توحید .:. آثار و مقالات رضا صنعتی

توحید .:. آثار و مقالات رضا صنعتی

در بخشی از مطالب این سایت به بیان تاریخ شهرستان کازرون (به ویژه تاریخ معاصر آن) پرداخته شده است. این از آن روست که هم نویسنده اهل کازرون است و هم اثر در حال نگارش وی به موضوع «انقلاب اسلامی در کازرون» اختصاص دارد.

آخرین نظرات

نکاتی درباره‌ی رؤیت هلال ماه

پنجشنبه, ۱۳ مهر ۱۳۸۵، ۰۲:۵۹ ق.ظ
  • برخی گمان می‌کنند که زمان رؤیت هلال ماه در کشور ما حتماً باید یک روز بعد از کشورهایی همچون عربستان باشد در حالی که این تصور به کلی اشتباه است چرا که برخی از کشورها - مثل عربستان سعودی - برای اعلام اول ماه ملاک‌های دیگری غیر از رؤیت هلال نیست را برای اثبات اول ماه قمری معتبر می‌دانند.
  • میان برخی از مراجع در ملاک اثبات اول ماه اختلاف نظرهایی وجود دارد مثلاً برخی از مراجع مثل امام خمینی(ره) می‌فرمایند که اگر اول ماه در یک شهر ثابت شد، برای مردم شهر دیگر فایده ندارد (مگر آنکه آن دو شهر با هم نزدیک باشند یا افق آنها یکی باشد) اما برخی دیگر از مراجع مثل آیت الله تبریزی صرف ثابت شدن رؤیت ماه در یک شهر را برای تمام شهرهایی که در شب با همان شهر مشترک هستند (ولو مقدار اندکی از شب آن دو شهر مشترک باشد) را دلیل بر اثبات اول ماه در همه‌ی آن شهرها می‌دانند. برخی دیگر از مراجع مثل آیت الله مکارم نیز می‌فرمایند رؤیت ماه در یک شهر موجب حکم به ثبوت ماه در شهرهای هم افق است به علاوه‌ی اینکه اگر در بلاد شرقی ماه دیده شود برای کسانی که نسبت به آنها در بلاد غربی باشند کافی است اما بر عکس آن (یعنی دیدن ماه در بلاد غربی دلیل بر آغاز ماه در بلاد شرقی باشد) صحیح نیست.(2) گاهی منشأ اختلاف در آغاز ماه قمری اختلاف در فتاوای مراجع معظم تقلید درباره‌ی ملاک آغاز ماه است.
  • اول ماه به پنج روش ثابت می‌شود:
  •  اول؛ خود انسان ماه را ببیند [و یقین کند که آنچه دیده حتماً ماه بوده است نه چیزی شبیه به ماه.] اگر کسی «واقعاً موفق به رؤیت هلال شد» باید به وظیفه‌ی خود به عنوان آغاز ماه جدید عمل کند.

    دوم؛ [شیاع مفید علم یعنی] عده‌ای که از گفتن آنان یقین [یا اطمینان] پیدا می‌شود، بگویند «ماه را دیده‌ایم» و همچنین است هر چیزی که به واسطه‌ی آن یقین پیدا شود.

    تبصره: تواتر و شیاع؛ در رؤیت هلال ملاک است نه در عدم رؤیت آن! به عبارت دیگر اگر تواتر و شیاعی که مفید علم و یقین باشد مبنی بر اینکه ماه رؤیت شده است، صورت گرفت این شیاع را بسیاری از فقها در اثبات رویت هلاک نافذ می‌دانند اما حجیت شیاع در عدم رویت اصلاً معنا ندارد و به همین دلیل؛ کسانی که موفق به رویت نمی‌شوند حکم شاک (یعنی کسی که نسبت به رویت مشکوک است) را دارند.

    سوم؛ دو نفر مرد عادل بگویند که در شب، ماه را دیده‌ایم ولی اگر صفت ماه را برخلاف یکدیگر بگویند، یا شهادتشان خلاف واقع باشد مثل این‌که بگویند داخل دایره‌ی ماه طرف افق بود، اولِ ماه ثابت نمی‌شود. اما اگر در تشخیص بعض خصوصیات اختلاف داشته باشند مثل آن‌که یکی بگوید ماه بلند بود و دیگری بگوید نبود، به گفته‌ی آنان اول ماه ثابت می‌شود.

    تبصره 1: اگر دو نفر عادل مدعی ثبوت هلال و دو نفر عادل دیگر مدعی عدم ثبوت هلال باشند (یعنی اختلاف ناشی از تعارض دو بینه باشد) وظیفه‌ی مکلّف ردّ هر دو قول و عمل نمودن بر مقتضای اصل است.(3)

    تبصره 2: مقتضای اصل آن است که تا دلیل دیگری مبنی بر رؤیت هلال ماه جدید وجود نداشته باشد، نمی‌توان پس از گذشت 29 روز از ماه جاری حکم به آغاز ماه جدید نمود. اما پس از گذشت 30 روز از ماه جاری حتی اگر ماه رؤیت نشده باشد به آغاز ماه جدید حکم می‌شود.(4)

    تبصره 3: اگر دو شاهدعادل «مدعی ثبوت هلال» و دو شاهد عادل دیگر نه «مدعی عدم ثبوت هلال» بلکه «مدعی عدم علم به ثبوت هلال» باشند در این صورت قول مدعی ثبوت هلال حجت شرعی بوده و عمل کردن به آن واجب است.(5)

    چهارم؛ سی روز از اول ماه شعبان بگذرد که به واسطه‌ی آن، اول ماه رمضان ثابت می‌شود و سی روز از اول رمضان بگذرد که به واسطه‌ی آن، از اول ماه شوال ثابت می‌شود.

    پنجم؛ حاکم شرع حکم کند که اول ماه است.(6)

    1. تا زمانی که حاکم شرع نسبت به رؤیت هلال حکم نکرده و یا خود شخص به یکی از روش‌های مذکور نسبت به رؤیت هلال یقین پیدا نکرده است نمی‌توان کاری که لازمه‌اش آغاز ماه جدید است (مثل روزه گرفتن در آغاز ماه رمضان به نیت واجب و یا افطار کردن در آغاز ماه شوّال به عنوان عید فطر) را انجام داد.
    2. رؤیت ماه از نوع تشخیص موضوع است نه اعلام فتوای شرعی و اعلام هر فرد مبنی بر دیدن ماه (ولو اینکه آن فرد مجتهد یا مرجع تقلید باشد) تنها برای خود آن شخص حجت است اما برای دیگران؛ در حکم اقامه‌ی یک بینه است که می‌بایست درباره‌ی صحت ادعای این بینه تحقیق کرد و تا زمانی که بینه‌ی عادل دیگری پیدا نشده است [روش سوم] نمی‌توان تنها بر اساس سخن آن یک نفر کاری را که متناسب با رؤیت هلال است انجام داد.
    3. تفاوتی که بین حاکم شرع با سایر افراد وجود دارد استفاده از حکم است نه فتوا.
    4. در زمان تشکیل حکومت اسلامی حاکم شرع فقط به ولی‌فقیه مبسوط الید اطلاق می‌شود و استفاده از حکم اختصاص به ولی‌فقیه مبسوط الید دارد.
    5. «در مسایل متعلق به اداره‌ی کشور اسلامی و قضایایی که به عموم مسلمین ربط دارد، نظر ولی‌امر مسلمین باید متابعت شود. هر مکلفی باید از نظر مرجع تقلیدش [تنها] در مسایل شخصی و فردی، پیروی داشته باشد.»(7) چرا‌ که در غیر این صورت موجبات هرج و مرج و اختلال در نظام اجتماعی و سردرگمی مقلدین فراهم خواهد آمد. شهید بهشتی نیز در این‌باره می‌گوید: «در مسایل فردی این‌قدر سنگ مرکزیت در افتاء را به سینه نزنیم و سخت نگیریم و کسی از هر کسی می‌خواهد تقلید کند ولی در مسایل اجتماعی آنجا که وظیفه‌ی شما را درباره‌ی کوچک‌ترین مسایل اجتماعی بیان می‌کند، این فتوا صرفاً حق رهبر است.»(8)
    6. مسأله‌ی رؤیت هلال ماه دارای تأثیرات متعدد اجتماعی است لذا اعلام رسمی رؤیت هلال ماه در زمان برقراری حکومت اسلامی تنها بر اساس نظر ولی‌فقیه مبسوط الید صورت می‌گیرد.
    7. اگر حاکم شرع نسبت به رؤیت هلال ماه حکم کرد و حکم او شامل جمیع کشور بود، پیروی کردن از این حکم شرعاً برای تمامی شهرهای کشور و برای تمام مردم (حتی مراجع دیگر) واجب است. بدیهی است تا زمانی که رؤیت هلال برای ولی‌فقیه احراز نشده است نمی‌تواند به آغاز ماه جدید حکم کند.(9)
    8. طبق فتوای مقام معظم رهبری و برخی دیگر از مراجع معاصر از طریق رؤیت ماه با چشم مسلح (تلسکب و دوربین) نیز می‌توان به آغاز ماه جدید حکم کرد.
    9. در سال‌های اخیر، از جانب دفتر مقام معظم رهبری ستادی با عنوان «ستاد استهلال» راه‌اندازی شده است که این ستاد، وظیفه‌ی استهلال، در آغاز هر ماه قمری را بر عهده دارد. بر همین اساس هر ماه بخصوص در ماه‌های خاصی مانند ماه مبارک رمضان اکیپ‌های متعددی مجهّز به دوربین‌های پیشرفته‌ی نجومی، به سراسر کشور اعزام می‌شوند تا در صورت رؤیت هلال، خبر آن را به دفتر مقام معظم رهبری اعلام کرده و ایشان به آغاز ماه جدید حکم کنند. نتایج مشاهدات این ستاد در چند سال اخیر در بخش «استهلال» سایت مقام معظم رهبری به آدرس  http://www.leader.irقابل مشاهده است. در این بخش از سایت اطلاعات دقیقی از مشخصات نجومی هلال هر ماه (مانند زمان مقارنه‌ی ماه و خورشید، زمان غروب خورشید، زمان غروب ماه، ارتفاع ماه، فاصله‌ی زاویه‌اى ماه و خورشید)، پیش‌بینى تقاویم و نظرات کارشناسان و گزارش‌هاى واصله از ستادهاى استهلال دفاتر ائمه جمعه در استان‌ها و گروه‌هاى رصدى به همراه تجهیزات رصدى شامل تلسکوپ، دوربین‌هاى 120×20 و 150×40 و GPS، در سراسر کشور موجود است لذا با توجه به امکاناتی که در اختیار این ستاد قرار دارد امکان خطا بسیار اندک خواهد بود.
    10. عجیب آنکه گاهی با وجود اعلام متخصصین علم نجوم مبنی بر اینکه رؤیت هلال ماه حتی با چشم مسلح امکان‌پذیر نیست و نیز با وجود اعزام اکیپ‌های متعدد به سراسر کشور ماه با چشم مسلح دیده نمی‌شود اما در همین زمان اشخاصی (که بعضاً رؤیت ماه با چشم مسلح را کافی نمی‌دانند) مدعی می‌شوند که ماه با چشمان غیر مسلح رؤیت شده است (!!!) و متأسفانه برخی نیز تکالیف دینی خود را مترتب بر گفته‌ی این اشخاص می‌کنند. جالب اینکه هیچ‌گاه توضیح رسمی و مشخصی درباره کیفیت رؤیت هلال ماه از سوی این افراد ارائه نشده است!

