلیس و سجده نکردن او بر انسان تصریح (کهف: 50) و بر رانده شدن او از درگاه الهی تأکید کرده است (ص: 77) و به تقاضای ابلیس از خداوند مبنی بر مهلت خواستن تا روز قیامت (ص: 79) و قسم خوردن او بر گمراه کردن همه انسان‌ها به جز مخلصین (ص: 82-83) و وعده‌ی خداوند مبنی بر عذاب او و پیروانش (ص: 85) تصریح می‌کند. قرآن مجید همچنین بلافاصله بعد از داستان رانده شدن ابلیس از درگاه الهی، داستان فریب دادن حضرت آدم و حوا توسط شیطان را مطرح کرده است (بقره: 34-36) پر واضح است که قرآن مجید در این آیات از امری عدمی سخن نمی‌گوید و اساساً فعل (اموری مثل سخن گفتن شیطان با خداوند) به امر عدمی نسبت داده نمی‌شود.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸۷/۰۷/۳۰

نظرات  (۱۹)

۰۱ آبان ۸۷ ، ۱۶:۵۹ دشمن زیاری
به نام خدا
سلام
حاج آقا رضای عزیز:
کلام خدا بالاتر از هر چیزی است. آدرس‌های داده شده و بسیاری دیگر مبین وجود شیطان برای مومنین به اسلام عزیز است. اما به درستی که برای فرد سست اعتقاد و کم باور به دلیل کم دانشی در فهم کلام‌الله مجید، این دلایل بدون تفسیر فلسفی و علمی موضوع، شاید قانع کننده نباشد. از طرفی، چنین استدلالی بر اینگونه افراد که مشکل پایه‌ای دارند چندان تاثیری نخواهد داشت. لذا با پوزش از آن بزرگوار، به باور من، شما استاد فرهیخته و پر دانش به عنوان فردی محقق، با توجه به توانایی و تخصص‌تان لازم است در این خصوص ارائه طریق فرمایید.
من بر این باورم که ارائه دلایل همخوان با شرایط روز می‌تواند تاثیر بیشتری داشته باشد.
درشت گویی این جانب را ببخشایید که خود نیازمند تلمذ در مکتب بزرگان است.
زنده باشید و جاودانه
یا حق



با سلام
جناب آقای دکتر!
دقیقاَ متوجه منظور شما از اشکالی که ممکن است به پاسخ بنده از طرف افرادی که از آنها یاد کردید مطرح شود، نشدم!
لطفاَ بیشتر توضیح دهید.
با تشکر
۰۱ آبان ۸۷ ، ۲۱:۳۳ دشمن زیاری
به نام خدا
با سلام مجدد
من عرض نکردم با پاسخ شما دچار اشکال ‌شوند. زیرا آدم سست اعتقاد خود دارای اشکال است. منظور من کسانی است که تحت تاثیر بوق‌های تبلیغاتی احتمال انحراف آنها بیشتر است. این‌ها ممکن است نسبت به متون دینی تردید داشته باشند و یا اساسا با بنیاد‌های دینی که هم کتاب و هم شیطان و هم....را شامل می‌شود مشکل داشته باشند. پس ارائه برهان از طریق متون، مستلزم توضیح و تفسیر علمی و به روز است.
استاد گرامی: برخی از جوانان امروزی مثل ما که اصل را پذیرفته و محتوا را هم کاملا قبول داریم نیستند. آنها با مطالعه، دیدن ماهواره و اینترنت مدام در معرض طوفان مغزی و تعارض ذهنی و نتیجتا بحران هویت هستند. بنابر این موارد توصیفی را بیشتر قبول دارند تا اصول و مبانی بدون تشریح و بر مبنای توارث.
انشاالله که توانسته باشم منظور را برسانم.
زنده باشید
یا علی



