توحید .:. آثار و مقالات رضا صنعتی

توحید .:. آثار و مقالات رضا صنعتی

در بخشی از مطالب این سایت به بیان تاریخ شهرستان کازرون (به ویژه تاریخ معاصر آن) پرداخته شده است. این از آن روست که هم نویسنده اهل کازرون است و هم اثر در حال نگارش وی به موضوع «انقلاب اسلامی در کازرون» اختصاص دارد.

آخرین نظرات

۱۰ مطلب با موضوع «حوزه و روحانیت» ثبت شده است

تبلیغ و ترویج فرهنگ دینی و بالتبع مقابله با فرهنگ مهاجم، اصلی‌ترین وظیفه‌ی هر مؤمن دردمندی است. اما به راستی کدامین تبلیغ، مؤثرترین و پرنفوذترین روش در این جهت است؟

 

این پرسش از آن رو اهمیت می‌یابد که برخی با توجه افراطی به فرهنگ مهاجم و برآورد غلط از میزان اهمیت، تأثیر و روش مقابله با آن، عملاً به یکی از مبلغین این فرهنگ تبدیل شده‌اند.

 

طبیعتاً مهم‌ترین ره‌آورد چنین روشی، همکاری در ترویج فرهنگ مهاجم و در بعضی موارد ایجاد «خطورات ذهنی منفی» ـ به عنوان یکی از مهم‌ترین آفت‌های خودسازی معنوی ـ برای شخص مبلغ خواهد بود. (وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً)

 

این البته به معنای غفلت از صف‌آرایی دشمن در عرصه‌ی فرهنگ نیست بلکه توصیه‌‌‌ای به دقت و هوشمندی در گرفتار نشدن به دام شیاطین و بازی نکردن در زمین آنهاست. 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۲ ، ۱۸:۲۴

به مناسبت اولین سالگرد ارتحال حجت الاسلام والمسلمین سیدمرتضی علوی(ره)

دبیرستان را تا سطح دیپلم ریاضی خوانده بودم. تصمیم داشتم بعد از پایان دوره پیش دانشگاهی وارد حوزه شوم. علی‌رغم آن‌که حدود یک ماه از سال تحصیلی 76-75 گذشته بود و آن سال به گمانم برای اولین بار حوزه‌های علمیه نیز با آزمون سراسری پذیرش می‌کردند، اما با راهنمایی یکی از دوستان نزدیک [حجت الاسلام امین رصاف] که همان سال در حوزه‌ی علمیه‌ی آیت الله علوی خوانسار پذیرش شده بود، قید پیش‌دانشگاهی و... را زده، به صورت مستمع آزاد به خوانسار رفتم.

 

سیدمرتضی علوی خوانساری

حجت الاسلام والمسلمین سیدمرتضی علوی (ره)

حجت الاسلام والمسلمین سیدمرتضی علوی (ره) که مدیریت مدرسه را بر عهده داشت، موافقت کرده بود تا من خارج از مدرسه ساکن شده و به صورت مستمع آزاد از دروس حوزه استفاده کنم و سال بعد پس از پذیرش در امتحانات ورودی، دروس هر دو سال را با هم امتحان دهم.

 

آقای رصاف همه‌ی هماهنگی‌ها را انجام داده بود. پس از راضی کردن خانواده به خوانسار رفتم. در خوانسار یک اتاق (نزدیک حوزه) از طبقه‌ی فوقانی منزل مرحوم حجت الاسلام احمد شریعتی را به ازای ماهی دو هزار تومان به علاوه‌ی پرداخت یک ثلث از آب و برق و هرچه مصرف شود، اجاره کردم. البته الطاف آقای شریعتی و همسرش به ما بیش از ماهی دو هزار تومان بود!

۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۲ ، ۱۴:۲۶

بنده اظهارنظر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مبنی بر جایز التقلید نبودن آیت الله صانعی را در شرایط فعلی، اقدامی هوشمندانه ندانسته و آنرا موجب تشدید اختلافات سیاسی موجود و شکل گیری تصور برخورد جناحی با یک موضوع مهم، تخصصی و علمی می دانم اما به هر حال اعلام نظر این جامعه پرسش‌هایی را درباره جایگاه فقهی اعلام نظر جمعی از علما درباره صلاحیت یا عدم صلاحیت فرد یا افرادی برای تصدی مرجعیت شیعه برانگیخته است که در این مجال با استناد به فتوای آیت الله صانعی به این پرسش پاسخ داده می‌شود:

شرط اعلمیت برای مرجعیت

آیت الله صانعی در رساله توضیح المسایل خود در بیان یکی از شرایط مرجعیت می‌نویسد: «از مجتهدى باید تقلید کرد که ... و از مجتهدین دیگر، اعلم باشد؛ یعنى در فهمیدن حکم خدا از تمام مجتهدین زمان خود، استادتر باشد...» وی همچنین تصریح می‌کند: «تقلید از اعلم، واجب مطلق است نه مشروط؛ به این معنا که فرد باید اعلم را شناسایى کند و بفهمد اعلم کیست.»