     

    پی‌نوشت:

    1- بر اساس توضیح المسائل مراجع، فتوای حضرت امام خمینی، مسأله 1733، صفحه 902 از چاپ اول و رساله اجوبة الاستفتائات مقام معظم رهبری، سؤال 863 و 864 ، ص 928 از توضیح المسائل مراجع.

    2. بر اساس توضیح المسائل مراجع، ذیل مسأله 1735، صفحه 902 و 903 از چاپ اول.

    3- بر اساس سؤال 859 از اجوبة الاستفتائات مقام معظم رهبری، صفحه 927 از توضیح المسائل مراجع، چاپ اول.

    4. همان

    5. همان

    6- امام خمینی، توضیح المسائل مراجع، مسأله 1730، صفحه 900 از چاپ اول.

    7-  بر اساس سؤال 55 از اجوبة الاستفتائات مقام معظم رهبری، صفحه 36 از توضیح المسائل مراجع، چاپ اول.

    8-  جاودانه تاریخ : ج 8 ، ص 83 (نشریه عروة الوثقی، 9 دی 1361، ش 90، ص 35)

    9- بر اساس توضیح المسائل مراجع، فتوای حضرت امام خمینی، مسأله 1731، صفحه 901 و سؤال 853 و 859 از اجوبة الاستفتائات مقام معظم رهبری، صفحه 926 و 927 از توضیح المسائل مراجع، چاپ اول.

    نظرات  (۳۱)