جناب آقای دکتر
با سلام و تشکر از توضیحات شما
به نظر می‌رسد این مسأله همانطور که اشاره کرده‌اید اختصاص به بحث این پست ندارد. به راستی چگونه می‌توان با افرادی که به قول حضرتعالی با بنیادهای دینی (از جمله قرآن کریم) مشکل دارند از قرآن گفت؟ ملاک این افراد فهم قاصر خودشان است و کتاب و سنت را نیز تا آنجا قبول دارند که با همین فهم قاصر خودشان قابل درک باشد. بحثی که بنده کردم همچنان که در متن آمده با کسانی بود که خدا، پیامبر(ص) و قرآن را پذیرفته‌اند و البته گزارهای موجود در قرآن را بر فهم خود مقدم می‌دارند. اما در اینکه می‌فرمایید: «ارائه برهان از طریق متون، مستلزم توضیح و تفسیر علمی و به روز است» مناقشه‌ای وجود دارد و آن اینکه علم روز به بسیاری از حقایق قرآنی هنوز دست نیافته است همچنان‌که برخی از مسایلی که در قرآن وجود دارد و امروز بشر به علمیت آنها قطع یافته است چندین قرن پیش برای این گروه از افراد قابل پذیرش نبود. اهمیت این موضوع بخصوص در مسایل معنوی و مجردات و اموری از این دست بیشتر می‌شود چرا که علم روز بیشتر همت و توجه خود را صرف امور مادی کرده، لذا از درک بسیاری از حقایق غیر مادی عالم عاجز مانده است.
به هر حال تلاش خواهم کرد با توجه به نگاه افرادی که از آنها یاد کردید نیز به پاسخ بعضی از پرسش‌ها بپردازم. فکر کنم مقاله «برهان وجوب و امکان بر وجوب خداوند سبحان» از این دست باشد.
موفق باشید.
۰۲ آبان ۸۷ ، ۱۲:۵۴ فرید صلواتی
پائولو مالدینی از طرف مسئولین بی مسئولیت کشورمان

بر بالین جانباز ایرانی حاضر شد!!!!!!
خدا قوت !
۰۳ آبان ۸۷ ، ۱۲:۰۹ دشمن زیاری
به نام خدا
۰۳ آبان ۸۷ ، ۱۸:۰۴ بهادر ریاضی
سلام حاج آقا صنعتی
عرض ادب و احترام دارم و خوشحالم که برای اولین بار به وبلاگ محترم شما می آیم
سعادت مصاحبت در دنیای مجازی با حاج آقا مهدی داشته ام و ذکر خیر شما شد گفتم بی ادبی است اگر عرض ارادت خدمت حاج رضا نداشته باشم
از مطالب ارزنده ی جنابعالی استفاده بردم و هیچگاه سوگند شیطان را به خداوند که بندگان سست ایمانت را فریب خواهم داد فراموش نمیکنم
و احساس میکنم که نگارنده ی مطالبی که جنابعالی آنرا نقد فرموده اید بدین باور بوده که فراموش کردن خداوند یعنی حضور شیطان و وجود شیطان یعنی از خدا غافل شدن
البته حضرتعالی بسیار مستدل فرمودید و استفاده ی کامل بردم
یا حق
۰۴ آبان ۸۷ ، ۲۱:۲۵ امیر خسرو شجاعی(وبلاگ موژان)
با سلام و عرض ادب خدمت حاج آقا صنعتی عزیز
از مطلب سودمندتان استفاده کردم
سخنان استاد گرامی دکتر دشمن زیاری هم قابل تامل است.
پاینده باشید و کامروا.
۰۵ آبان ۸۷ ، ۰۵:۰۵ کشکول زائر
سلام دوست خوبم
از اینکه در این پست به تشریح یک پرسش ذهنی پرداخته اید از شما سپاسگذارم .
دوست خوبم آیا از خود سوال کرده ایم که دلیل وجودی مباحث فلسفی و فقهی چیست/ چرا اینهمه بحث ومجادله در این باره بوجود آمده است؟ حقیر تصور میکند که اگر نتیجه این مباحث جز رهنمود انسان برای تعالی وکمال خود باشد امری مردود است. در این بحث هم سوای از اینکه نگارنده منظور به عدم وجود شیطان و عینیت آن داشته باشد بیشتر منظورش خلاء وجود خداوند و اطاعت اوامر الهی در زندگیش است که بطلان بوجود آمده و باصطلاح اعمال شیطانی بروز میکند.واین امر بسیار مهمتر از بحث وجود یا عدم شیطان است. از ریشه کلمات که در آییم و به واقعیت موجود بنگریم میبینیم که سوای از اینکه نام این اعمال پلید را چه نهیم اینها وجود دارند و استناد به اینکه خداوند به شیطان چه گفته و شیطان چه پاسخی داده و.... ما باید بدانیم علت سر زدن اینچنین اعمال نه شیطان بلکه خود ما هستیم . چرا باید نفس خود را پرورش ندهیم وبعد ارتکاب اعمالمان را نسبت به وجود چیزی غیر از خودمان دهیم.
دوست عزیزم میدانم که نظر شما هم دور از نظر حقیر نیست وامکان دارد در صغری وکبرای مسئله و چینش استدلال با هم موافق نباشیم .که اگر اینچنین باشد امر میمونیست و مهم نتیجه است و باور.
ما متاسفانه از دیر باز بدلیل نبود آگاهی لازم سعی بر آن داشته ایم که دلیل بروز همه وقایعی که از آن اطلاع نداریم را به عناصری غیر ارادی مرتبط بدانیم که این نه تنها روح خداجویی را در ما تقویت نمیکند بلکه باعث فربه نمودن روحیه انجام اعمال بد در ما میشود...
امید که چنان به خود ظرفیت بخشیم تا خداوند همه ما را به راست هدایت نماید.
مومن و سرفراز بمانید