این در حالیست که برخی سخنان حضرت امام خمینی (ره) در تأیید اجتهاد آیت الله صانعی را دلیلی بر رد نظر جامعه‌ی مدرسین درباره‌ی عدم صلاحیت ایشان برای تصدی مرجعیت عنوان کرده و بر نظر جامعه‌ی مدرسین خرده گرفته‌اند. در حالی که اجتهاد تنها یکی از شرایط مرجعیت است و علاوه بر اجتهاد شرایط دیگری چون اعلمیت (و یا حداقل در مظان اعلمیت بودن) را لازم دارد. پس حتی بر اساس نظر فقهی آیت الله صانعی نیز تایید اجتهاد وی از سوی حضرت امام نمی‌تواند دلیلی بر صلاحیت ایشان برای مرجعیت باشد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۸۸ ، ۱۹:۵۸

مقام معظم رهبری درآستانه‌ی ماه محرم الحرام در دیدار خود با جمعی از طلاب، روحانیان و مبلغان دین بر لزوم گفتمان سازی در امر تبلیغ تأکید ورزیدند.

 ایشان در این سخنان مسئله‌ى تبلیغ را ناظر به عمل همراه با بصیرت و یقین دانسته، بر ضرورت جریان‌سازی و گفتمان سازی در این عرصه تأکید کرده و فرمودند: «تبلیغ باید جریان ساز باشد، تبلیغ باید گفتمان ساز باشد، تبلیغ باید فضا ایجاد کند؛ گفتمان ایجاد کند. گفتمان یعنى یک مفهوم و یک معرفت همه‌گیر بشود در برهه‌اى از زمان در یک جامعه. آن‌وقت، این می‌شود گفتمان جامعه. این، با کارهاى جدا جداى برنامه‌ریزى نشده، حاصل نخواهد شد؛ این کار احتیاج دارد به برنامه‌ریزى و کارِ فعال و مثل دمیدن پیوسته‌ در وسیله‌ى فشارى است که می‌تواند آب یا مایه‌ى حیات یا هوا را به نقاط مختلفى که مورد نظر است، برساند. باید دائم با این دم دمید، تا این اشتعال همیشه باقى بماند. این کار هیچ نباید متوقف بشود و به برنامه‌ریزى احتیاج دارد. این گفتمان سازى براى چیست؟ براى این است که اندیشه‌ى دینى، معرفت دینى در مخاطبان، در مردم، رشد پیدا کند. اندیشه‌ى دینى که رشد پیدا کرد، وقتى همراه با احساس مسئولیت باشد و تعهد باشد، عمل به وجود مى‌آورد و همان چیزى می‌شود که پیغمبران دنبال آن بودند. فرهنگ صحیح، معرفت صحیح، در مواردى بیدارباش، در مواردى هشدار؛ اینها کارکردهاى تبلیغ است؛ آثار و نتایجى است که بر تبلیغ مترتب می‌شود.»

 ایشان همچنین در سخنان مهمی ضمن اشاره به حوادث پس از انتخابات و سوء استفاده‌هایی که دشمنان اسلام و نظام اسلامی از غفلت و خطای برخی از خواص به عمل آوردند، خواستار هوشیاری و بصیرت همگان در برابر فتنه‌های دشمن شده و یکی از وظایف مهم مبلغان دینی در عرصه‌ی گفتمان سازی را روشنگری و برجسته کردن این بصیرت دانسته و فرمودند: «در دنیایى که اساس کار دشمنان حقیقت بر فتنه‌سازى است، اساس کار طرفداران حقیقت بایست بر این باشد که بصیرت را، راهنمایى را، هرچه می‌توانند، برجسته‌تر کنند و این شاخص‌ها را، این مایزها را، این معالم‌الطریق را بیشتر، واضح‌تر، روشن‌تر در مقابل چشم مردم قرار بدهند، که مردم بفهمند، تشخیص بدهند و گمراه نشوند... مهمترین برهه‌اى و زمان و مکانى که تبلیغ، آنجا معنا می‌دهد، جائى است که فتنه وجود داشته باشد.»