    درایران مراجع عظام روز جمعه را روز اول ماه مبارک رمضان نامیده اند این مراجع ایات عظام سیستانی- مکارم شیرازی - یوسف صانعی - سید صادق شیرازی - حسینعلی منتظری - وحید خراسانی - اردبیلی - شبیری زنجانی این در حالی است که آیت الله خامنه ای روز پنجشنبه را روز اول ماه مبارک رمضان نامید در ایران سایت های رجا نیوز و رسا نیوز به تحلیل این خبر پرداختند ولی متاسفانه خبر ارسال شده را حذف کرده و فقط صفحات آن در نسخه ذخیره شده گوگل قابل دیدن است .
    اگر چنانچه مؤمنینی از مراجع معظم تقلیدی همچون حضرات آیات عظام منتظری،سیستانی ، وحید خراسانی ، صافی گلپایگانی و
    صانعی تقلید می نمایند باید بدانند که به نظر این بزرگواران روز اول ماه مبارک رمضان جمعه 23/6/1386 می باشد .برای اطلاع بیشتر می توانید به این پست های خبری مراجعه نمائید :
    http://manazel.blogfa.com/post-148.aspx
    با تشکر فراوان
    http://prblog.blogfa.com/post-194.aspx
    http://shayeghrma.blogfa.com/
    http://manazel.blogfa.com/post-148.aspx
    http://www.shia-news.com/Shownews.asp?
    Code=86062202&Comment=Yes#Comment
    دوست خوب و محترم
    با سپاس از لطف شما باید به عرض برسانم که نظر حضرات فقهای عظام در خصوص رویت هلال متفاوت است. اغلب مراجع بر این نظرند که یکی از راه های ثبوت رویت هلال اعلام حاکم شرع یا ولی فقیه است. اما برخی دیگر معتقدند که با اعلام حاکم شرع روزه یا افطار روزه واجب نمی شود مگر به فتوای مرجع تقلید مربوطه. بنا براین مقلدان گروه اول می توانند به نظر مقام معظم رهبری و حاکم شرع عمل کنند اما مقلدان گروه دوم باید به نظر مرجع تقلید خود عمل نمایند.
    مزید توفیقتان را آرزو مندم
    باسلام
    1-دوست عزیز از اینکه دقیقی قبل نظر شما را در وبلاگ خود دیدم خورسند شدم .
    2-همان گونه که خود نوشته اید در امور فردی هرکس باید به فتوای مرجع تقلید خود عمل نماید و روزه هم از همان امور است .
    3-اگر ملاحظه می فرمودید بنده نظر همهء علما از جمله مقام رهبری راهم ذکر نموده ام که می توانید به این پست مطلب مراجعه نمائید : "علت تأخیر ۱۴ساعته در اعلام اول رمضان از سوی ستاد استهلال به همراه نظرات کاربران"http://manazel.blogfa.com/post-149.aspx
    4-واما اینکه نوشته اید ستاد استهلال برای اعلام اول هر ماه قمری تشکیل شده است این را قبول دارم اما بنده می دانم و شما هم می توانید سوال نمائید که به جز اول ماه مبارک رمضان واول ماه شوال ( عید سعید فطر ) این ستاد تا کنون خروجی نداشته است .
    5- فتوای مقام رهبری در خصوص رویت هلال برای مقلدین ایشان ( اگر معظم له اعلم باشند) نافذ است وبرای سایر مردم حجت نیست چرا که حکم حکومتی نیست ، به عنوان مثال می توانید به فتوای حضرت آیت الله صانعی مراجعه نمائید که می فرماید :
    "حکم حاکم (کسی که از قِبل حکومت شرعی منصوب شده است )در مورد هلال ماه، نفوذ ندارد و قضا و عدم آن، منوط به یقین مکلّف نسبت به اوّل ماه یا آخر ماه است"و همچنین باید بدانیم که رویت هلال امری تقلیدی نیست و چنانچه خود فرد نتواند هلال ماه را در شب اول رویت نماید می تواند به گفتهءدو شاهد عادل مورد وثوق خود اعتماد نماید و به انجام عبادات خود بپردازد و بنده که فتوای ده تن از مراجع را برای اطلاع مقلدین آن بزرگواران آوردم برای اتمام حجت بود و چه خوب بود که در این زمینه بین تمام علما و مراجع معظم تقلید مثل این مسئله اتفاق نظر بوجود می آمد و مردم برای انجام عبادات خود در این ماه پر فیض الهی سردرگم نمی شدند وباید در ایام و لیلی مبارکهء قدر شاهد برگزاری شش شب قدر باشیم آیا این برای جامعهء شیعه خوشایند است ؟
    ادامهء بحث :
    6-اینکه گفته اید نظر حاکم برای سایرین شرط است ( این بحث طولانی می طلبد که کدام حاکم مد نظر است، آن هم حاکم دارای اجتهاد مطلق و اعلم از همه نه مجتهد متجزی و منتخب خبرگان و... البته این به معنای زیر سوال رفتن شرائط و صفات و وظائف رهبری کنونی نیست بلکه من به طور کلی گفتم ) این در صورتی است که اشتباه او یا اشتباه دلیل ( شاهدین ) او ثابت نباشد ( به تحریر الوسیلهء امام خمینی " ره " جلد 1 صفحه 543 مساله 5 مراجعه نمائید ) .
    7- در انتها باید اضافه نمایم با حضور ذهنی که دارم و تحقیقاتی که نموده ام در هیچ سالی مثل امسال این تعداد مراجع نسبت به رویت هلال ماه مبارک رمضان اتفاق نظر نداشته اند که ان شاءالله در همهء امور چنین باشد ( بخصوص در مورد اعلام روز عید سعید فطر ).
    از اطالهء کلام عذر می خواهم . باتشکر فراوان
    احمد رضائی - 8 / 7 / 1386
    1. دوست عزیز! اعلام اول یا آخر ماه یک مساله فردی نیست بلکه از واضح ترین مصادیق مسائل اجتماعی است و در مسائل اجتماعی تقلید از مجتهدان متعدد موجب هرج و مرج و اختلال در نظم اجتماعی خواهد بود.
    2. اینکه فرموده اید: «به جز اول ماه مبارک رمضان و اول ماه شوال (عید سعید فطر ) این ستاد (ستاد استهلال) تاکنون خروجی نداشته است .» دلیل بر بی اطلاعی شما از فعالیت های این ستاد است. خروجی فعالیت های این ستاد در تمام ماه های سه سال گذشته را می توانید در سایت مقام معظم رهبری http://www.leader.ir مشاهده کنید. خوب است علمای دیگر نیز مانند مقام معظم رهبری استهلال تمام ماه های سال و کیفیت و جزییات استهلالشان را مانند ایشان به اطلاع مردم برسانند.
    3. گفته شد که ملاک عمل در مسایل اجتماعی فتوای ولی فقیه مبسوط الید است و نیازی نیست که در این مسایل ولی فقیه حکمی صادر کند چرا که ادله عقلی به ما می گوید برای جلوگیری از تشتت، سردرگمی، اخلال در نظم عمومی، هرج و مرج و بلاتکلیفی در مسایل اجتماعی تنها یک فتوا می بایست ملاک عمل قرار گیرد (و با شناختی که از روحیات علما و فعالان در دفاتر ایشان وجود دارد این تنها راه عملی اتفاق آنهاست) مگر آنکه عقل را تعطیل کنیم و بگوییم هرچه بادا باد و تشتت و بلاتکلیفی را ناپسند ندانیم که ظاهراً برخی در عمل ثابت کرده اند که ناپسند نمی دانند!!!
    4. هر کس اندک آشنایی با مبانی امام خمینی(ره) در مسائل فقهی و بخصوص در مبحث ولایت فقیه داشته باشد می داند که ایشان نه تنها اعلمیت در مباحث فقهی را برای ولی فقیه لازم نمی دانند بلکه حتی مرجعیت بالفعل را هم لازم نمی دانند و در عین حال پیروی از ولی فقیه منتخب مجلس خبرگان را در مباحث اجتماعی لازم و ضروری می دانند. البته برای کسانی که سودای ولایت فقیهی افراد منزوی و معزول را هنوز هم در دل دارند هضم چنین دیدگاه هایی سخت و رنج آور است.
    ادامه بحث...
    5. برای من نسبت به مرجعیت برخی از اشخاصی که نام برده اید سوالی وجود دارد و آن اینکه شاید بدانید که برای تشخیص مرجع تقلید از غیر مرجع تقلید سه راه بیشتر وجود ندارد. راه اول که شخصی و مخصوص اهل علم است پس برای عموم مردم قابل پیمایش نیست. راه دوم آن است که دو نفر عالم عادل به مرجعیت شخص یا اشخاصی شهادت بدهند (البته در صورتی که دو نفر عالم عادل دیگر نظر دو نفر قبل را رد نکنند). و راه سوم آن است که جمعی از علمای عادل به مرجعیت شخص یا اشخاصی شهادت بدهند. من هر چه کردم نتوانستم مرجعیت برخی از اشخاصی که شما از آنها نام برده اید را ثابت کنم چون نه جمعی از علمای عادل (به معنای واقعی کلمه) را می شناسم که به مرجعیت آنها شهادت داده باشد و اگر هم گاهی یکی دو نفری پیدا شوند که بدون اغراض سیاسی مثلاً به مرجعیت آقای صانعی و صلاحیت علمی ایشان یا مثلا به عدالت آقای منتظری برای این مسئولیت بزرگ شهادت بدهند در مقابل آنها جمع کثیری از علمای عادل وجود دارند که صراحتاً صلاحیت آنها را نفی می کنند و می دانید که در این صورت نظر آن دو نفر نیز از حجیت ساقط خواهد شد.
    6. شما ادعا کرده اید که امسال تعداد علمایی که درباره اول سال اتفاق نظر داشته اند بیشتر از سالهای گذشته است و در عین حال بسیاری از بزرگانی که نظر آنها را نقل کرده اید (به فرض صحت نقل شما) اعلام کرده اند که روز پنجشنبه یوم الشک است. و خوب می دانید که شک دو طرف دارد و یک طرف آن هم این است که روز پنجشنبه اول ماه باشد پس چطور ادعای اتفاق علما را دارید؟! همین شما اگر امسال مقام معظم رهبری روز پنجشنبه را یوم الشک اعلام می کردند آیا سر و صدا راه نمی انداختید که وای تکلیف مردم چه می شود مردم که نمی توانند با شک و دو دلی و احتمال روزه بگیرند. دوست عزیز اگر کسی روز پنجشنبه را یوم الشک بداند معنایش این است که مثلا در اینکه شبهای قدرش چه روزی است شک دارد و این چه امتیاز و اتفاقی است؟! مطمئن باشید اگر رهبری روز پنجشنبه را یوم الشک اعلام کرده بود کسانی در دفتر آقای صانعی یا منتظری بودند که مثلا آنها را به یقین برسانند که روز پنجشنبه بدون شک اول ماه است!
    خانم شقایق!
    ضمن تشکر از نظر شما به عرض می رساند که اصل تقلید از مجتهدان مساله ای تقلیدی نیست بلکه مساله ای عقلی است و همان عقلی که اصل تقلید را ثابت می کند این مساله را نیز ثابت می کند برای جلوگیری از هرج و مرج در مسایل اجتماعی تنها از یک مرجع (ولی فقیه مبسوط الید) باید تقلید کرد.
    بنده خانم نیستم یک. شقایق هم نیستم دو. بله اصل تقلید اصل عقلی است اما جنابعالی هرگز فراموش نکنید که فقه و تفکر پویای شیعه صدها سال است پس از غیبت کبرای حضرت ولی عصر ارواحنا له الفدا بر اساس اجتهاد مجتهدانی زنده مانده که ضمن حفظ حرمت یکدیگر آرای هم را اگرچه استاد و شاگرد و مرید و مراد بوده اند نقد کرده و ضامن استقلال اجتهاد و مرجعیت بوده است و هرگز هم در طول قرون ماضیه شاهد هرج و مرج نبوده ایم. البته این به معنای نفی ولایت فقیه نیست که بحث ولایت فقیه مربوط به جای دیگری است و استهلال بحث دیگری دارد.
    اما اگر کسی حداقل اطلاعاتی در فقه داشته باشد و بخواهد بیش از رساله های عملیه بداند باید سری به حاشیه مراجع و مجتهدان بر کتاب عروه الوثقای سید کاظم یزدی بزند که آنجا هر فقیهی استدلالات خود برای فتاوایش را بیان می کند. بحثی که به نظرم باید همینجا تمامش کنیم اینست که هر مرجع تقلیدی برای خود و مقلدانش حجت است و این مایه ی افتخار و مباهات شیعه است که هیچ مقلد و مرجعی را به اجبار نمی توان به عمل به حکم دیگری مجبور کرد.
    والله اعلم
    با سلام
    آقای شایق!
    ضمن اظهار شرمندگی و عذرخواهی از اشتباه به وجود آمده در خواندن نام شما؛ به عرض می‌رساند که:
    1. اینجانب نه تنها منکر اجتهاد آزاد مجتهدان نیستم بلکه آنرا افتخار مکتب تشیع می دانم.
    2. این نکته را فراموش نکنید که اساساً دیدن یا ندیدن ماه نیازی به اجتهاد ندارد و هر کس بدون برخورداری از اندک دانش فقهی اگر ماه را دید می تواند بر اساس آن روزه بگیرد (در اول ماه رمضان) یا افطار نماید (در اول ماه شوال).
    3. غالب مراجع اعلام حاکم شرع (ولی فقیه) را در اثبات اول ماه لازم الاتباع می دانند (همچنان که خود شما نیز بر آن تصریح کرده اید) اما باید بدانید که آن تعداد محدودی که اعلام حاکم شرع را کافی نمی‌دانند نیز غالبا اعلام مجتهدان دیگر را نیز شرط نمی‌دانند بلکه به چهار روش دیگری که در مقاله «نکاتی درباره‌ی رؤیت هلال ماه» توضیح داده ام اکتفا کرده‌اند.
    4. به هر حال در مجموعه مسائلی که به روزه ارتباط پیدا می کند هیچ یک از آنها به اندازه اعلام رویت هلال از جنبه اجتماعی برخوردار نیست و آنچه عملاً در جامعه مشهود است سردرگمی ناشی از اعلام نظرهای مختلفی است که گاهاً از جانب دفاتر برخی از مراجع عظام ایجاد می شود. بی‌شک اگر این مساله تنها جنبه فردی داشت مشکلی به وجود نمی آمد و هر کس به فتوای مرجع تقلید خود عمل می کرد (البته اگر اعلام مرجع تقلید را در مساله استهلال نافذ بدانیم) اما مساله آغاز ماه تنها جنبه فردی ندارد و تشتت حاصل از اختلاف نظر در این مساله علاوه بر مشکلاتی که برای جامعه خود ما ایجاد می‌کند زمینه سوء استفاده دشمنان اسلام و تمسخر مکتب تشیع و نیز بدبینی برخی از جوانان و مردم به کارآمدی نهاد روحانیت و مرجعیت را نیز فراهم می آورد.
    5. تحصیلات اینجانب حوزوی است و بالتبع با کتاب‌ها، نظرات فقهی و اختلاف نظرهای مجتهدان بزرگوار آشنا هستم و نمونه‌هایی از اختلاف نظر آنها را در همین مساله (استهلال) در بند 4 و 13 از مقاله «نکاتی درباره‌ی رؤیت هلال ماه» آورده‌ام.
    موفق باشید.
    باسلام
    لطفاً برای رؤیت پاسخ مطلبتان سری به وبلاگ وستون مربوطه بزنید .
    با تشکر - 13/7/1386
    با سلام به آقای توحید
    به نظر می رسد از پاسخ بنده و به طریق اولی از مطلب درج شده در وبلاگ ناراحت شده اید ، البته نظر شما در پست مطلب دیگری درج شده بود که مجدداً زحمت کشیده و این مطالب را ثبت نمودید ،و اما پاسخ مطلب اخیرتان :
    1- اگر به متن پاسخ قبلی مراجعه نمائید ملاحظه خواهید نمود که بنده هم در خصوص اعلام اول ماه توسط حاکم معتقدم اما حاکمی که جامع الشرائط باشد و اعلم از همه مراجع ومی دانید که طبق اصل 109 قانون اساسی قبل از بازنگری از شرائط رهبری ، صلاحیت علمی و تقوائی لازم برای افتاء و مرجعیت بود که باتوجه به مسائل وحوادث سال 1368 این اصل تغییر نمود و شرط مرجعیت حذف گردید و نیز رهبری طبق قانون اساسی وظایفی دارد که در اصل 110 آمده است و در آن قید نشده که باید فتوا در همهء موارد بدهد ، البته اگر رهبری که مرجع هم باشد خیلی بهتر است ( منظور اعلم فقها می باشد ) و بر فرض که آقای خامنه ای مرجع باشند ( که متاسفانه رساله ندارند و کتاب اجوبه المسائل پاسخگوی نیاز مقلدان نمی باشد و من در بخش پاسخ به سؤالات و نظرات و داخل مطلب " اعلمیت و مرجعیت "مفصلاً بحث کرده ام که می توانید مراجعه نمائید ) قطعاً اعلم نیستند .
    2- نوشته بودم ستاد استهلال خروجی ندارد ، منظورم این بود که در رسانه ها هیچ اعلامی از این ستاد به گوش مردم نرسیده و نمی رسد و تقریباً از دور با ایشان آشنا هستم و می دانم که چگونه از بیت المال هزینه می کنند ولی کاری که به آنها محول شده است را خوب انجام نمی دهند و آیا همۀ مردم عوام به اینترنت دسترسی دارند که از اخبار این چنینی آگاه شوند و همین خبری را که من درج نمودم مگر چند نفر مطلع شدند یا مگر چنین اخباری آنهم از ناحیۀ مراجع معظم تقلید در رسانه ها بخصوص صدا وسیما پخش می شود ؟
    3-اگر ملاک و مستند گفته های جنایعالی فتاوا وسخنان حضرت امام خمینی است خوب است بدانید که ایشان رؤیت هلال را با چشم مسلح قبول ندارند ( به تحریرالوسیله جلد 1 ، بخش " راه ثابت شدن اول ماه رمضان وشوال مراجعه کنید ) و اینکه بنویسید با دوربینها و تلسکوپ های آن چنانی هلال ماه رؤیت شده بر خلاف فتوای امام و اکثر مراجع معظم فعلی است .
    ادامهء بحث با آقای توحید
    4- در همان کتاب مذکور تواتر و شیاع که باعث علم شود ، و کدام شیاع از نظر این 11 مرجع معظم تقلید ( با احتساب نظر حضرت آیت الله العظمی بهجت ) بالاتر که عبارتند از حضرات آیات عظام : منتظری ، سیستانی ، وحید خراسانی ، شبیری زنجانی ، مکارم شیرازی ، صانعی ، موسوی اردبیلی ، صافی گلپایگانی ، شیرازی و روحانی .
    5- شما چنانچه فردی را مرجع نمی دانید حق توهین نمودن به وی راهم ندارید ،و ازمیان 11 مرجع معظم تقلیدی که فتوای ای شان را نقل نموده امبه دو تن از ایشان حساسیت نشان داده و به عنوان مثال عدالت فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری که فالاعلم حضرت امام خمینی " ره " بوده و هیچ کس منکر آن نمی تواند شود ،(و بسیاری از علما قبل و بعد از انقلاب نسبت به آن شهادت داده اند که بنده در مباحث مطرح شده در وبلاگ از جمله بحث پیرامون خاطرات آیت الله مهدوی کنی به تفصیل به آنها اشاره نموده ام ) را زیر سؤال برده اید و همین طور صلاحیت علمی آیت الله صانعی که از بزرگترین شاگردان حضرت امام راحل و مراجع معظم حوزۀ علمیۀ قم می باشند را . خوب بود به صورت سؤالی مطرح می نمودید تا من هم پاسخ دهم. بنده راههای ثبوت مرجعیت را می دانم و چقدر خوب شد که شما به آن اشاره نمودید و حال طبق فرمایش خودتان با این راهها صلاحیت علمی و اعلمیت حضرت آقای خامنه ای را ثابت نمائید .