جناب واعظی
سلام
وجود شیطان هیچ منافاتی با قدرت اختیار انسان ندارد. به عبارت دیگر شیاطین فقط انسان را دعوت به گناه می‌کنند ولی این انسان است که تصمیم می‌گیرد که دعوت شیطان را قبول کند یا دعوت خداوند را!
اما اینکه کسی شیطان را مثل تاریکی امری عدمی بداند، در واقع وجود شیطان را نفی کرده است. شیطان امری وجودی است و از قبیل تاریکی نیست.
از توجه شما ممنونم.
موفق باشید.
۱۵ آبان ۸۷ ، ۱۸:۰۲ مجمع اسلام ناب طلاب حوزه علمیه قم
اسلام ناب
اولین پایگاه تحول طلبی حوزوی
اخبار، گزارش، یادداشت و مقاله، جزوه، صوت و فیلم در باب موضوع تحول در حوزه علمیه
در:

www.islamenab.ir
۱۵ آبان ۸۷ ، ۱۸:۰۳ مجمع اسلام ناب طلاب حوزه علمیه قم
اسلام ناب به همت جمعی از طلاب مستقل و جوان راه‌اندازی و پشتیبانی می‌شود. مسلما طی طریق تحول در راستای کارآمدی هر چه بیشتر دین و متدینین و خصوصا متولیان آن یعنی حوزه های علمیه و روحانیون نیاز به نهضتی فراگیر و همتی والا از سوی تک تک ما دارد.
همت کنیم و برخیزیم و با لبیک به فراخوان رهبری این رسالت تاریخی را محقق کنیم.

برای کمک به این حرکت لینک سایت را در وبلاگتان درج کنید.
۱۹ آبان ۸۷ ، ۱۰:۲۲ مهدی تقی نژاد
سلام
میلاد حضرت امام رضا(ع) بر شما مبارک.
سبز و خرم باشید.
۰۱ آذر ۸۷ ، ۱۷:۱۲ دشمن زیاری
سلام حاج آقا
پوزش من را از بابت دیر آمدن بپذیرید. خب این مقوله جای بحث بسیاری دارد، اما نمی‌توان به هر دلیلی توجیه عقلی ارائه نداد. شما استاد بنده و خود جریان عرفا و متکلمین را در باب روح و عقل بهتر از هر کسی می دانید.
من نمی‌توانم قانع شوم که به دلایلی چون ضعف علوم در روشن شدن ابعاد دین و.....، پاسخ پرسش‌های جوانان را نداد و یا آنها را جاهل دانست و خدای ناکرده دین گریز. من بر این باورم که یکی از دلایل عمده دین گریزی می‌تواند ابهام جوانان و عدم عقنای آنها بر اساس پاسخ‌های ما باشد. امروزه علم چنان پیشرفت کرده است که به سادگی، حتی پیچیده‌ترین احکام الهی را هم می‌توان با آن توجیه کرد. ما معتقد به حق بودن این احکام هستیم، پس باید بتوانیم با مطالعه و فلسفیدن بیشتر راه اندیشیدن و عمل درست را بیاموزیم.
ممنونم از لطف شما
یا حق
با سلام
جناب آقای دکتر! بنده هرگز جوانان را جاهل (!) یا خدای ناخواسته دین‌گریز (!) ندانسته‌ام. بلکه معتقدم قلب پاک جوانان بهترین عامل هدایت آنها به حقایق دینی است. حضرتعالی از برخی افراد «سست اعتقاد» که «مشکل پایه‌ای دارند» و «ممکن است نسبت به متون دینی تردید داشته باشند» و یا «اساسا با بنیاد‌های دینی که ... کتاب... را شامل می‌شود مشکل داشته باشند»، صحبت کردید و بنده نیز اگر نکته‌ای گفتم درباره‌ی افرادی بود که شما خصوصیات آنها را بیان کردید.
همچنین در هیچ جا نگفته‌ام که به دلایلی چون ضعف علوم در روشن شدن ابعاد دین و... نباید پاسخ پرسش‌های جوانان را داد(!) بلکه معتقدم هر علمی روش و متودولوژی خاص خود را دارد و پاسخ‌گویی درباره‌ی هر علمی نیز می‌بایست بر اساس متد همان علم باشد. مثلاً علم فلسفه یا ریاضیات تنها بر پایه‌ی استدلال عقلی بنا شده است اما بسیاری از گزاره‌های موجود در علوم تجربی یا مثلاً علم تاریخ را نمی‌توان با دلایل عقلی سنجید چراکه متد آنها صرفاً عقلی نیست و برای بسیاری از گزاره‌های این علوم دلایل عقلی وجود ندارد.

