توحید .:. آثار و مقالات رضا صنعتی

توحید .:. آثار و مقالات رضا صنعتی

رضا صنعتی هستم؛ متولد 1357، اهل کازرون فارس
در اینجا آثار و نوشته‌های خود را منتشر می‌کنم. امید که هم مورد استفادۀ شما و هم توشه‌ای برای آخرتم باشد.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

مؤذّن بانگ بى‏هنگام برداشت!

يكشنبه, ۹ مهر ۱۳۸۵، ۰۷:۱۵ ق.ظ

(نقدی بر مقاله‌ی دبیر سیاسی هفته‌نامه پرتو سخن) 

 

هفته‌نامه‌ی پرتوسخن در شماره 327 (مورخ 20 اردیبهشت 85)، مقاله‌ای را به قلم دبیر سیاسی خود با عنوان «چه کسانی در لیست ملت نیستند؟!» منتشر کرده است. در این مقاله پس از بیان مطالبی، از شورای محترم نگهبان- به صورت ضمنی- خواسته شده است تا صلاحیت برخی از شخصیت‌ها از جمله آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را در انتخابات خبرگان رهبری رد کند!(1)

در قسمتی از این مقاله چنین می‌خوانیم:

«افرادی که نامزد مجلس خبرگان می‌شوند باید «اکنون» شرایط مذکور [اشتهار به دیانت، وثوق و شایستگی اخلاقی- اجتهاد- داشتن بینش سیاسی و اجتماعی و آشنایی با مسایل روز- اعتقاد به مبانی نظام جمهوری اسلامی- نداشتن سوابق سوء سیاسی و اجتماعی] را دارا باشند. چنانچه فرد یا افرادی در گذشته شرایط بالا را در حد عالی داشته‌اند و چه بسا تأییداتی نیز از سوی امام‌(ره) و مقام معظم رهبری داشته باشند ولی در زمان کنونی به هر دلیل فاقد یکی از شرایط تشخیص داده شوند، شایستگی نامزدی خبرگان را ندارند... کسانی که عملکرد آنها در گذشته موجب شکاف بیشتر طبقاتی شده و در سایه‌ی مدیریتشان معدود افرادی به آلاف و الوف دست یازیده و از رانت‌های فامیلی، اطلاعاتی و... بهره‌مند شده‌اند، شأنیت حضور در مجلس خبرگان را ندارند... انتظار این است که شورای نگهبان مصلحت اندیشی را کنار بگذارد و به مُرّ قانون عمل نماید. بدون تردید در این صورت برخی از کسانی که اکنون در مجلس خبرگان از جایگاه ویژه ای نیز برخوردارند بر شرایط فوق انطباقی ندارند زیرا به فرموده امام راحل (ره) ملاک و معیار افراد، وضعیت کنونی آنهاست. مع‌الاسف برخی احزاب و شخصیت‌ها در آستانه انتخابات خبرگان بدون توجه به شرایط مذکور و صرفاً با توجه به یک سری مصلحت ‌اندیشی‌ها نه تنها خود از این گونه افراد دعوت به عمل می آورند بلکه برای قرار دادن آنها در لیست دیگران نیز به رایزنی می‌پردازند!...تجربه گذشته نشان داده است که رأی دهنده‌گان، به احزاب و گروه‌ها چندان اهمیتی نمی‌دهند. این مطلب در انتخابات نهم بیش از گذشته ثابت شد؛ زیرا فردی که همه‌ی احزاب چپ و راست و اکثریت قریب به اتفاق رسانه ها و مطبوعات کشور از او حمایت می‌کردند انتخاب نشد...به راستی اگر احزاب مدعی اصولگرایی اندکی بیاندیشند پی خواهند برد که فرد یا افرادی که مورد تأیید احزاب مشارکت و حتی سازمان نامشروع مجاهدین باشند، صلاحیتشان قابل تأمل است و در جریان ارزشی جایگاهی ندارند... شخصیتی که احزاب باطل نیز او را بپسندند حتماً برای آنها جاذبه‌ای داشته و دارد و چنین فرد یا افرادی نمی‌توانند در مجلس خبرگان رهبری در جهت مصالح اسلام و انقلاب گام بردارند و شاید هم...»(2)

همچنان‌که ملاحظه می‌کنید در این مقاله دو دلیل برای عدم صلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی ذکر شده است:

1- آنچه به عنوان عملکرد ایشان در دوران ریاست جمهوری وی ذکر شده است.

2- حمایت برخی از گروه‌های اصلاح‌طلب همچون حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در ایام نهمین انتخابات ریاست جمهوری از ایشان.

درباره‌ی دلیل دوم؛ همه می‌دانند که کاندیدای این دو تشکل در انتخابات ریاست جمهوری 84، «دکتر مصطفی معین» بود و حمایت این دو حزب از آقای هاشمی رفسنجانی- در مرحله‌ی دوم- از سر‌ناچاری و به واسطه‌ی مخالفت با رقیب ایشان بوده است و الا ملت ما نوع رفتار گروه‌های اصلاح طلب با ایشان را در جریان انتخابات مجلس ششم فراموش نکرده‌اند.