    6- نوشته اید : " البته برای کسانی که سودای ولایت فقیهی افراد منزوی و معزول را هنوز هم در دل دارند هضم چنین دیدگاه هایی سخت و رنج آور است. " می دانم منظور شما چیست ولی اگر قصد بحث علمی و طلبگی را دارید این گونه حرفها به آن لطمه وارد می سازد و آن مربوط به زمانی است که طرف مقابل حرف برای گفتن کم می آورد ، سخن درباب رؤیت هلال توسط مراجع بزرگوار تقلید است که حضرت آیت الله منتظری یکی از آنها می باشد و ربطی به رهبری و عزل ایشان ندارد ؟
    7- آیا به نظر شما 11 تن از مراجع معظم تقلید که چند نفر از ایشان اعلم و افقه علما و فقها می باشند ، کم است که آن را کوچک شمرده اید ؟
    ادامهء بحث با جناب توحید :
    8- اگر به مطالب قبلی بنده مراجعه می نمودید متوجه می شدید که حدیثی از قول امام صادق « علیه السلام » از کتاب شریف اقبال مرحوم سیدبن طاووس " ره " نقل نموده ام که آنحضرت( خلاصه وار )فرموده اند : « طبق نفرین ملائکه در عصر عاشورا ، موفق به دیده هلال ماه اعیاد اضحی و فطر یا عید فطر و روز اول ماه مبارک رمضان نخواهیم شد تا ظهور حضرت ولی عصر ( عج ) » بنابر این این کار هرسال ما ست که منتظر باشیم اول یا اخر ماه با شک اعلام شود ولی نظر بنده این بود که مناسب است در چنین مواقعی علما با مشورت یکدیگر این کار مهم را انجام دهند و اگر نوشتم امسال از سالهای دیگر این نظرات به هم نزدیک تر بوده ، خلاف نگفته ام و اگر شما شک دارید خلاف آن را اثبات نمائید و اگر مقام رهبری نظر این مراجع معظم تقلید را استفسار می نمود آیا مرتکب معصیت شده بود یا اینکه ایشان به نظرات علماء بخصوص مراجع معظم تقلید وقعی نمی نهند واگرباید رأی و نظر یک نفر در جامعه مطرح شود پس دیگر مرجعیت چه جایگاهی دارد وآیا مراجع معظم تقلید حق اظهار نظر ندارند؟ و یا بر فرض مراجع حضور داشته باشند ولی فقط به احکام نماز و روزه و شکیات و حیض ونفاس و... بپردازند و به مابقی امر دخالت ننماید و یا اینکه باید فقط حرف مقام رهبری ( که از طریق صحیح قانونی انتخاب شده که من غیر مستقیم منتخب ملت می باشد ) راتکرار نموده و بعضاً تأیید نمایند؟ و آیا در این صورت بهترین افراد روی زمین معرفی خواهند شد یا خیر ؟ و از شما می خواهم پاسخ دهید که آیا در این صورت از جایگاه منیع مرجعیت چیزی باقی می ماند ؟ . اگر شما برای مقام معظم رهبری همان جایگاه فقهی و علمی و سیاسی امام راحل " رضوان الله علیه " را قائل هستید باید بگویم که خوب است در اندیشۀ خود تجدید نظر نمائید چرا که انتخاب امام و حضورش در جامعه یک حضور دیگری است و همان گونه که بنا به فرمودۀ امیر المؤمنین علی " علیه السلام " نمی توان کسی را با اهلبت عصمت و طهارت مقایسه نمود همین طور بنده هم معتقدم کسی را نمی توان با امام راحل قیاس نمود . –
    بخش آخر پاسخ به آقای توحید :
    9- اینکه نوشته اید : « مطمئن باشید اگر رهبری روز پنجشنبه را یوم الشک اعلام کرده بود کسانی در دفتر آقای صانعی یا منتظری بودند که مثلا آنها را به یقین برسانند که روز پنجشنبه بدون شک اول ماه است! » آیا بینه و دلیلی دارید که قاطعانه و با اطمینان این حرف را می گوئید در حالیکه این دو مرجع بزرگوار نیز مانند سایر 9 مرجع دیگر به روز جمعه فتوا داده اند و فقط شما به این دونفر پرداخته اید ومن از شما می خواهم که جو سیاسی جامعه به دین شما لطمه وارد نسازد که چون « الدهر یومان ، یوم لک و یوم علیک » و حال که دست تقدیر برعلیه این دو بزرگوار است شاید ( ان شاءالله که چنین نباشد )شما هم مانند سایرین از این حرفها می زنید تا از آنها در این خصوص عقب نیافتید .
    در انتها از شما دوست عزیز تقاضا دارم در چارچوب بحثهای طلبگی به بحث بپردازیم تا طبق آیۀ شریفۀ قران کریم جدال احسن شود و الا خوب می دانید که به جدال قبیح تبدیل خواهد شد که نه تنها به جائی نخواهد رسید بلکه وقت و نیرو و ... را هم از هردویمان خواهد گرفت که نه شما را قانع خواهد کرد ونه مرا .
    اگر به این گونه نوشتم آن را از فحوا ونحوۀ پاسخ شما استنباط نمودم . با تشکر از لطف مجدد شما – 13/7/1386
    جناب رضایی!
    با سلام
    گرچه با فرار از پاسخ گویی به پرسش های بنده سعی کرده اید یک بحث طلبگی را به جدال سیاسی تبدیل کنید اما نه جهت اطلاع خوانندگان احتمالی مطالبتان ذکر نکاتی را لازم می دانم:
    1. در پاسخ به بند اول جوابیه شما عرض می کنم که
    اولاً: از قانون اساسی (چه قانون اساسی قبل از سال 68 و چه قانون اساسی بعد از آن) هرگز چنین برداشتی نمی شود که حاکم شرع (ولی فقیه) می بایست اعلم از همه مراجع باشد اگر لطف کنید و آن بخش از قانون اساسی که چنین ادعایی از آن ثابت می شود را برای خوانندگان خود عیناً نقل کنید شایسته خواهد بود.
    ثانیاً: شرعیت قانون اساسی به واسطه امضای آن توسط ولی فقیه (حضرت امام خمینی) است و همان ولی فقیهی که چنین اعتباری به قانون اساسی داده بود پیش از ارتحالشان در یک نامه رسمی به رییس وقت مجلس خبرگان (آیت الله مشکینی) اعلام کردند که شرط مرجعیت بالفعل برای ولی فقیه لازم نیست بلکه صلاحیت مرجعیت و افتا کفایت می کند و خود ایشان در موارد متعدد و نزد افراد متعددی (از جمله نزد آیت الله اردبیلی و مرحوم سید احمد خمینی و آیت الله هاشمی رفسنجانی) اجتهاد و صلاحیت علمی و سیاسی آیت الله خامنه ای را برای تصدی مقام عظمای ولایت فقیه تایید کرده اند.
    2. جنابعالی ضمن اشاره به جایگاه فقهی و علمی و سیاسی امام راحل ادعا کرده اید که معتقدید: «همان گونه که بنا به فرمودۀ امیر المؤمنین علی "علیه السلام" نمی توان کسی را با اهلبیت عصمت و طهارت مقایسه نمود همین طور بنده هم معتقدم کسی را نمی توان با امام راحل قیاس نمود.» اگر راست می گویید که امام خمینی و صلاحیت علمی و سیاسی ایشان اعتقاد دارید و این سخن را تنها برای استفاده ابزاری از امام بیان نکرده اید پس صداقت خویش را با التزام عملی خود به فرمایش امام خمینی (ره) در مورد صلاحیت علمی و سیاسی آیت الله خامنه ای برای تصدی مقام ولایت فقیه و همچنین تصریح حضرت ایشان بر عدم صلاحیت سیاسی و تقوایی آیت الله منتظری ثابت کنید.
    ...ادامه از قبل...
    3. نوشته اید که در اصل 110 قانون اساسی درباره اختیارات رهبری «قید نشده که باید فتوا در همهء موارد بدهد» این حرف از آن حرفهای عجیب و غریب است! کسی که فقیه و نه تنها فقیه بلکه حاکم شرع مبسوط الید هست و فقاهت و جامع الشرایط بودن وی به تایید بیش از 80 مجتهد عضو مجلس خبرگان (البته اگر حب منتظری و بغض حضرت آیت الله خامنه ای شما را به انکار صلاحیت 80 مجتهد مجلس خبرگان نکشانده باشد) رسیده است؛ در همه ابواب فقهی می تواند فتوا بدهد و این هیچ ارتباطی با قانون اساسی ندارد!!! مگر سایر فقها فتوا دادن و ندادن خود را منوط به اجازه قانون اساسی کرده اند که در مورد رهبری چنین باشد
    4. آنچه در اصل 110 قانون اساسی ذکر شده است تنها بخشی از اختیارات ولی فقیه است و لذا هم حضرت امام خمینی(ره) ولایت فقیه را مطلقه می دانست و هم در قانون اساسی لفظ ولایت مطلقه فقیه به کار رفته است. و امام خمینی(ره) نیز بر اساس همین ولایت مطلقه آقای منتظری را از قائم مقام رهبری عزل کرد و الا چنین اختیاری در اصل 110 برای ایشان ذکر نشده بود. (باز هم اعتقاد خود را به درایت، فقاهت و سیاست حضرت امام ثابت کنید!!!)
    ...ادامه از قبل...
    5. رساله نداشتن و عدم کفایت کتاب اجوبه الاستفتاآت برای پاسخگویی به نیاز مقلدان آیت الله خامنه ای را دلیل بر عدم مرجعیت ایشان دانسته اید! این استدلال نیز استدلالی سست و بی پایه است چراکه:
    اولا: حضرت آیت الله خامنه ای در کتاب اجوبه الاستفتاآت خود به بسیاری از نیازهای مقلدان خویش پاسخ گفته اند و علاوه بر آن کتابچه ای را منتشر کرده اند به نام راهنمای فتاوا که موارد اختلافی فتاوای خود با حضرت امام خمینی را در آن شرح داده اند به عبارت دیگر اگر یکی از مقلدان ایشان با مشکلی مواجه شد و پاسخ مساله شرعی خود را نه در کتاب اجوبه الاستفتاآت یافت نه جزو مسایل اختلافی ایشان با حضرت امام بود می تواند به فتوای حضرت امام مراجعه و عمل کند. به علاوه دوست عزیز! جهت اطلاع شما عرض می کنم که دنیای امروز دنیای ارتباطات است دفتر آیت الله خامنه ای در قم و تهران پاسخ گوی سئوالات شفاهی، تلفنی و کتبی مقلدان ایشان است علاوه بر آن سایت اینترنتی معظم له نیز پاسخ گوی مسائل شرعی مقدانشان می باشد.
    ثانیاً: مراجع معظم تقلید دیگری نیز وجود دارند که هم مقام علمی ایشان بر کسی پوشیده نیست و هم اصراری بر ارائه رساله عملیه ندارند به عنوان مثال تا چندی پیش تنها جلد اول از رساله عملیه آیت الله شبیری زنجانی منتشر شده بود و نمی دانم که آیا هم اکنون جلد دوم رساله ایشان منتشر شده است یا نه! یا حضرت آیت الله وحید خراسانی با آن مقام علمی اصلاً رساله عملیه ای منتشر نکرده اند پس آیا این دلیل می شود که ایشان مرجع تقلید نباشند!!!
    ثالثاً: برخی از مسائلی که در رساله های عملیه از آنها بحث شده است شاید در طول عمر مقلدان حتی یک مرتبه هم مورد ابتلاء آنها نباشد. اگر اینگونه مسائل را از رساله های عملیه حذف کنیم تفاوت چندانی با کتاب اجوبه الاستفتاآت مقام معظم رهبری نخواهند داشت.
    ...ادامه از قبل...
    6. نوشته اید که منظور شما از عدم خروجی ستاد استهلال عدم انتشار نتایج استهلال آنها در سایر ماه ها از رسانه ها است!
    اولاً: در دنیای امروز اینترنت یکی از رسانه های مهم محسوب می شود و چنانچه گفته شد گزارش استهلال این ستاد در سه سال گذشته در سایت مقام معظم رهبری منتشر شده است و علت عدم انتشار نتایج استهلال در ماههای غیر از رمضان و شوال عدم تقاضای مردمی و عدم حساسیت مردم نسبت به شنیدن نتایج استهلال سایر ماه ها است.
    ثانیاً: در مباحثه قبل، من پیشنهاد داده بودم که سایر مراجع معظم تقلیید نیز لااقل در ماه مبارک رمضان و ماه شوال نتایج استهلال خود را (لااقل در سایتشان) به همان دقتی که از طرف ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری بیان می شود در اختیار مردم قرار دهند. آیا کاری که مقام معظم رهبری انجام می دهند شایسته تر نیست؟!
    7. اینکه آیا رویت ماه با چشم مسلح کفایت می کند یا نه یک مساله اختلافی است و هر مجتهدی می تواند بر اساس تحقیقات فقهی خود یکی از این دو وجه (کفایت و عدم کفایت) را انتخاب کند و انتظار تقلید مجتهدی از فتوای حضرت امام خمینی (ره) در عدم کفایت چشم مسلح انتظاری عجیب و غریب است! مجتهد که حق تقلید ندارد! به علاوه، برخی دیگر از فقها همچون آیت الله فاضل لنکرانی(ره) و... نیز (همچون مقام معظم رهبری) به کفایت چشمان مسلح فتوا داده اند.
    ...ادامه از قبل...
    10. در مورد اثبات مرجعیت حضرت آیت الله خامنه ای شهادت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم (که همه مجتهد هستند) وجود دارد و این شهادت مصداقی از شهادت جمعی از علمای عادل بر صلاحیت مرجعیت ایشان (به عنوان یکی از راه های انتخاب مرجع) است. البته معمولاً مریدان آقای منتظری هیچ جمعی را دارای صلاحیت نمی‌دانند مگر آنکه آن جمع قبلاً ارادت خود را به آقای منتظری ثابت کرده باشد!!!
    11. نوشته اید: «اگر مقام رهبری نظر این مراجع معظم تقلید را استفسار می‌نمود آیا مرتکب معصیت شده بود یا اینکه ایشان به نظرات علماء بخصوص مراجع معظم تقلید وقعی نمی‌نهند.»!!! دوست عزیز! اگر شما اندک آشنایی با مسائل فقهی داشتید می دانستید که اگر یک نفر حتی اگر از عوام الناس باشد و مجتهد هم نباشد و یقین به رؤیت هلال پیدا کند در آن صورت می تواند به وظیفه خود (روزه گرفتن در اول ماه رمضان و افطار در اول ماه شوال) عمل کند. حال برای مقام معظم رهبری (به عنوان حاکم شرع و فقیه مبسوط الید) ثابت شده است که شب پنجشنبه ماه رؤیت شده است و چون اعلام اول ماه علاوه بر وظیفه شرعی در تعطیلات رسمی کشور نیز تأثیر گذار است یقین خود را به جامعه اعلام کرده‌اند در این میان برخی از مراجع دیگر (البته به ادعای شما) نسبت به رؤیت ماه در شب پنجشنبه شک دارند آیا عقل حکم می کند که کسی که شک دارد از کسی که یقین دارد استفسار کند (بلکه از این راه شک خود را به یقین تبدیل نماید) یا کسی که یقین دارد باید از کسی که شک دارد استفسار نماید؟؟!!!! اندکی در نحوه استدلال خود تفکر کنید.
    ...ادامه از قبل...
    8. دوست عزیز! تواتر و شیاع؛ در رؤیت هلال ملاک است نه در عدم رؤیت آن!
    به عبارت دیگر اگر تواتر و شیاعی که مفید علم باشد صورت گرفت مبنی بر اینکه ماه رؤیت شده است این شیاع را بسیاری از فقها در اثبات رویت هلاک نافذ می دانند اما حجیت شیاع در عدم رویت اصلاً معنا ندارد و به همین دلیل؛ کسانی که موفق به رویت نمی شوند حکم شاک (یعنی کسی که نسبت به رویت مشکوک است) را دارند و مراجعی که طبق ادعای شما روز پنجشنبه را یوم الشک اعلام کرده اند معنایش این است که برای آنها ثابت نشده است که ماه در شب پنجشنبه رؤیت شده باشد (یعنی ممکن است رؤیت شده باشد اما برای آنها ثابت نشده) و لذا 11 شک (اگر ادعای شما راست باشد) که سهل است اگر بی‌نهایت شک را با هم جمع کنی حتی به یک یقین هم نخواهی رسید. (توصیه می‌کنم قبل از اظهار نظر در مساله‌ای به این واضحی – البته در عالم طلبگی - ابتدا آنرا درست یاد بگیرید بعد بیان کنید)
    9. بنده به هیچ کسی توهین نکرده ام تنها از شما خواسته ام که برای من مرجعیت آقایان منتظری (از جهت عدالت) و مرجعیت آقای صانعی (از جهت فقاهت) را با یکی از دو روش علمی که برای اثبات مرجعیت وجود دارد ثابت کنید اما شما هیچ روشی برای اثبات آن ارائه نداده اید و در عین حال توقع دارید که ادعای شما را بپذیریم! حضرتعالی در دفاع از آقای منتظری به بحث فقاهت ایشان اشاره کرده اید در حالی که این مساله اصلاً مورد اشکال من نبوده است من به استناد سخن بسیاری از بزرگان از جمله حضرت امام خمینی (ره) نسبت به عدالت ایشان سئوال کرده ام و می دانید یکی از مهمترین شرایط مرجعیت عدالت است. در مورد آقای صانعی هم بنده نه جمعی از علمای عادل را می شناسم که به صلاحیت ایشان برای مرجعیت شهادت داده باشند (به عنوان یکی از روش‌های شناخت مرجع) و نه حتی دو نفر عالم عادل را سراغ دارم که به مرجعیت ایشان شهادت داده باشد و این شهادت در تقابل با شهادت حداقل دو نفر عالم عادل دیگر نباشد (به عنوان یکی دیگر از روش‌های شناخت مرجع) شما اگر طلبه باشید خوب می دانید که اکثر مراجع فعلی و مجتهدان حوزه علمیه قم منکر صلاحیت علمی ایشان برای مرجعیت هستند.
    ...ادامه از قبل...
    12. اینجانب به استناد حکم عقل و سخن برخی از بزرگان از جمله شهید بهشتی گفته ام: عقل حکم می کند که برای عدم تشتت و جلوگیری از سردرگمی و هرج و مرج در مسایل اجتماعی فتوای یک فقیه (فقیه مبسوط الید) ملاک عمل باشد و در مسایل فردی هر کس از مرجع تقلید خود تقلید کند اما شما در پاسخ نوشته اید: «آیا در این صورت از جایگاه منیع مرجعیت چیزی باقی می‌ماند؟» این سئوال شما از غفلت یا تغافل نسبت به این مسأله ناشی می شود که اساساً ولی فقیه خود یک مرجع است و با این کار جایگاه مرجعیت تقویت خواهد شد. آیا جایگاه مرجعیت در این صورت بیشتر تقویت خواهد شد یا در صورتی که هر مرجعی در اعلام اول و آخر ماه چیزی بگوید و عده ای ساده و یا مغرض؛ اساس مرجعیت و روحانیت شیعه را به تمسخر بگیرند؟!
    13. جایگاه مراجع معظم تقلید جایگاهی بس رفیع است و بحث اینجانب نسبت به دو شخصیت مذکور نه از باب شک آنها در رویت هلال در شب پنجشنبه بلکه از قرائن و شواهد فراوانی است که اکنون مجال بحث آنها نیست.
    14. بی شک اگر شما تعریضی به جایگاه علمی مقام معظم رهبری نمی زدید و در کنار آن به تبلیغ مرجعیت آقای منتظری نمی پرداختید (معلوم است از این کار چه پیامی به خوانندگان منتقل می شود) داعیه ای برای صراحت اینجانب وجود نمی داشت لذا برادرانه از شما می خواهم که نکند خدای ناخواسته حب و بغض نسبت به شخص یا اشخاصی باعث شود که دین خویش را به دنیای دیگران بفروشید.
    با تشکر
    "فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه "
    جناب توحید !