ادامه دارد...
...ادامه از قبل

اما حکایت برخی از علوم دینی مثل فقه و تفسیر حکایت جالب‌تری است. برخی از گزاره‌های این علوم نه مثل علوم تجربی از باب نقص موجود در آنها بلکه از جهت امتیازی که دارند فراعقلی (و نه ضد عقل) هستند یعنی عقل را به تفسیر برخی گزاره‌های این علوم راهی نیست چراکه به سلاحی قوی‌تر از عقل که همان وحی است متصل‌اند. آری ممکن است به قول حضرتعالی بتوان «توجیهاتی» برای برخی از مسایل فرا عقلی این علوم نیز تراشید اما اینها توجیهی بیش نیستند.
پس کسی که به تحقیق در دین می‌پردازد اگر اصول توحید، نبوت و معاد که وجه مشترک ادیان الهی است را با دلایل صرفاً عقلی پذیرفت و پس از آن با تحقیق اسلام را پذیرفت و قرآن و عصمت پیامبر اکرم(ص) و ائمه‌ی هدی(ع) را باور کرد، آنگاه به برخی از فروع و اعتقادات که منشأ وحیانی (فراعقلی) دارد نیز ملتزم می‌شود.
پس ریشه‌ی مشکل افرادی که شما از آنها یاد کردید به یک یا چند مورد از موارد زیر برمی‌گردد:
1. از متد بررسی علوم دینی آگاهی کافی ندارند.
2. اعتقاد صحیحی به اصول اولیه‌ی دین و مذهب ندارند.
3. در حالیکه اعتقادشان به این اصول اولیه تقلیدی است می‌خواهند نسبت به فروع و گزاره‌های نقلی برخورد تحقیقی داشته باشند!
4. اسیر هواهای نفسانی هستند و مهمترین مانع در برابر خود را عقاید دینی می‌پندارند و چون نمی‌توانند از هواهای نفسانی خود بگذرند به انکار عقاید دینی روی می‌آورند.
با تشکر از شما
۰۴ آذر ۸۷ ، ۱۹:۱۱ دشمن زیاری
بسم‌الله الرحمن الرحیم
سلام استاد عزیز
بسیار مستدل و منطقی فرموده‌اید. منظور من هم شما نبودید. کاملا با نظر شما موافقم. اما در بحث تاریخ: روش تحقیق تاریخی از طریق نقد درونی و نقد بیرونی شیوه‌ای پذیرفته شده توسط صاحبنظران بوده و با گزاره‌های علمی همخوان است. فی‌الواقع این روش به نوعی برگرفته از شیوه علم‌الرجال حوزوی در بررسی احادیث و روایات است.
با نتیجه گیری بسیار معقول و مستدل شما همراه و موافقم.
به جد که از مطالب شما مشعوف و استفاده کردم. انشاالله در محضر امثال شما متلمذ خوبی باشیم.
منتظر آموزه‌های تازه شما هستم
در پناه کردگار
یا علی



جناب آقای دکتر!
سلام
بنده شأن خود را بسیار پایین‌تر از تعابیر حضرتعالی می‌دانم و محبتهای شما همواره بنده را شرمنده می‌کند.
موفق باشید
۱۱ آذر ۸۷ ، ۱۰:۲۳ الهام خانم گل گلاب
مو فق باشیییییییییییید به من سر بزن
۱۵ آذر ۸۷ ، ۲۰:۴۷ دشمن زیاری
به نام خدا
سلام حاج آقا
کم خبریم
به روز شدید بفرمایید استفاده کنیم.
یا علی
۱۷ آذر ۸۷ ، ۱۲:۵۶ مهدی تقی نژاد
سلام
عاشقان چون عهد با جانان کنند
جان خود در راه او قربان کنند
عید قربان بر شما مبارک.
۳۰ آذر ۸۷ ، ۰۴:۴۷ اندیشه وب
سلام
بالاخره پس از مدت ها با مطلبی با نام " مرثیه ای برای کتاب " به روزم
منتظر قدوم و نظرات گهر بار شما هستم
شاد باشید و پاینده
مهدی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">