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۸۸ ، ۱۵:۴۵

 

(به بهانه‌ی آغاز ثبت‌نام حوزه‌های علمیه)

مقدمه: با توجه به آغاز ثبت نام حوزه‌های علمیه گزیده‌هایی کوتاه از سخنان امام‌خمینی، مقام معظم رهبری و شهید مطهری را درباره‌ی نیاز دنیای امروز به روحانیون عالم و آگاه تقدیم می‌شود بلکه مشوقی باشد برای جوانانی که راه آینده‌ی خویش را بر اساس تکلیف شرعی و نیاز دنیای اسلام انتخاب می‌کنند. البته بر این نکته تأکید می‌کنم که مخاطب ما در این مطلب آن دسته از جوانان مؤمنی هستند که علی‌رغم علاقه به فراگیری علوم اسلامی این تصور که وجود آنها در حوزه‌های علمیه ضروری نیست مانع از ورودشان به این مرکز علمی و بهره‌مندی از اقیانوس عمیق معارف دین می‌شود.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۸۷ ، ۰۷:۰۱

گاهی‌ برخی‌ از جوانان‌ و نوجوانان‌ گمان‌ می‌کنند که‌ اگر یک‌ غیرروحانی‌ به‌ تبلیغ‌ دین‌ بپردازد، اثرات‌ بیش‌تری‌ در سطح‌ جامعه‌ خواهد داشت‌ و افرادی‌ که‌ حاضر به‌ نشستن‌ پای‌ سخنرانی‌ یک‌ روحانی‌ نیستند، با آغوشی‌ باز و گوشی‌ شنوا به‌ سخنان‌ یک‌ استاد دانشگاه‌ یا یک‌ مهندس‌ و یا دکتر گوش‌ فرا می‌دهند! لذا حتی‌ اگر ما قصد تبلیغ‌ دین‌ هم‌ داشته‌ باشیم، بهتر است‌ که‌ وارد یکی‌ از رشته‌های‌ دانشگاهی‌ شده‌ و به‌ تحصیل‌ یکی‌ از علوم‌ دانشگاهی‌ بپردازیم‌ و آنگاه‌ با استفاده‌ از مدرک، عنوان‌ و پرستیژ دانشگاهی‌ خود، کار فرهنگی‌ مؤ‌ثّرتری‌ انجام‌ دهیم. به‌ هر حال‌ ـ درست‌ یا غلط‌ ـ مردم‌ حرف‌ یک‌ دکتر را بهتر از یک‌ آخوند روضه‌ خوان‌ قبول‌ می‌کنند! این‌ عده‌ برای‌ اثبات‌ مدعای‌ خود، به‌ تأثیر شخصیت‌های‌ بزرگی‌ چون‌ شهید دکتر چمران، شهید رجایی‌ و... در سطح‌ جامعه‌ اشاره‌ می‌نمایند. برای‌ بررسی‌ درستی‌ یا نادرستی‌ این‌ ادعا باید پاسخ‌ چند پرسش‌ را بیان‌ نمود.

1ـ آیا واقعاً نفوذ کلمه‌ی یک‌ شخصیت‌ دانشگاهی‌ در جهت‌ تبلیغ‌ دین‌ از یک‌ شخصیت‌ حوزوی‌ بیش‌تر است؟

متأسفانه‌ برخی‌ از حرف‌ها و اظهارنظرهایی‌ که‌ در زمینه‌‌ی نقد روحانیت‌ و جایگاه‌ اجتماعی‌ آن‌ صورت‌ می‌پذیرد، فاقد هرگونه‌ تحلیل‌ صحیح‌ جامعه‌شناختی‌ است و غالباً در مقایسه‌هایی که از این جهت میان شخصیت‌های حوزوی و دانشگاهی صورت می‌پذیرد بالاترین درجات دانشگاهی با پایین‌ترین درجات حوزوی مقایسه شده، به نفوذ کلمه‌ی شخصیت‌های دانشگاهی در مقایسه با شخصیت‌های حوزوی حکم می‌شود! این در خالی است که اعضای‌ سازمان‌ روحانیت‌ را می‌توان‌ به‌ چند دسته‌‌ی کلی‌ تقسیم‌ کرد؛