    با سلام
    احتراماً به عرض می رساند ؛ از آنجا که متأسفانه به سؤالات بنده پاسخ نداده و حتی حاضر نشده اید متن خبر مربوط به فتوای مراجع معظمرا مطالعه نمائید که بنده از اکثر معظم علیهم استفتاء نموده وبعد به درج در این وبلاگ پرداخته ام یا از سایت این بزرگواران ( به جز حضرات آیات بهجت و شبیری زنجانی که فاقد سایت هستند ) به استخراج مطلب پرداخته ام یعنی کاملاً مستند ؛ وقتی مستندات بدیهی و موجود را انکار نموده و آن را ادعا برمی شمارید حال چگونه توقع دارید که من به مطالب شما پاسخ دهم .
    مطلب دیگرمن غیرمستقیم اشاره به نامۀ منسوخ شدۀ 6/1/1368 امام خمینی " ره " خطاب به فقیه عالیقدر نموده اید که همه می دانند بعد از 10 سال منتشر شد ( جریان آن را یا می دانید یا بهتر است تحقیق نمائید )و این نامه ای است که متأسفانه مغرضان و کسانی که به آخرت خود فکر نمی کنند بلکه در این مسیر بدون ترس و واهمه ای آنچه می خواهند ونفسشان امر می کند فقط به آن استناد می نمایند و نامۀ دیگر حضرت امام را که تنها دوروز بعد منتشر شده ( صحیفه نور جلد 21 صفحۀ 112 ) را نادیده می انگارند که این نامه ناسخ نامۀ قبلی است و ....
    قصد نوشتن بیشتر را ندارم چرا که این بحث را علمی نمی دانم و وقت و زمان کافی برای پرداختن به آن را نیز ندارم ( چرا که فایده ای ندارد و من برای شما نوشتم که این بحث به جدال احسن ختم نمی شود بلکه جدالی است قبیح ) و اگر می دانستم که شما که خود را محقق و طلبه می دانید واقعاً قصد تحقیق و فراگیری این مسئله را دارید با شما تبادل نظر و بحث می نمودم اما چه کنم که نه شما از موضع خود عقب نشینی می نمائید ونه من که هردو خود را حق می دانیم ولی به قول معروف برای همیشه ماه پشت ابر پنهان نمی شود و آنگاه یا من خاسر و زیانکار خواهم شد یا شما.
    ادامه از قبل ،