اما عجیب آن است که دبیر سیاسی هفته‌نامه پرتو سخن از طرفی مدعی شده است که حمایت‌های حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری از آیت الله هاشمی رفسنجانی مربوط به زمان گذشته است و از طرف دیگر عملکرد ایشان در همان زمان گذشته [دوران ریاست جمهوری] را دلیل بر عدم صلاحیت وی برای انتخابات مجلس خبرگان رهبری در آینده‌ی نزدیک عنوان کرده‌‌است! به راستی این تناقض را چگونه می‌توان حل کرد؟!

آری همچنان که حضرت امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران از ابتدای انقلاب تا زمان رحلت خود، همواره علاقه و حمایت خود را نسبت به آقای هاشمی رفسنجانی ابراز می‌داشتند، تا جایی که وی را «فرزند برومند اسلام» نامیده و آن جمله‌ی تاریخی را درباره‌ی ایشان بیان کردند که «مردان تاریخ تا آخر زنده هستند. بدخواهان باید بدانند هاشمی زنده است چون نهضت زنده است.»(3) مقام معظم رهبری؛ حضرت آیت الله خامنه‌ای نیز از آغاز دوران رهبری تاکنون همواره تأییدات و حمایت‌های بی‌بدیل خویش را از ایشان ‌دریغ نکرده‌اند که البته این حمایت‌ها هرگز به معنای مطلق و بی‌عیب دانستن ایشان نبوده و نیست. اما به راستی مگر چه کسی مطلق و بی‌عیب است؟ و مگر اسلام عزیز ما را به رعایت انصاف در بررسی شخصیت افراد سفارش نکرده است؟  

ما در ادامه به نمونه‌هایی از حمایت‌های حضرت آیت الله خامنه‌ای از آقای هاشمی رفسنجانی از سال 1368 تاکنون اشاره می‌کنیم.

1. رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنانى در مراسم بیعت رییس و نمایندگان مجلس شوراى اسلامى با رهبر جدید جمهورى اسلامى ایران، در تمجید از شخصیت آقای هاشمى رفسنجانى فرمودند:

«ما منوّرتر و روشن‏تر و سابقه‏دارتر و شناخته شده‏تر و درد آشناتر و رمز آشناتر از ایشان با مسایل انقلاب، کس دیگرى را سراغ نداشتیم. نمى‏شود گفت شما بهتر از من ایشان را مى‏شناسید، چون سوابق انس و ارادت و آشنایى من با آقاى هاشمى، خیلى طولانى است، اما شما درمدت کارتان با ایشان در مجلس شوراى اسلامى، ازنزدیک همه این موارد را خوب احساس کرده‏اید. ملت ما بحمداللَّه ایشان را مى‏شناسند و این، آینده خوبى را نوید مى‏دهد.»(4)

2. مقام معظم رهبرى پس از انتخاب آیت‏الله هاشمى رفسنجانى از سوى مردم به ریاست جمهورى اسلامى ایران در سخنانى در مراسم تنفیذ حکم ایشان فرمودند:

«خدا را شکر که اراده و رأى ملت عزیز، بار سنگین امانت و مسئولیت الهى را بر دوش تواناى مردى بزرگ از فرزندان اسلام و حوارییّن امام عظیم‏الشان(قدس سره)، عالمى مجاهد و فقیهى اسلام‏شناس و سیاستمدارى هوشمند و مدیرى دردآشنا و دلسوز قرار داد. شخصیتى که پرونده‌ی تلاشش در راه خدا و مجاهدتش براى حاکمیت دین و اعلاى کلمه اسلام، حتى پیش از نخستین روزهاى شروع نهضت آغاز شده و سرگذشت رنج‏ها و سختى‏ها و فعالیت‏هاى کم‏نظیر را در خود گنجانیده است. چهره‌ی موجهى که به برکت حرکت در صراط مستقیم انقلاب، همواره امین امام(قدس سره) و محبوب امت بوده و ان‏شاءاللَّه از این پس نیز خواهد بود.»(5)

3. ایشان همچنین پس از مدتی با اشاره به تبلیغات سوء علیه دولت، خطاب به ائمه جمعه سراسر کشور فرمودند:

«به مسأله‌‌ی حمایت و پشتیبانى از دولت اشاره کردم، اصلاً به سرانجام رسیدن انقلاب، به این متوقف است. در مورد همه‌ی دولت‏ها، این نکته صادق است و در مورد این دولت که در رأسش، شخصیتى مثل آقاى هاشمى رفسنجانى قرار گرفته است نیز صادق است. انصافاً وضع ایشان، اظهر من الشّمس است و فایده‌ی ایشان براى انقلاب و اسلام، براى همه واضح و روشن مى‏باشد. حمایت از این دولت، مضاعفاً واجب و لازم است. مبادا خداى نکرده ائمه‌ی جمعه تحت تأثیر حرف این و آنى قرار بگیرند که گاهى چرندى، اتهام بى‏ربطى و یا مطلب واهى و بى‏اساسى را مطرح مى‏کنند. حالا اگر یک نفر در یک جلسه‌ی خصوصى حرفى را مى‏زند، بحث دیگرى است، اما امام‏جمعه نباید این حرف‏ها را قبول بکند، تا در حرف‏ها و اعمال و منش او واضح بشود. این‏طور چیزها را رعایت بکنید(6)

4. حضرت آیت‏اللَّه خامنه‏اى در جمع کثیرى از علما، روحانیون، مسئولان و اقشار مختلف مردم استان خراسان نیز مى‏گویند:

«دشمن تبلیغ مى‏کند که با رفتن امام (قدس سره)، دوران امام (قدس سره) تمام شد! دشمن غلط مى‏کند. ما هم گفتیم، اعلامیه دادیم، حرف زدیم، همه‌ی مردم هم اثبات کردند که نخیر، دوران امام (قدس سره)، با رفتن جسمانى و ظاهرى ایشان تمام نشد و نخواهد شد. این ثابت شد، اما این دشمن است که مى‏گوید. مبادا یک عده دوست نادان در داخل کشور، به عنوان دلسوزى، به عقل ناقص خودشان چیزى را در گوشه‏اى نشان کنند که خیال نمایند این با خط امام و انقلاب نمى‏سازد و شیون سر بدهند که دوران امام تمام شد. اگر چنین سخنى ولو با اشاره از زبان کسى صادر بشود، دشمن شاد خواهد شد، مواظب باشید. امام(قدس سره) نهایت اعتماد و اطمینان را به رییس جمهور ما داشتند. امروز بحمدالله در رأس دستگاه‏هاى اجرایى کشور، کسى است که امام در تمام طول دوران انقلاب و قبل از آن و بیشتر از همه بعد از انقلاب تا لحظه‌ی وفاتشان، نهایت اعتماد و اطمینان را به او داشتند، رییس جمهور ما. ایشان کسى است که این قدر مورد اعتماد امام بود، این قدر به امام (قدس سره) نزدیک بود، حرف‏هاى امام را بیشتر از آنها شنیده، درد دل‏هاى امام را بیشتر از دیگران شنیده و خبر دارد. حالا عده‏اى همین طور حرف مى‏زنند و اصلاً نمى‏دانند که حرف دل امام (قدس سره) چه بود.

مؤذّن بانگ بى‏هنگام برداشت         نمى‏داند که چند از شب گذشته است.

 چنین آدمى حالا در رأس امور ماست. من هم به امور واقفم و مى‏بینم که در مملکت چه کار مى‏شود. من آدم بى‏خبرى نیستم. همه‌ی این اوضاع اجرایى کشور را از نزدیک، هشت سال تجربه و لمس کرده‏ام. قبل از آن هم، از اول انقلاب در شوراى انقلاب و دیگر جاها بوده‏ام. مگر ممکن است امروز کسى حتى به خاطرش بگذرد، چه برسد به عمل، که از آن جهت‏گیرى و چارچوب ترسیم شده انقلاب تخطى کند، که حالا یک عده دایه‏هاى مهربان‏تر از مادر، مرتب در این‏جا و آنجا مى‏نشینند و ذهن مردم را خراب مى‌کنند.»(7)

5. مقام معظم رهبرى همچنین در دیدار با جمع کثیری از آزادگان درباره‌ی مقام علمی آیت الله هاشمی رفسنجانی فرمودند:

«امروز رییس جمهور ما، از نظر من که سالیان متمادی است ایشان را می‌شناسم، یک مجتهد قطعی است. این هم از برکات خدا بر ماست . ما رییس جمهوری داریم که از لحاظ درس‌های حوزه‌یی، یک مجتهد و از لحاظ تفکرات اسلامی، یک متفکر سطح بالا با سوابق فراوان است.»(8)    

6. حضرت آیت الله خامنه‌ای همچنین در دیدار با آقای هاشمى رفسنجانى و اعضاى دولت ایشان فرمودند:

«در تاریخ گذشته‌ی ما، کمتر مى‏شود مجموعه‌ی مسئولانى را پیدا کرد که مثل مجموع مسئولان امروز باشند. کمتر که مى‏گوییم، مى‏خواهیم احتیاط کنیم، والا واقعاً من سراغ ندارم. رئیس جمهورى با این خصوصیات، با این فضایل و با این سوابق، و همکاران و وزرایى با این منش دینى و ایمانى و انقلابى، حقیقتاً درگذشته‌ی تاریخ ما سابقه ندارد، و در جاهاى دیگر هم تا آنجایى که من شناخته‏ام - البته ادعاى شناخت کامل نمى‏کنم، چون ما از اوضاع همه‌ی دولت‏ها اطلاع نداریم - چنین چیزى را نیافته‏ام شاید مردم ما هم هنوز به بطن کارهاى برادران مسئول در دولت، درست واقف نیستند. البته یک چیزى شنیده‏اند و یک چیزى مى‏دانند، ولى خصوصیاتى را که افراد آشناى با اعضاى دولت مى‏توانند بدانند و بفهمند، یقیناً مردم بعضى از آنها را نمى‏دانند، بعضى را هم باور نمى‏کنند. مثلاً اگر به مردم گفته شود که در بین وزراى جناب آقاى هاشمى- بنابر آنچه که مسموع بنده است وزیرى هست که اگر از حقوق ماهیانه‏اش، اقساطى را که باید بدهد، کم کنند، برایش 2400 تومان مى‏ماند، آیا واقعاً این را تصور مى‏کنند که در کارگزاران یک دولت - کسانى که بیت‏المال و امکانات دراختیار اینهاست - کسانى پیدا مى‏شوند که این‏طور زندگى و این‏گونه صرف و خرج مى‏کند؟ اینها چیزهاى باارزشى است، و ما خدا را بر داشتن شماها شکر مى‏گزاریم و از خدا مى‏خواهیم که شما را در راه خیر و صلاح و سداد، همواره موفق بدارد(9)

7. رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار با نمایندگان پنجمین دوره مجلس شوراى اسلامى نیز فرمودند:

 «امروز بحمدالله دولت، دولت کارآمدى است و مسئولان دولتى، مسئولان دلسوزى هستند. باز هم مى‏توانم عرض بکنم که در طول تاریخ ایران، ما مجموعه‌ی وزرایى مثل وزرایى که امروز داریم، هیچ وقت نداشته‏ایم. مجموعه‌ی اداره‏کنندگان اجرایى کشور، هیچ وقت در هیچ دوره‏اى از ادوار، مثل آنچه که امروز در اختیار این ملت است، وجود نداشته است. در مجموع ادوار کشور، در رأس قوه مجریه، انسانى که از همه جهت مورد تأیید و ستایش باشد - مثل رییس جمهور امروزمان- هرگز نداشته‏ایم. اینها حقایقى در جامعه‌ی ماست و واقعیاتى است که وجود دارد و تکلیف همه را روشن مى‏کند. این چیزها بارها را سنگین مى‏کند. اگر رییس جمهورمان آدم کارآمد و پرکارى نبود، انسان داراى احساس مسئولیتى نبود، اگر بینش دینى نداشت، اگر در راه خدا مجاهدت نکرده بود، حالا مجلس هر چه هم قانون خوب تصویب مى‏کرد، چه فایده داشت؟ ... شخص رییس جمهور و خصوصیات ایشان که مردى مؤمن، عالم، مجاهد فى سبیل‏الله، مسلط بر امور کشور، مجرب و کارآزموده است، به جاى خود محفوظ مى‏باشد. بحمدالله شخص رییس دولت و آحاد وزراى ما هم از این امتیازات بزرگ برخوردار هستند.»(10)

8. مقام معظم رهبرى همچنین‌در پایان دوره‌‌‌ی 8 ساله‌ی ریاست جمهورى ایشان در دیدار با هیأت دولت‌، فرمودند:

«بنده وظیفه‌ی اخلاقى مى‏دانم که احساس خودم را نسبت به جنابعالى- جناب آقاى هاشمى- و همکارانتان عرض بکنم. این دوره‌ی هشت ساله براى کشور، یک دوره‌ی بسیار پرکار و پر تلاش و پر عاید، و حقیقتاً دوره‌‌ی بازسازى بود. بازسازى براى ما یک آرزو بود. من فراموش نمى‏کنم، روزهاى بعد از جنگ در آن جلسه‏اى که به دستور امام(قدس سره) تشکیل شد، چند نفرى براى طرح خطوط اصلى بازسازى کشور نشستیم، به نظر خودمان آرزوهاى بزرگى را در آن نوشته‏ها آوردیم، بحث کردیم و تصور کردیم، که ان‏شاءالله در طول چندین سال انجام بگیرد. آنچه در این هشت سال ریاست جمهورى شما اتفاق افتاده، از آنچه که آن روز ما آرزو داشتیم، بیشتر است، و حقیقتاً کشور بازسازى شد کشورى که قبل از ویرانى‏هاى جنگ هم، حقیقتاً هیچ میراث زیربنایى قابل توجه و قابل قبولى از رژیم گذشته - که استقلال این ملت را نشان بدهد- نداشت، بسیارى از آن چه را هم که بود، و در طول سال‏هاى متمادى به دست آمده بود، جنگ از دست ما گرفت. بعد از جنگ، ساختن و راه انداختن کشور، راه انداختن مردم و مشتعل کردن این احساس کار و تلاش و ابتکار و نوسازى و بازسازى، همت بلند و کار پرمرارتى را مى‏طلبید، که این دولت، این وظیفه را بر عهده گرفت و با موفقیت انجام داد ... در همه‌ی زمینه‏ها خیلى زحمت کشیدید، خیلى کار کردید، و حقیقتاً کشور را پیش آوردید. من نمى‏خواهم بگویم که همه‌ی آرزوهاى ما برآورده شده - از قبیل مسایل مربوط به عدالت اجتماعى و مسایل مربوط به قشرهاى گوناگون - کارهاى زیادى وجود دارد که بایستى به مرور انجام بگیرد، و ان‏شاءالله دولت‏هاى بعدى آنها را انجام خواهند داد، ولى آنچه که بر عهده‌ی این دولت بود، و در طول هشت سال در زمینه‌ی بازسازى مى‏توانست انجام بگیرد، بحمدالله به بهترین وجهى انجام گرفته است. لازم مى‏دانم- بخصوص- نظر خودم را درباره‌ی بخشى از علل موفقیت این دولت ذکر بکنم، هم اینها براى مردم نافع است، هم براى مسئولینى که در طول زمان- در آینده - حضور خواهند داشت، بلاشک نافع است. بخش قابل توجهى از این، به خصوصیات شخص آقاى هاشمى برمى‏گردد، یعنى واقعاً برخى از خصوصیات در ایشان هست، که تأثیر تام و تمامى در این موفقیت‏ها داشته، از قبیل برخوردارى ایشان از روحیه‌ی کار - پرکارى- روحیه‌ی ابتکار و نوآورى و ورود در میدان‏هاى جدید و ناپیموده، همت بلند در امر سازندگى و نترسیدن از طرح‏هاى بزرگ و اقدام کردن شجاعانه در مورد کارهاى بزرگ، شیوه‌ی مدیریت باز که در ایشان وجود داشت، و این به همکارهاى ایشان، امکان مى‏داد که ابتکار و تلاش خودشان را به کار بیندازند و از آنها استفاده بکنند. ایمان عمیق به توانایى خود نیز نقش زیادى داشت. همچنین هوشمندى در شناخت مسایل و مضایق و پیدا کردن راه‏حل‏ها، بخشى از خصوصیاتى است که بلاشک مؤثر بود. یک مقدار هم به کابینه برمى‏گردد، که آن هم کاملاً قابل توجه است. بخشى از آن، مربوط به لیاقت‏هاى آقایانى است که در مجموعه‌ی دولت حضور داشتند- اعم از وزرا، معاونین و مسئولان سازمان‏هاى مختلف و وابسته به ریاست جمهورى- که آنها در حدود متفاوتى است. در ضمن یک نکته مهم در راز موفقیت‏ها این بود که این کابینه، یک کابینه‌ی کارى بود - نه یک کابینه‌ی سیاسى- معناى کابینه‌ی کارى این نیست که اشخاصى که در این کابینه هستند، اهل سیاست نیستند، یا در سیاست دخالت نمى‏کنند، بلکه معنایش این است که نقطه‌ی مشترک و کارى و التقا آنها- دور آن میزى که اسمش هیأت دولت است- اهتمام به انجام کار کشور است. این، نقش زیادى داشت، و خیلى خوب بود. خدا را شکر مى‏کنیم. جناب آقاى هاشمى، به عنوان یک روحانى انقلابى، کارآمد، متدیّن و متعبّد، براى مردم ما مطرح هستند، و این خصوصیاتى است که در ایشان هست.»(11)

ایشان با اشاره به نظارت و همفکرى خود در طول 8 سال ریاست جمهورى آیت‏اللَّه هاشمى رفسنجانى عملکرد مجموعه دولت ایشان را مثبت ارزیابى نموده و فرمودند:

«من در تمام طول مدت هشت سال، در جریان کارهاى شماها قرار داشتم، هم به وسیله‌ی گزارش‏هاى مستقیم، هم از طرقى که براى اطلاع‏گیرى، در دسترس من بوده است. علاوه بر این‏که به طور مستمر- اقلاً هفته‏اى یک بار- جناب آقاى هاشمى با من ملاقات مى‏کردند. در این ملاقات‏ها و جلسات، گزارش کارها، طرح مسایل، طرح مشکلات، نظرخواهى و مشاوره در امور گوناگون نیز بوده است. این جلسات، جلسات پربرکتى بود.(12) من هم چه در آن مواردى که کارى را که دولت انجام مى‏داده است، به تمام معنا قبول داشتم و به آن معتقد بودم، چه در مواردى که بخشى از مجموعه‌ی برنامه‌ی دولت را قبول هم نداشتم - اتفاق هم افتاده است که در مجموع برنامه‌‌ی دولت، من به گوشه‏اى از کار اعتقادى نداشتم. این جاهایى هم که اعتقاد نداشتم، گاهى به این صورت بوده است که لازم مى‏دانستم اظهارنظر قطعى بکنم و تغییر آن‏را بخواهم، گاهى هم نه، در این حد لازم نمى‏دانستم، بلکه نظر پیشنهادى داشتم، مطرح مى‏کردم و مورد توجه قرار مى‏گرفته، اقدام مى‏شده یا نمى‏شده- در همه‌‌ی این احوال خودم را موظف مى‏دانستم که از این دولت - که یک دولت حقیقتاً خدمتگزار و با ایمان و داراى حس خدمتگزارى و دلسوزى نسبت به مردم بوده است- حمایت بکنم. این، وظیفه‌ی ماست ... بنده دایماً شماها را در طول این سال‏هاى متمادى دعا مى‏کردم، شخص آقاى هاشمى را به نام و حداقل در هر شبانه روزى یک مرتبه - و بیش از این- و شماها را هم همین طور، معمولاً دعا مى‏کردم. باز هم دعا خواهم کرد. امیدوارم ان‏شاءاللَّه خداوند به شماها توفیق بدهد، بتوانید کارهایى را که در آینده بر عهده‌ی شماست، به بهترین وجهى انجام بدهید. و کسانى هم که خواهند آمد، بتوانند دنباله‌ی این کارها را بگیرند ... ارزیابى من از این دوره خدمتى و کارى شما مثبت است و امیدوارم ان‏شاءالله رضایت مردم از شماها، موجب رضایت پروردگار باشد، و اگر کمبودى هم در کارها بوده است، خداى متعال به لطف و رحمت و فضل خودش آن را مورد گذشت و مرحمت قرار بدهد. چنانچه ملاحظه شده است، بعضى اوقات افرادى، از بعضى از مسئولین انتقاد مى‌کنند - نسبت به بعضى از چیزها - انتقادها نباید به معناى نفى خدمت‏ها و کارهاى انجام شده، باشد. انتقاد به جاى خود محفوظ است، باید خدمات اشخاصى که خدمت و تلاش خالصانه کرده‏اند، مورد نظر باشد. هیچ‏گاه انتقاد، به معناى نادیده گرفتن خدمات و کارهاى بزرگ نیست.»(13)

10. مقام معظم رهبرى حتى در پایان دوران ریاست جمهوری آیت‏الله هاشمى رفسنجانى، در روز دوم خرداد 1376 در پاى صندوق رأى براى انتخاب پنجمین رییس جمهور ایران اسلامى باز هم از یار همیشگی خود یاد کرده و فرمودند:

«من قبلاً هم گفته‏ام؛ هرکس که امروز، ان‏شاءالله رأى بیاورد و نامش از این صندوق‏ها بیرون بیاید، من با او همان‏طور رفتار خواهم کرد که در هشت سال گذشته با آقاى رئیس جمهور، جناب آقاى هاشمى رفسنجانى رفتار کرده‏ام. البته خوب؛ براى شخص من، هیچ‏کس آقاى هاشمى رفسنجانى نخواهد شد؛ اما امیدواریم براى ملت بشود و بتواند براى کشور همان‏طور شخصیتى باشد و همان‏طور تلاشى بکند و بلکه بیشتر و بهتر؛ چون باب رحمت الهى واسع است.»(14)

11. مقام معظم رهبرى حتی پس از پایان نهمین دوره از انتخابات ریاست جمهورى در سال 1384 نیز در اولین پیامى که صادر نمودند ضمن تبریک به دکتر احمدى‏نژاد، از آقای هاشمى رفسنجانى تقدیر نمودند. ایشان در این باره فرمودند:

«نقش مؤثر و تعیین کننده‌‌ی نامزدهاى ریاست جمهورى در خلق این حماسه‌ی بزرگ ملى، انکار ناپذیر و سپاس از آنان بر همگان لازم است. اینجانب تشکر وافر خود را به همه‌ی آقایان به‌ویژه جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقاى هاشمى رفسنجانى که خود از ذخایر انقلاب و از چهره‏هاى برجسته‌ی نظام جمهورى اسلامى ایرانند، تقدیم مى‏دارم و امیدوارم این برادر عزیزم و همسنگر دیرین مانند همیشه در عرصه‏هاى مهم نظام اسلامى نقش‏آفرین باشند.»(15)

12. مقام معظم رهبرى در دیدار با رییس و کارکنان قوه‌‌ی قضاییه نیز ضمن اشاره به نادیده گرفتن کارهاى بزرگ نظام و سیاه‏نمایى‏هاى صورت گرفته توسط بعضى از نامزدها یا طرفداران آن‏ها در جریان انتخابات اخیر ریاست جمهوری به تخریب شخصیت تعدادى از نامزدهاى انتخابات ریاست جمهورى به ویژه آقای هاشمى رفسنجانى در جریان انتخابات اشاره نموده و فرمودند:

«در خلال این انتخابات، برخى کارهایى انجام گرفت که بنده به عواملى که این کارها را انجام دادند، بدبینم؛ این تخریب‏هایى که صورت گرفت، بعضى از تخریب‏ها البته از روى بى‏توجهى بود؛ بعضى از آقایان و نامزدها یا طرفداران آن‏ها با محاسباتى، حرف‏هایى نسبت به نظام زدند که واقع بینانه نبود؛ خیلى از مثبتات نظام، از کارهاى بزرگ نظام نادیده گرفته شد و سیاه‏نمایى شد و پیشرفت‏هاى عظیمى که به وسیله دولت‏ها در این سال‏ها به وجود آمده، ندیده گرفته شد؛ اینها از روى غفلت بود، لکن بعضى از این تخریب‏ها از روى غفلت نبود، تعدادى از نامزدهاى انتخابات ریاست جمهورى مورد تخریب قرار گرفتند، تخریب‏هاى غیرمنصفانه و ناجوانمردانه؛ حتى شخصیت موجهى مثل آقاى هاشمى رفسنجانى که شخصیت محترم و باسابقه‏اى است، از دم این تخریب‏ها در امان نماند، این حادثه‌ی بدى بود. رحمت الهى را نباید با این‏گونه کارها آلوده کرد؛ با این‏که ما تأکید کرده بودیم، امروز چون گذشته است، من نصیحت مى‏کنم؛ اما مسئولان قضایی و غیر قضایی، غیر از نصیحت، وظایف دیگر هم دارند؛ آنها عوامل این تخریب‌ها را تعقیب کنند و آنها را پیدا کنند. یک عده به طور مسلّم از روى جهالت و غفلت این کار را کردند، که البته فعل حرامى انجام گرفت...»(16)

 امید آنکه از این پس شاهد تکرار این فعل حرام نباشیم.

آری مسیری که هفته نامه‌ی پرتو سخن در جهت تخریب آیت الله هاشمی رفسنجانی دنبال می‌کند نه تنها با مواضع رهبر معظم انقلاب همخوانی ندارد بلکه حتی با برخی از مواضع حضرت آیت الله مصباح یزدی نیز ناسازگار است. چراکه حتی ایشان نیز علی‌رغم بیان برخی از انتقادات نسبت به پاره‌ای از روش‌ها و گفته‌های آقای هاشمی رفسنجانی، شخصیت ایشان و یا کلیت عملکرد دولت سازندگی را نفی نکرده‌اند. به عنوان نمونه آیت الله مصباح یزدی در اوایل تشکیل دولت آقای خاتمی در پاسخ به سؤال خبرنگاری که محبوبیت آقای خاتمی را نشانه‌ی علاقه‌ی مردم به تغییرات می‌دانست، می‌گویند:

 «اولاً؛ محبوبیت ایشان به معناى نفى محبوبیت دیگران نیست. شاید قضاوت بیش‏تر مردم ما و حتى خارجیان هم این بود که اگر منع قانونى وجود نداشت و آقاى هاشمى نامزد ریاست جمهورى مى‏شد باز هم مردم با طیب خاطر به ایشان رأى مى‏دادند. بنابراین اکنون هم دیگر شخصیت‏هاى انقلابى در سطوح گوناگون، در بین مردم محبوبیت دارند.

 ثانیاً؛ کشور ما - به خصوص با توجه به این‏که کشورى انقلابى است - دوران‏هاى گوناگون مختلفى را با سرعت طى مى‏کند که هر کدام اقتضاى خاصى دارد در زمان جنگ کسى محبوبیت پیدا مى‏کند که جنگ را بهتر به پیش ببرد، در دوران پس از جنگ کسى بیشتر محبوبیت پیدا مى‏کند که ویرانى‏هاى جنگ را بهتر بتواند جبران کند. پس از انجام کارهاى اساسى براى جبران ویرانى‏ها، نوبت مى‏رسد به مسائل خاص‏تر مثل مسائل جوانان، زنان و مسائل دیگرى که در دوران جدید مطرح مى‏شود. در این دوران نیز کسى بیش‏تر مى‏تواند محبوبیت پیدا کند که به این مسائل بهتر توجه داشته باشد. اما معنایش این نیست که مسئولان قبلى محبوبیت نداشته‏اند یا کارشان صحیح نبوده است.»(17)