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۸۶ ، ۱۷:۱۰

برخی‌ می‌گویند مگر جز این‌ است‌ که‌ نهایت‌ طلبگی، مرجعیت‌ و فتوا دادن‌ است؟ حالا به‌ فرض‌ که‌ شما به‌ حوزه‌ رفتید و مجتهد هم‌ شدید و حتی‌ رساله‌ی‌ عملیه‌ای‌ را هم‌ منتشر کردید؛ مگر این‌ همه‌ مجتهد و این‌ همه‌ رساله‌ تا چه‌ حد مؤ‌ثر بوده‌اند؟ مگر یک‌ «علی‌ الاحوط‌» را تبدیل‌ به‌ «علی‌ الاقوی‌» کردن‌ چه‌ اهمیتی‌ دارد که‌ انسان‌ عمر و زندگی‌ و تحصیلات‌ خود را برای‌ این‌ مسایل‌ بگذارد؟

در پاسخ‌ به‌ این‌ مسأله‌ باید گفت‌ که‌ اولاً: علوم‌ حوزوی‌ محدود به‌ علم‌ فقه‌ و فتوا نیست؛ بلکه‌ همچنان‌ که‌ بیان‌ شد، در حوزه‌های‌ علمیه‌ علاوه‌ بر علم‌ فقه، علوم‌ متعدد و بسیار مهمی‌ فراگرفته‌ می‌شود. فلسفه، کلام، اخلاق‌ و عرفان، تفسیر قرآن، حدیث‌ و رجال، تاریخ‌ و... از این‌ جمله‌اند و «اسلام‌ را به‌ تمام‌ ابعادش‌ روحانیون‌ حفظ‌ کرده‌اند، فقهش‌ را روحانیون‌ حفظ‌ کرده‌اند، احکام‌ سیاسی‌اش‌ را روحانیون‌ حفظ‌ کرده‌اند، تمام‌ این‌ها با زحمات‌ طاقت‌ فرسای‌ روحانیون‌ محفوظ‌ مانده.»(1) به‌ قول‌ حضرت‌ امام‌ «اگر علوم‌ اسلامی‌ مردانی‌ متخصص‌ نداشت، تاکنون‌ آثار دیانت‌ محو شده‌ بود.»(2) پس‌ «خیال‌ نکنید که‌ حالا ما دیگر احتیاج‌ نداریم. ما تا آخر احتیاج‌ به‌ علما داریم، اسلام‌ تا آخر احتیاج‌ دارد به‌ علما، این‌ علما اگر نباشند، اسلام‌ از بین‌ می‌رود. این‌ها کارشناس‌های‌ اسلام‌ هستند و حفظ‌ کردند اسلام‌ را تاکنون‌ و باید این‌ها باشند تا اسلام‌ محفوظ‌ بماند. اسلام‌ به‌ روشنفکر محفوظ‌ نمی‌ماند . روشنفکر  آن هست‌ که‌ آیهِ‌ صریح‌ قرآن‌ را مسخره‌ می‌کند. اسلام‌ با این‌ طبقه‌ [روحانیون] تا این‌ جا رسیده‌ است.»(3)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۸۶ ، ۲۲:۲۰

هم‌چنان که بیان شد مخاطب ما د‌ر این سلسله مقالات آن دسته از جوانان و نوجوانان مذهبی مستعد و با هوشی هستند که با وجود علاقه به دین مذهب، روحانیت و فراگیری علوم دینی پرسش‌ها، تصورات و شبهاتی مانع از پیوستن آن‌ها به حوزه‌های علمیه شده است.

مسأله‌ی علم و دانش‌جویی به خصوص برای آنان که در مرحله‌ی انتخاب راه آینده‌ی خویشند از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار است به گونه‌ای که کوچک‌ترین اشتباه و یا کم‌ترین سهل‌انگاری در این راه را به معنای نابودی آینده خود به حساب وی آورند لذا سعی دارند بهترین راه را یافته و بپیمایند. عده‌ای برای انتخاب آینده علمی خود به دهان دیگران چشم دوخته‌اند تا ببینند که کدام رشته‌ی علمی در جامعه دارای پرستیژ بالاتری است. عده‌ای دیگر به دنبال علمی می‌روند که آینده‌ی مادی بهتری داشته باشد بلکه بتوانند پول و پله‌ی بیش‌تری ذخیره کرده، زندگی مرفه‌تری داشته باشند. عده‌ای دیگر فقط به علایق شخصی خود توجه می‌کنند و هر ملاک دیگری حتی نیاز جامعه به علمی غیر از آنچه آنان می‌پسندند را بی‌اهمیت می‌دانند. عده‌ای دیگر نفس حضور در مجامع علمی را مهم می‌دانند و حتی اهمیت چندانی برای رشته‌ی تحصیلی، میزان علاقه‌ی خود و یا نیاز جامعه قائل نیستند. گروهی نیز عنان اختیار خویش از دست داده، انتخاب رشته‌ی علمی و محل تحصیل خود را به دیگران [پدر و مادر، اقوام و خویشان و یا دوستان خود] می‌سپارند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۸۶ ، ۲۱:۲۱