    باز هم توصیه می کنم که برای اینکه حد اقل یک طرفه به قاضی نرفته باشید دلایل طرف مقابلتان را هم بشنوید وهم بخوانید تا مشمول آیۀ شریفۀ 7 سورۀ مبارکۀ لقمان ، نشوید ( پاسخ اکثر سؤالت شما در قسمت "پاسخ به سؤالات و اظهارنظرها " موجود است ازجمله استناد شما به اعلام مرجعیت ( فاقد اعلمیت ) آیت الله خامنه ای از سوی جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم که مرحوم آیت الله آذری قمی کاملاً توضیح داده ویا اشارۀ شما به نامۀ حضرت امام به مرحوم آیت الله مشکینی که آنچه گفته اید در آن نامه وجود ندارد و...
    ضمناً دوست عزیز حضرات آیات شبیری زنجانی و وحید خراسانی دارای رسالۀ عملیه می باشند و سوای از آن در رسالۀ جمعی مراجع منتشره از سوی جامعۀ مدرسین نیز موجود است ( شما که این مطلب به این سادگی را نمی دانید چگونه ادعا می کنید که علمی می خواهید بحث نمائید.وقابل توجه شما آنکه آیت الله وحید خراسانی دارای سایت اینترنتی هستند که می توانید مراجعه نمائید.
    در انتها بار دیگر متذکر می شوم تا زمانیکه تعصب را کنار نگذاشته و حرمت علمی و فقهی مرجع معظم تقلید را نگاه ندارید با شما بحث نخواهم نمود ولی درج مطالب شما در این وبلاگ ( در چارچوب اطلاعیۀ آن ) آزاد است .
    با تشکر -23 رمضان المبارک 1428 - 14 / 7 / 1386 - رضائی
    با سلام
    جناب آقای رضایی!
    1. راه خوبی را برای فرار از ادامه بحث انتخاب کرده اید بنده نیز چون می دانستم بحث با شما فایده ای ندارد در ابتدای جوابیه قبل خود اشاره کردم که این جوابیه را تنها برای خوانندگان احتمالی وبلاگتان می نویسم.
    2. اگر متن جوابیه مرا با دقت می خواندید متوجه می شدید که در مجموع 14 بند این جوابیه، به تمام سئوالات و مطالب شما پاسخ داده شده است اما این شما هستید که به بسیاری از مطالبی که بنده اشاره کرده ام یا جواب نداده اید یا در جوابتان به بیراهه رفته اید به عنوان نمونه هیچ جوابی به اشتباه فاحشتان در مساله شیاع و... نداده اید.
    کاش برای قضاوت خوانندگان؛ استدلال خود را در مقابل هر چهارده بند از جوابیه بنده (به ترتیب) بیان می کردید.
    2. درباره نامه حضرت امام خمینی به آقای منتظری ذکر نکات زیر لازم است:
    اولاً: تنها مرجع رسمی برای اظهارنظر درباره صحت و سقم مطالب منتسب به حضرت امام خمینی (ره) مؤسسه تنظیم و نشر آثار ایشان است که صحت این نامه از طرف این مؤسسه تأیید شده است.
    ثانیاً: آنچه به عدالت آقای منتظری ضربه می زند تنها این نامه نیست بلکه این نامه تنها نمونه ای از خون دلی است که وی برای امام و نظام اسلامی ایجاد کرد و در نهایت منجر به تصمیم انقلابی امام در عزل ایشان شد. در این زمینه آنقدر سند و مدرک وجود دارد که برای هیچ منصفی قابل انکار نیست. لو رفتن اسرار نظام از طریق بیت منتظری، حمایت از مهدی هاشمی معدوم و مطالب بسیار زیاد دیگری درباره وی وجود دارد که می توانید به کتابهای متعددی که در این رابطه نوشته شده است مراجعه کنید. (البته چه می شود کرد زمانی که: حب الشیء یعمی و یصم؟)
    3. من قبلاً در بند دهم از جوابیه خود پاسخ شما را درباره اظهارنظر جامعه محترم مدرسین پیش بینی کرده بودم چرا که با روحیه‌ی امثال حضرتعالی آشنا هستم.
    ...ادامه از قبل...
    4. نوشته اید که آنچه گفته ام در نامه امام به آیت الله مشکینی وجود ندارد پس خوب است متن کامل این نامه را برای خوانندگان احتمالی این بحث بگذارم و قضاوت در این باره را به فهم آنها واگذارم. حضرت امام خمینی(ره) در نامه به آیت الله مشکینی چنین نوشته اند: «بسم الله الرحمن الرحیم / حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای حاج شیخ علی مشکینی دامت افاضاته / پس از عرض سلام خواسته بودید نظرم را در مورد متمم قانون اساسی بیان کنم. هر گونه آقایان صلاح دانستند عمل کنند‚ من دخالت نمی کنم. فقط در مورد رهبری، ما که نمی توانیم نظام اسلامی مان را بدون سرپرست رها کنیم. باید فردی را انتخاب کنیم که از حیثیت اسلامی مان در جهان سیاست و نیرنگ دفاع کند. من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم که شرط مرجعیت لازم نیست. مجتهد عادل مورد تایید خبرگان محترم سراسر کشور کفایت می کند. اگر مردم به خبرگان رأی دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند‚ وقتی آنها هم فردی را تعیین کردند تا رهبری را به عهده بگیرد‚ قهری او مورد قبول مردم است. در این صورت او ولی منتخب مردم می شود و حکمش نافذ است. در اصل قانون اساسی من این را می گفتم ولی دوستان در شرط مرجعیت پافشاری کردند‚ من هم قبول کردم. من در آن هنگام می دانستم که این در آینده نه چندان دور قابل پیاده شدن نیست. توفیق آقایان را از درگاه خداوند متعال خواستارم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته / روح الله الموسوی الخمینی» (صحیفه امام: 9 اردیبهشت 1368)
    ...ادامه از قبل...
    5. نکند جنابعالی فکر می کنید تنها یک نسخه از رساله مراجع چاپ شده و آن هم فقط در دست شما وجود دارد که اینچنین قاطعانه بر ادعای بی اساستان پافشاری می کنید؟! اینجانب چاپ هفتم از توضیح المسائل مراجع که در سال 1381 از طرف انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم منتشر شده است را در اختیار دارم. در صفحه 12 از جلد دوم این رساله چنین نوشته شده است: «چون توضیح المسائل حضرت آیت الله زنجانی مدظله (نسبت به جلد دوم) {که از احکام خمس به بعد را شامل می شود} هنوز آماده نشده بود، فتاوای ایشان در چاپهای آینده درج خواهد شد – ان شاء الله» به علاوه در این کتاب حتی یک فتوا از مرجع عالیقدر حضرت آیت الله وحید خراسانی ذکر نشده است. مراجعی که فتاوای آنها در این کتاب ذکر شده دوازده نفر می باشند که عبارتند از حضرات آیات عظام امام خمینی، خامنه ای، اراکی، گلپایگانی، خویی، فاضل لنکرانی، بهجت، سیستانی، مکارم شیرازی، صافی، تبریزی و شبیری زنجانی (البته چنانچه گفته شد فتاوای آیت الله زنجانی نیز تا چاپ هفتم این کتاب تنها در جلد اول ذکر شده است).
    دوست عزیز! به شما توصیه می کنم که این نوع بحث کردن بپرهیزید چرا که باعث می شود خوانندگان مطالب شما از خود بپرسند که وقتی ادعای حضرتعالی در مواردی که اینچنین قاطع سخن می گویید تا بدین حد سست و بی اساس است در سایر موارد چگونه خواهد بود؟! من نگران آنم که خوانندگان وبلاگتان وقتی که پاسخ مطالبتان را مشاهده می کنند خدای ناکرده حضرتعالی را مصداق آیه ای که منتقد خودتان را بدان نواخته اید، بیابند!
    در پایان بار دیگر شما را به پرهیز از بیان مطالبی که نسبت به آنها علم کافی ندارید سفارش می کنم.
    ۱۵ مهر ۸۶ ، ۲۰:۱۸ یک بنده خدا
    آقای صنعتی
    سلام
    انصافاً الحق آخوند خوبی هستی ، چرا که مطالب و نظرات را از وبلاگ دیگر برای نشان دادن زیاد مراجعین در این ستون قرار دادید .
    منظورم را که ان شاءالله متوجه شدید ؟؟؟
    به امید اصلاح.
    بنده خدای عزیز!
    سلام
    جهت اطلاع حضرتعالی عرض می شود که اینجانب تنها نظراتی را از وبلاگ دیگران به وبلاگ خود منتقل می کنم که مربوط به نقد نوشته های خودم باشد و هدف از این کار نیز آن است که خوانندگان محترم در جریان متن کامل مباحثه دو طرف قرار بگیرند و از این طریق قضاوت درباره نظرات طرفین برای آنها آسانتر باشد و الا هر کسی به نظراتی که در ذیل این مقاله آمده است نگاه کند خواهد دید که این نظرات تنها مربوط به چهار نفر است. بعلاوه زیاد بودن مراجعین آنقدر اهمیت ندارد که بخاطر آن چنین کاری صورت بگیرد.
    ضمناَ سود دیگری که این کار دارد آن است که اگر طرف مقابل مباحثه، مطلبی که اینجانب برای آن نظر گذاشته ام یا یکی از نظرات بنده یا خودش را حذف کرد می توان آنرا در این وبلاگ مشاهده کرد.
    با تشکر از حضرتعالی
    گزارش ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری درباره رؤیت هلال ماه مبارک رمضان 1428 هـ . ق در روز پنجشنبه 22 شهریور 1386