با این اوصاف به اعتقاد نگارنده روش‌هایی که اخیراً از جانب هفته نامه‌ی پرتو سخن دنبال می‌‌شود، بیشترین ضربه را به شخصیت حضرت آیت الله مصباح یزدی و حتی وحدت نیروهای اصول‌گرا زده است. به راستی مگر در اختلافات سیاسی معیاری بهتر از مواضع رهبر معظم انقلاب وجود دارد؟ شاید بگویید که مقام معظم رهبری بر اساس مصالحی این سخنان را بیان کرده‌اند که در آن صورت باید گفت که اگر بنای توجیه و تفسیر سخنان رهبری در کار باشد اولاً؛ دیگر به هیچ کلامی از ایشان- به واسطه‌ی احتمال مصلحت اندیشی در آن- نمی‌توان استناد کرد و ثانیاً؛ این چه مصلحتی است که رهبری نظام خود را ملزم به رعایت آن می‌دانند اما هفته نامه‌ای که در دفاع از ولایت مطلقه‌ی فقیه مطالب بسیاری را منتشر کرده است خود را ملزم به رعایت آن نمی‌داند؟! به هر حال پرسش مهمی که هفته نامه‌ی پرتو باید به آن پاسخ دهد آن است که آیا این پیشنهاد که شورای محترم نگهبان صلاحیت ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را رد کند، می‌تواند تأیید مقام معظم رهبری را به دنبال داشته باشد؟! و اگر پاسخ منفی است- که مسلماً چنین است- چرا با طرح چنین حرف سخیفی، فضای سیاسی جامعه را آلوده می‌کنید؟!

رضا صنعتی

(این مقاله در تاریخ 1 خرداد 1385 در سایت فردا نیوز منتشر شد.)

http://www.fardanews.com/show/?id=20143

 

...................( پی‌نوشت ).................

1) از دیگر شخصیت‌هایی که در این مقاله تقاضای رد صلاحیت آنها شده است، حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی (دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی) است لکن از آنجا که قصد ما در این مقاله پرداختن به شخصیت آیت الله هاشمی رفسنجانی است، تنها به نقل و نقد بخش‌هایی که مربوط به ایشان است می‌پردازیم.

2) هفته نامه پرتو سخن: 20 اردیبهشت 85 ، «چه کسانی در لیست ملت نیستند؟!»، قاسم روانبخش.

3) صحیفه نور: ج 6 ، ص 284 - 5 خرداد 58

4) 24 خرداد 1368- WWW.Khamenei.ir

5) همان: 21 مرداد 1368.

6) همان: 7 خرداد 1369.

7) همان: 15 خرداد 69.

8) همان: 11 مهر 1369.

9) همان: 3 شهریور 1370.

10) همان: 29 خرداد 1375.

11) همان: 9 مرداد 1376.

12) آیت‏اللَّه هاشمى رفسنجانى در مصاحبه با روزنامه کیهان به نکاته‌ی جالبی اشاره کرد. وى در این مصاحبه گفت:

«شما قاعدتاً باید بدانید کسى نزدیک‏تر از من به رهبرى از لحاظ فکرى، سلیقه و غیره نبوده است و اگر بنا بود کسى از افکار رهبرى مطلع باشد، من بیشتر از همه مطلع بودم. ما از دوره جوانى تا الآن با هم بودیم. ثانیاً؛ در همین مسایل ما هفتگى با ایشان جلسات طولانى داشتیم که هنوز ادامه دارد. آن موقع‏ها هفتگى بود و الآن دو هفته یک بار، جلسه مى‏گذاریم. چون کار ایشان بیشتر از من است. معمولاً شب‏ها مى‏نشستیم و حرف مى‏زدیم و خیلى هم صمیمى مسایل را مطرح مى‏کریم. بحث تعارف و رودربایستى هم نبود. چون نمى‏خواستیم پخش کنیم و ناظرى هم نبود. مسایل را صریح بیان مى‏کردیم و مى‏کنیم. مثل دوران طلبگى است. ایشان هم مى‏دانستند که من چکار مى‏کنم. من هم مى‏دانستم که ایشان چه مى‏گویند. کاملاً هماهنگ عمل مى‏کردیم ... من سندى دارم و اگر خواستید در کیهان پخش کنید، به شما مى‏دهم؛ وقتى مى‏خواستیم کابینه اول را تنظیم کنیم؛ ما دو نفرى نشستیم و تنظیم کردیم. ایشان یادداشت مى‏کرد. در آخر که همه وزراء تکمیل شدند، به خط ایشان نوشته شده و الآن نزد من است. یعنى در انتخاب اعضاى کابینه نظر ما یکى بود. در هر مورد بحث مى‏کردیم. در دوره دوم هم همین طور بود. فقط ایشان گفته بودند: «به دو نفر رأى موافق نمى‏دهم و مخالفت هم نمى‏کنم. خودتان مى‏دانید. اگر بهتر پیدا کردى، بیاور و من مخالف نیستم.» به هر حال کابینه را انتخاب کردیم.»       (بى‏پرده با هاشمى رفسنجانى: ص 205 و 206.)

13) 9 مرداد 1376- WWW.Khamenei.ir

14) همان: 2 خرداد 1376.

15) روزنامه جام‏جم: 5 تیر 84، ص 2.

16) 7 تیر 84- WWW.Khamenei.ir

17) فصلنامه معرفت: زمستان 1376، شماره 23، ص 96.

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">