یکی‌ از ضعف‌های‌ حوزه‌های‌ علمیه‌ی ما این‌ است‌ که‌ آنچنان‌ که‌ باید، خود را به‌ جامعه‌ معرفی‌ نکرده‌اند. تصوراتی‌ که‌ اکثریت‌ مردم‌ جامعه‌ی‌ ما از حوزه‌های‌ علمیه‌ و طلاب‌ علوم‌ دینی‌ دارند، فرسنگ‌ها با واقعیات‌ فاصله‌ دارد و همین‌ تصورات‌ غلط، خسارت‌های‌ جبران‌ناپذیری‌ را بر پیکره‌‌ی‌ جامعه‌ی ما وارد ساخته‌ است.

مقام‌ معظم‌ رهبری‌ در این‌باره‌ می‌فرمایند:

«من‌ به‌ تحقیق‌ عرض‌ می‌کنم، مردم‌ ما ـ که‌ غالباً هم‌ به‌ حوزه‌های‌ علمیه‌ ارادت‌ دارند و آن‌ را دوست‌ می‌دارند ـ حوزه‌های‌ علمیه‌ را نمی‌شناسند و اهمیتش‌ را نمی‌دانند. یکی‌ از کوتاهی‌ها در خود حوزه‌ این‌ است‌ که‌ حوزه، درست‌ معرفی‌ نشده‌ است. مردم‌ نمی‌دانند که‌ در حوزه‌ی‌ علمیه، چقدر تلاش‌ علمی‌ نفیس‌ و با ارزش‌ می‌شود و در چه‌ رشته‌های‌ مهمی، چه‌ کارهای‌ بسیار ارزشمندی‌ انجام‌ می‌گیرد.»(1)

البته‌ با وجود این‌ کاستی‌ها، همه‌ ساله‌ جمعی‌ از جوانان‌ و نوجوانان‌ این‌ مرز و بوم‌ با عشق‌ و شوقی‌ وصف‌ناپذیر، خود را آماده‌ی‌ پیوستن‌ به‌ جمع‌ سربازان‌ امام‌ زمان(عج) در حوزه‌های‌ علمیه‌ می‌کنند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ ارديبهشت ۸۶ ، ۰۸:۱۰

انتقال معارف اسلامی به جوانان از جهت تأثیری که این مهم در سعادت دنیوی و اخروی آحاد جامعه دارد، ضرورتی غیر قابل انکار است اما دسترسی روحانیت به بسیاری از جوانان به دلایلی چون مشغولیت‌های درسی جوانان، وجود جاذبه‌های کاذب بر سر راه جوانان، عدم موفقیت نهاد خانواده و مدرسه در پیوند دادن آنها با مساجد، کم‌کاری نهادهای دینی، عدم جذابیت مساجد و... ممکن نیست. بر همین اساس چند سالی بود که جمع محدودی از دوستان طلبه بر خود لازم ‌دانستند؛ به جای آنکه در مساجد منتظر جوانان بنشینند، با بضاعت ناچیز خود به جمع دانش‌آموزان رفته و از زیبایی‌ها، جاذبه‌ها و دستورات نجات‌بخش‌ و دل‌نواز دین برایشان گفته و رابطه‌‌‌ی محبت‌آمیزی را با آنان پی‌ریزی کنند.

بهترین شیوه

گرچه روحانیان از گذشته تا کنون همواره در قالب سخنرانی و جلسات پرسش و پاسخ در جمع دانش‌آموزان در مدارس حضور می‌یافته‌اند اما این روش علی‌رغم تأثیراتی که داشته و دارد، نمی‌تواند پیوند عاطفی چندانی را ایجاد کند لذا برای ایجاد محیطی صمیمی که در آن دانش‌آموزان بتوانند به طرح سئوالات خود و گفتگو درباره‌ی شبهات ذهنی خویش بپردازند محیطی محدودتر از جلسات سخنرانی و پرسش و پاسخ نیاز بود. و این مهم ممکن نمی‌شد جز با حضور بر سر کلاس درس دانش‌آموزان و استفاده از برخی ساعات درسی خاص.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۸۵ ، ۰۸:۲۶