    الف ـ مشخصات نجومى هلال
    1. زمان مقارنه ماه و خورشید: ساعت 16 و 14 دقیقه روز سه شنبه 20 شهریور 1386 (مطابق با 28 شعبان 1428).
    2. زمان غروب خورشید: ساعت 18 و 17 دقیقه
    3. زمان غروب ماه: ساعت 18 و 34 دقیقه.
    4. مدت مکث ماه بعد از غروب خورشید: 17 دقیقه.
    5. سن ماه: 26 ساعت و 4 دقیقه.
    6. ارتفاع ماه: 2 درجه و ۸۵ دقیقه.
    7. جدائى زاویه‌اى ماه و خورشید: 12 درجه و 7 دقیقه

    ب ـ پیش بینى تفاویم و نظرات کارشناسان
    (1) تقویم رسمى کشور که توسط شوراى تقویم وابسته به مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران استخراج مى‌‌شود، ماه شعبان المعظم را 29 روزه پیش بینى و روز پنج شنبه 22 شهریور 1386 را روز اول ماه مبارک رمضان دانسته است.
    (2) تقویم‌هاى آقایان مصباح و مصباح زاده نیز پنجشنبه 22 شهریور را اول ماه مبارک رمضان اعلام و نوشته‌اند هلال این ماه در شب پنج شنبه باریک و ضعیف دیده مى‌شود.
    (3) تقویم نجومى: پنج شنبه 22 شهریور را اول ماه مبارک رمضان اعلام و نوشته است هلال این ماه چهارشنبه شب به عرض جنوبى دیده مى‌شود.

    پیش بینى کارشناسان خارجى
    براساس پیش‌بینى رصدخانه آفریقاى جنوبى و همچنین براساس پیش بینى پروفسور یالوپ از رصدخانه لندن هلال رمضان در غروب روز چهارشنبه 29 شعبان در هیچ کجاى ایران قابل رؤیت نیست ولى پروفسور عودة رئیس رصدخانه اردن هلال رمضان را در روز چهارشنبه 29 شعبان در قسمتهاى جنوبى ایران قابل رؤیت مى‌داند.

    پیش بینى کارشناسان داخلى
    جمعى از اساتید و کارشناسان نجوم از جمله دکتر فاطمى مدیر گروه فیزیک دانشگاه باهنر کرمان، دکتر ریاضى استاد فیزیک دانشگاه شیراز، آقاى موحدنژاد استاد دانشگاه شریف و رئیس مرکز تقویم، آقایان بوژمهرانى و قاضى میرسعید کارشناسان رؤیت هلال بر این عقیده‌اند که هلال ماه رمضان بعد از ظهر روز چهارشنبه 2۱/6/86 در سراسر آسمان ایران در شرایط جوى مساعد با چشم مسلح قابل رؤیت است و در غروب روز چهارشنبه در شرایط مساعد جوى در قسمتهاى مرکز و جنوب کشور با چشم مسلح مى‌تواند رؤیت شود.
    ...ادامه از قبل ...

    گزارش‌هاى رؤیت هلال
    1- بین مرودشت و سپیدار شیراز: آقاى محسن شریفى سر گروه فسا به همراهى سه نفر با تلسکوپ 14 اینج بعد از غروب خورشید بین ساعت 03/18 تا 10/18 هلال را رؤیت کردند و مورد تأیید کارشناسان قرار گرفت.
    2- سعادت شهر شیراز: آقاى کبیرى سر گروه به همراه سه نفر با دوربین 120×20 بعد از غروب خورشید هلال را رؤیت کردند و مورد تأیید کارشناسان قرار گرفت.
    3- اراک: یک گروه 4 نفره به همراه امام جمعه آستانه شازند در 40 کیلومترى جنوب غربى اراک هلال را در ساعت 05/18 بعد از ظهر به مدت 7 دقیقه با تلسکوپ 8 اینج دیدند (همگى آنها از جمله امام جمعه هلال را دیده‌اند) این رؤیت نیز مورد تأیید کارشناسان قرار گرفت.
    4- تربت حیدریه: گروهى به سرپرستى مهندس مهدى مطیعى از ستاره شناسان آماتور معروف کشور و از همکاران مرحوم دکتر عدالتى در منطقه کامه اطراف تربت حیدریه هلال را در ساعت 27/17 بعد از ظهر قبل از غروب خورشید با استفاده از تلسکوپ 12 سانتى مترى انکسارى رؤیت کردند. این رؤیت نیز مورد تأیید کارشناسان قرار گرفت.
    5- اصفهان: آقاى علیرضا بوژ مهرانى عضو ستاد استهلال و رصدگر معروف در منطقه فریدَن اصفهان هلال را بعد از غروب خورشید با دوربین 80×15 رؤیت کرده و اطمینان دارند.
    6- کرمان: در منطقه خون‌سرخ، جنوب غربىِ کرمان آقاى غلامى سر گروه شناخته شده بعد از غروب خورشید هلال را با دوربین 150×40 رؤیت کرده و مورد تأیید کارشناسان قرار گرفت.
    7- کرمان: آقاى امیر زاده (در منطقه بَردسیر) سر گروه رصدى به همراهى آقاى قرگوزلى با تلسکوپ 8 اینج این هلال را قبل از غروب ساعت 15 رؤیت کردند، هر دو مورد کرمان مورد تأیید آقاى دکتر فاطمى عضو ستاد استهلال قرار گرفت.
    8- اراک: آقاى مهندس ثامنى سر گروه به همراه 4 نفر با تلسکوپ 14 اینج ساعت 29/13 از هلال عکس گرفتند.
    ... ادامه از قبل...

    اقدامات انجام شده و گزارشات واصله
    ستاد استهلال دفتر همه گروه‌هاى رصدى مجهز به دوربین‌هاى پیشرفته و گروههاى مجهز به تلسکوپ در سراسر کشور را جهت استهلال ماه مبارک رمضان بسیج کرد. گزارشات واصله به شرح ذیل مى‌باشد:

    استانهایى که هوا صاف بود و هلال رؤیت نشد:
    هرمزگان، قم، قزوین، یزد، آذربایجان شرقى، سیستان وبلوچستان، سمنان، ایلام، تهران و شهرستان کاشان.

    استانهایى که هوا ابرى یا غبار آلود بود و رؤیت نشد:
    اردبیل، خوزستان، زنجان، گلستان، بوشهر، آذربایجان غربى، کرمانشاه.

    ادامه دارد...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">